به گزارش خبرنگار ایلنا: روز شنبه ۱۵دی ماه، حادثهای برای یکی از کارگران خدماتی شاغل در شهرداری منطقه چهار تبریز، حین پاکسازی و جمع آوری زباله بر روی پل سرداران فاتح (به سمت میدان آذربایجان) بر اثر برخورد با خودرو سواری اتفاق افتاد.
او با بیان اینکه پاکبان جانباخته «سجاد کبیری» نام دارد، گفت:
علیرغم استفاده کردن از رنگ لباس مناسب و چراغ شبرنگ، این کارگر متأسفانه بر اثر شدت ضربه وارده یک خودرو سواری جان خود را از دست میدهد و از قرار معلوم راننده خاطی متواری شده است.
در این خبر اسفناک عناصری جمعند که انسان را به تفکر وا میدارد:
کار یک کارگر بر روی پل و انتظار عدم اصابت اتومبیلهایی که با سرعت از روی پل در حال حرکتند، پلی که هیچکس انتظار ندارد کارگری در آن موقعیت، بر روی آن مشغول کار باشد و کافی پنداشتن رنگ لباس و چراغ شبرنگ… چه انتظار محالی؟!
ما را چه میشود که عادت میکنیم پیشبینی نکنیم، سهل انگاری کنیم، تقصیرها را به گردن حادثه بیندازیم؟ آیا مجبوریم جان بهترین انسانهای زحمتکشمان را به خطر بیندازیم؟ آیا چارهی دیگری نیست؟! چرا در چنین موقعیت پرخطری از ماشینهای رفت و روب مکانیزه استفاده نمیکنیم؟!
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۲:
مهدی پیرهادی رئیس کمیسیون سلامت محیط زیست و خدمات شهری شورای اسلامی شهر تهران در نخستین تذکر جلسه مذکور، با اشاره به حادثه تصادف در بزرگراه شهید چمران و جان باختن یک کارگر خدمات شهری اظهار داشت: در بزرگراهها و اتوبانها حتما باید از خودروهای مکانیزه برای رفت و روب استفاده شود.
وی تاکید کرد موضوع ایمنی کارگران باید بر اساس بخشنامه ایمنی سلامت و بهداشت محیط (hse) و دستور العملهای آن باشد.
شورای شهر تهران، یک سال و نیم قبل به این نتیجه رسید. ما چند کشتهی دیگر باید بدهیم تا به همین نتیجه برسیم؟!
دکتر نرمینه معینیان