شرم سنتی و فقر پنهان؛ روایت نادیده‌گرفته‌شده زن در ایران

قاعدگی یک واقعیت طبیعی است، اما برای بسیاری از زنان، به هزینه‌ای پنهان و گاه سنگین تبدیل شده است؛ هزینه‌ای که در سکوت پرداخت می‌شود و در برخی موارد، به انتخاب میان سلامت و معیشت گره می‌خورد.
شرم سنتی و فقر پنهان؛ روایت نادیده‌گرفته‌شده زن در ایران

هر ماه، بدن زن کار خودش را می‌کند.
خون می‌آید. درد می‌آید. ضعف می‌آید.
و پشت این روند طبیعی، یک قبض نانوشته صادر می‌شود: نوار بهداشتی.

یک بسته معمولی: ۵۰ تا ۹۰ هزار تومان
مدل خارجی: تا ۲۰۰ هزار تومان و بیشتر
مصرف سالانه: ۲۴ تا ۴۸ بسته
یعنی حداقل ۴ میلیون تومان برای محصولات داخلی.
اگر برند خارجی باشد، تا ۱۰ میلیون تومان هم می‌رسد.
ده میلیون، یعنی رقمی نزدیک به درآمد یک ماه یک زن شاغل با حقوق متوسط. یک ماه از دوازده ماه سال، صرف نیاز بدنش می‌شود.

برای خانواده‌های سنتی، کم درآمد و محروم، این اعداد ملموس‌تر است:
دختری که بین خرید ضروریات و پدمناسب تصمیم می‌گیرد،
مادر شاغلی که با دست خالی می‌خواهد نیاز فرزندش را تأمین کند.
اعداد دیگر مجرد نیستند؛ هر تومان، هر بسته، بخشی از سختی روزمره و شرم ناگفته است.

این ترکیب شرم و فقر، فقر پریود را در ایران گسترده کرده است.
گزارش‌های رسانه‌ای (هم‌میهن، خبرآنلاین، ۱۴۰۴) از مناطق محروم (گلستان، خراسان، یاسوج، هرمزگان، خوزستان و حاشیه شهرها) حکایت دارند که زنان و دختران به جای نوار بهداشتی از روزنامه باطله، پارچه‌های کهنه یا دستمال‌کاغذی جمع‌شده از قبرستان و مراسم استفاده می‌کنند.
بسیاری تنها یک لباس زیر دارند که کل دوره (۴–۷ روز) همان را می‌پوشند و می‌شویند.

وقتی محصول استاندارد در دسترس نباشد، جای آن را پارچه کهنه، دستمال کاغذی یا استفاده طولانی‌مدت از یک وسیله می‌گیرد.
پیامدش فقط ناراحتی موقت نیست؛ عفونت‌های مکرر، کم‌خونی، خستگی مزمن است .
حدود یک‌سوم زنان در سنین باروری با کم‌خونی مواجه‌اند و بخشی از این وضعیت با خونریزی ماهانه و دسترسی ناکافی به مراقبت و تغذیه مناسب گره خورده است.و این فقط آغاز ماجراست.
قاعدگی‌های سنگین یا طولانی، مصرف را بالاتر از میانگین می‌برد.
هزینه فقط خرید پد نیست: داروهای مسکن، مکمل آهن، لباس و پوشاک مناسب، و گاهی رفت‌وآمد جداگانه؛ وقتی درد اجازه استفاده از حمل‌ونقل عمومی را نمی‌دهد و اسنپ یا تاکسی به انتخاب ناگزیر در موقعیت های شهری تبدیل می‌شود.جمع این هزینه‌ها، آرام و بی‌صدا، بخشی از درآمد سالانه زنان را می‌بلعد.

در خانه‌هایی که پول کم است و گفت‌وگو دشوار، دختر نوجوان نمی‌تواند مستقیم بگوید «پد لازم دارم».
واژه حذف می‌شود. درخواست نیمه‌کاره می‌ماند.گاهی هم اصلاً مطرح نمی‌شود.
اینجاست که فقر اقتصادی با فقرِ امکانِ گفتن تلاقی می‌کند.پیامد اجتماعی هم دارد: غیبت از مدرسه، افت تحصیلی، کاهش اعتمادبه‌نفس و بازتولید چرخه فقر.

قاعدگی انتخاب نیست.تجمل هم نیست. یک واقعیت زیستی است که هزینه‌ اش اجتماعی شده.
اگر سیاست‌گذاری یعنی اولویت‌بندی نیازهای پایه، چرا این نیاز هنوز در سبد حمایت رسمی جایی ندارد؟
چرا آموزش عمومی برای شکستن تابو جدی گرفته نمی‌شود؟
چرا توزیع حمایتی در مدارس مناطق محروم، پایدار نیست؟

زن تا کی باید برای یک عملکرد طبیعی بدنش، هم پول بدهد، هم شرم بکشد؟

به قلم: وحیده برزگر

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=15279

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: