هر صدا، پیش از آنکه به صحنه برسد، در جایی بسیار ساده شکل میگیرد؛ گاهی در خانه، گاهی در میان جمعی کوچک، و گاهی در سرودهای صبحگاهی مدرسه. برای معصومه مهرعلی، این صدا از همان تجربههای نخستین آغاز شد؛ از تأثیر صدای مادر، از قرائت قرآن، و از میل آرام اما پیوستهای که بهتدریج به انتخابی جدی بدل شد.
مسیر او، بیش از آنکه مبتنی بر شتاب باشد، بر تداوم استوار بود. ورود به هنرکده موسیقی و شاگردی نزد استادانی چون محمود کریمی، نه فقط انتقال ردیف و تکنیک، بلکه انتقال نوعی نگاه به هنر بود؛ نگاهی که در آن، آواز صرفاً مهارت نیست، بلکه نوعی مسئولیت است. بعدها، توجه و همراهی محمدرضا شجریان نیز این مسیر را استوارتر کرد؛ مسیری که بهجای توقف در اجرا، به تدریس و انتقال دانش امتداد یافت.
در کارنامه مهرعلی، تدریس جایگاهی همسنگ اجرا دارد. این انتخاب، نشانه درکی عمیق از ماهیت هنر است؛ اینکه آواز، تنها در لحظه اجرا زنده نمیماند، بلکه در تداوم آموزش و در صدای نسلهای بعدی ادامه پیدا میکند. او از سالها پیش، به توصیه استادش، این مسیر را جدی گرفت و به یکی از چهرههای اثرگذار در آموزش آواز ایرانی بدل شد.
شاید مهمترین وجه این زندگی هنری، همان جملهای باشد که از او نقل شده است: «هنرمندی شغل نیست، شیوه زیستن است.» این نگاه، تفاوت میان اجراگر و حامل یک سنت را روشن میکند. در این معنا، آواز نه فقط صدا، بلکه نوعی حضور در جهان است؛ حضوری که با اخلاق، تعهد و انتقال معنا شکل میگیرد.
زادروز معصومه مهرعلی، یادآور چنین حضوری است؛ حضوری آرام، پیوسته و ماندگار، که بیش از هر چیز، در صداهایی که پرورش داده و در سنتی که به تداوم آن کمک کرده، شنیده میشود.
