از منظر جمهوری اسلامی ایران، علم، بهویژه علوم انسانی، ابزاری برای فهم جهان و هدایت جامعه است. در طول دهههای پس از پیروزی انقلاب، یکی از مهمترین مطالبات مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای، مسئله تحول بنیادین در علوم انسانی بوده است. ایشان بارها تأکید کردهاند که علوم انسانی موجود، که عمدتاً ریشه در جهانبینی و تفکر غربی دارند، قادر به پاسخگویی به نیازهای فکری، فرهنگی و مدیریتی جامعه اسلامی ایران نیستند. این علوم غالباً با مفروضات سکولار، مادیگرایانه و انسانمحور تربیت شدهاند که با مبانی اسلامی و توحیدی ما سازگاری ندارند.
بر این اساس، «بومیسازی» به عنوان یک استراتژی کلان علمی مطرح شده است. بومیسازی علوم انسانی به معنای کنار گذاشتن دانش جهانی نیست، بلکه بازنگری انتقادی در مبانی، مفاهیم، نظریهها و روششناسیهای این علوم و سپس تولید دانش جدیدی است که مبتنی بر جهانبینی اسلامی و متناسب با فرهنگ و مسائل جامعه ایران باشد.
در این میان، روابط عمومی به عنوان یکی از رشتههای علوم انسانی کاربردی، نقشی دوگانه و حیاتی در این فرآیند ایفا میکند: اولاً، روابط عمومی خود نیازمند بومیسازی است تا بتواند اصول ارتباطات و مدیریت افکار عمومی را بر مبنای اخلاق و ارزشهای اسلامی پیادهسازی کند؛ ثانیاً، روابط عمومی میتواند به عنوان موتور محرک و مفسر اصلی، گفتمان بومیسازی را به بدنه دانشگاهی، سیاستگذاران و عموم جامعه منتقل کرده و مقاومتها در برابر این تحول را کاهش دهد. این مقاله با تحلیل بیانات رهبری، چارچوب نظری بومیسازی را تبیین کرده و جایگاه روابط عمومی را در تحقق این هدف تعریف میکند.
بخش اول: تبیین مفهوم تحول و بومیسازی علوم انسانی از دیدگاه امام خامنهای
تحول علوم انسانی در دیدگاه رهبری، صرفاً یک تغییر شکلی یا افزودن چند واحد درسی جدید نیست، بلکه یک دگرگونی پارادایمی عمیق است که ریشه در نقد بنیادین مفروضات اولیه دارد.
۱. نقد مبانی فکری علوم انسانی غربی
امام خامنهای بر این باورند که علوم انسانی غربی بر پایههایی استوار است که به طور ذاتی با آموزههای اسلامی در تعارض است. هسته مرکزی این نقد به سه حوزه اصلی بازمیگردد:
سکولاریسم (جدایی دین از سیاست و علم): غالب نظریههای علوم انسانی غربی، از جمله در حوزههای اقتصاد، سیاست و جامعهشناسی، بر فرض استقلال کامل انسان از مبدأ خالق بنا شدهاند. این رویکرد منجر به نادیده گرفتن غایتمندی هستی و جایگاه معنوی انسان میشود.
مادیگرایی و تجربهگرایی محض: تأکید صرف بر دادههای حسی و قابل اندازهگیری، توانایی این علوم را در تحلیل ابعاد غیرمادی و ارزشی جامعه محدود میسازد.
جهانبینی تاریخی و جغرافیایی خاص: این علوم بازتابدهنده منافع تاریخی غرب و سرمایهداری است و در تلاش برای جهانیسازی این مدل فکری خاص، به هویتهای محلی و ارزشی آسیب میزند.
رهبری معتقدند که تا زمانی که این مبانی زیربنایی نقد و جایگزین نشوند، هرگونه تلاش برای «بومیسازی» صرفاً سطحی خواهد بود.
۲. لزوم انقلابی بودن علم
یکی از مفاهیم کلیدی در گفتمان رهبری، انقلابی بودن علم است. علم انقلابی، علمی است که:
الف) جهتدار باشد: هدف آن صرفاً کسب دانش برای دانش نیست، بلکه تولید دانش جهتدار است که در خدمت آرمانهای انقلاب اسلامی، عدالت، استقلال فرهنگی و رفع موانع پیشرفت جامعه باشد.
ب) مبتنی بر تولید باشد: باید از حالت مصرفکننده صرف خارج شده و تبدیل به تولیدکننده محتوا و نظریه شویم. ایشان تأکید کردهاند که نباید انفعال علمی پذیرفته شود و جامعه باید از حالت مصرفی دانشهای وارداتی خارج شود.
ج) مسئلهمحور باشد: علم باید فعالانه به حل مشکلات جامعه اسلامی، از فقر و فساد گرفته تا چالشهای مدیریتی و فرهنگی، بپردازد.
۳.نقش روابط عمومی به عنوان کانون بومیسازی
روابط عمومی به عنوان دانشی میانرشتهای که بر پایه ارتباطات، اقناع و مدیریت تصویر و معنا استوار است، باید کانون نهادینهسازی مبانی بومی شود. این نقش شامل موارد زیر است:
تولید گفتمان بومی: روابط عمومی باید با استفاده از مفاهیم اسلامی-ایرانی، الگویی از ارتباطات اخلاقمدار و متعهد به ارزشها را طراحی کند که متضاد با تکنیکهای صرفاً ابزاری و فریبنده روابط عمومی غربی باشد.
تفسیر و ترویج: باید به عنوان مترجم میان نظریهپردازان علوم انسانی بومی و جامعه عمل کند تا پیچیدگیهای تحول علمی برای عموم قابل فهم و پذیرش باشد.
