غلامحسین فرنود در پنجم اسفند ۱۳۱۹ در تبریز به دنیا آمد؛ در شهری که سنت فرهنگیاش، همواره با کتاب، اندیشه و زبان پیوند خورده بود. مسیر زندگی او نیز از همان آغاز، با آموزش و ادبیات گره خورد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تبریز گذراند و سپس بهعنوان آموزگار، وارد مدارس آذرشهر شد؛ جایی که نخستین تجربههای او از پیوند آموزش و مسئولیت اجتماعی شکل گرفت.
ورود به دانشکده ادبیات تبریز و تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی، افق تازهای پیش روی او گشود. او تنها به یادگیری زبان بسنده نکرد، بلکه زبان را به ابزاری برای انتقال اندیشه بدل ساخت. از سال ۱۳۴۳ با روزنامه «مهد آزادی» همکاری کرد و صفحهای با عنوان «نقشها و اندیشهها» را نوشت؛ صفحهای که به مباحث نظری هنر و ادبیات میپرداخت و نشان میداد فرنود، ادبیات را عرصهای برای تفکر میداند، نه صرفاً روایت.
فعالیت او در عرصه نشر، وجه دیگری از شخصیت فرهنگیاش را آشکار کرد. بهعنوان ویراستار و مسئول نشر، در انتشار آثار مهم ادبی و تاریخی نقش داشت و با چاپ و آمادهسازی کتابهایی از نویسندگان برجسته، به جریان یافتن اندیشه کمک کرد. انتشار آثار آموزشی، تاریخی و ادبی، برای او نه یک حرفه، بلکه نوعی تعهد فرهنگی بود؛ تعهدی به آگاهی و دانستن.
فرنود همچنین به ترجمه بهعنوان پلی میان جهانها نگاه میکرد. ترجمه آثار ادبی، تاریخی و اجتماعی، از نویسندگان گوناگون، نشان میدهد که او به انتقال تجربههای انسانی از فرهنگی به فرهنگ دیگر باور داشت. او حتی برای نوجوانان، روایتهای سادهنویسیشدهای از آثار کلاسیک جهان فراهم آورد تا ادبیات، از همان سالهای نخست زندگی، به بخشی از تجربه نسلهای تازه بدل شود.
زندگی فرنود، تنها به نوشتن و ترجمه محدود نماند. او در گسترش کتابخانههای مدارس، در چاپ و نشر آثار آموزشی و در فراهم کردن امکان دسترسی به کتاب، نقش فعالی ایفا کرد. برای او، کتاب نه یک شیء، بلکه یک امکان بود؛ امکانی برای رشد، برای دیدن جهان و برای تغییر.
زادروز غلامحسین فرنود، یادآور نسلی از اهل قلم است که ادبیات را از برج عاج به میان زندگی آوردند. نسلی که باور داشت دانستن، نه یک امتیاز، بلکه یک ضرورت است. فرنود از جمله کسانی بود که زندگی خود را صرف این ضرورت کرد؛ مردی که در سکوت کلمات، به ساختن آیندهای آگاهتر ایمان داشت.