بخش دوم: چارچوبهای کلیدی برای تحقق بومیسازی
تحقق بومیسازی نیازمند یک نقشه راه روشن است که بر سه رکن اساسی استوار است: منابع، روششناسی فعال و نیروی انسانی متعهد.
۱. بازگشت به منابع اصیل
مبنای فکری علوم انسانی اسلامی-ایرانی، در منابع اصیل ما نهفته است. این منابع شامل موارد زیر هستند:
منابع اسلامی و متون دینی: قرآن کریم، سنت نبوی و آموزههای اهل بیت (ع) به عنوان مهمترین منبع برای استخراج مفاهیم بنیادین در حوزههایی مانند انسانشناسی (فطرت، کرامت)، جامعهشناسی (عدالت، امر به معروف) و اخلاق کاربردی.
میراث فکری اصیل ایرانی-اسلامی: بهرهگیری از حکمت متعالیه، فلسفه مشاء و عرفان عملی به عنوان پایگاههایی برای تولید نظریههای بومی در حوزه شناختشناسی (Epistemology) و هستیشناسی (Ontology).
مثال: در علوم سیاسی، به جای تکیه صرف بر نظریههای لیبرال در مورد قدرت، باید نظریههای اسلامی در مورد حکمرانی مبتنی بر ولایت و عدالت مورد بازبینی قرار گیرد.
۲. جهاد علمی و پرهیز از تقلید
امام خامنهای تأکید دارند که بومیسازی به معنای بسته شدن در برابر دانش جهان نیست، بلکه به معنای موضع انفعالی در برابر تولیدات غربی پایان دادن است. جهاد علمی شامل دو بخش است:
الف) نقد فعالانه و جذب هدفمند: شناسایی آن بخش از دانش غربی که ماهیت ابزاری دارد و با اصول اسلامی تعارض ندارد (مانند برخی روشهای آماری یا نرمافزارهای تخصصی)، با دقت پذیرفته و بومی شود.
ب) تولید دانش جدید: تلاش برای خلق نظریهها و مدلهایی که پاسخگوی مسائل نوین جامعه اسلامی هستند و این تولید باید با شتاب و جدیت صورت پذیرد.
“ما نمیخواهیم در علوم انسانی عقبمانده باشیم، اما نمیخواهیم علوم انسانی را از غرب وارد کنیم؛ اینها با هم قابل جمع نیست.” (بر اساس مضامین بیانات رهبری)
۳. نقش دانشگاه و نخبگان
دانشگاه، به ویژه اساتید و پژوهشگران، مسئول مستقیم تحقق این تحول هستند. مسئولیت نخبگان در این فرآیند عبارت است از:
جهتدهی به پژوهشها: حمایت از پایاننامهها و تحقیقاتی که مستقیماً به بومیسازی یک حوزه خاص (مانند اقتصاد اسلامی یا مدیریت اسلامی) میپردازند.
آسیبشناسی نظام آموزشی: بازنگری در سرفصلهای درسی و محتوای کتب دانشگاهی به گونهای که مبانی سکولار حذف و مبانی اسلامی جایگزین شوند.
پرهیز از انفعال در برابر غرب: مقاومت در برابر فشارهایی که ممکن است از سوی نهادهای بینالمللی یا منابع مالی برای حفظ وضعیت موجود علوم انسانی وارداتی اعمال شود.
بخش سوم: رویکرد روابط عمومی در خدمت بومیسازی
روابط عمومی میتواند تبدیل به پل ارتباطی استراتژیک میان نظریه علمی و جامعه هدف شود و نقش حیاتی در موفقیت پروژه بومیسازی ایفا کند.
۱. تبیین اهمیت استراتژیک:
روابط عمومی باید به صورت سیستماتیک و مستمر، چرایی و اهمیت تحول علوم انسانی را برای ذینفعان مختلف (دانشجویان، اساتید، مدیران و مردم) تبیین کند. این امر مستلزم طراحی پیامهای متناسب با هر گروه است؛ برای مدیران بر کارآمدی مدلهای بومی و برای دانشجویان بر اصالت و هویتمندی علمی تأکید شود.
۲. مدیریت ادراک و مقابله با شبهات:
بزرگترین چالش در اجرای تحول، مقاومتهایی است که ناشی از عادت به روشهای سنتی یا نگرانی از انزوای علمی است. روابط عمومی باید با ارائه مستندات قوی و مصاحبه با نظریهپردازان برجسته، پاسخگوی این شبهات باشد و اطمینان دهد که بومیسازی به معنای عقبماندگی نیست، بلکه زمینه ساز جهش علمی است.
۳. نهادینهسازی فرهنگ نقد و تولید:
روابط عمومی در دانشگاهها باید بستری را فراهم کند که در آن، اساتید و دانشجویان احساس امنیت فکری برای نقد منابع غربی و ارائه نظریههای نوآورانه داشته باشند. برگزاری همایشها، میزگردها و انتشار نشریات تخصصی با محوریت دستاوردهای بومیسازی، موجب تقویت گفتمان تولید علم درونی میشود.
۴. الگوسازی روابط عمومی اسلامی:
روابط عمومی به عنوان یک حوزه کاربردی علوم انسانی، باید خود به الگویی از موفقیت بومیسازی تبدیل شود. این شامل تدوین استانداردهای اخلاقی و ارتباطی است که مبنای آن صداقت، تعهد اجتماعی و خدمت به حقیقت اسلامی باشد، نه صرفاً اهداف تجاری یا سیاسی گذرا.
نتیجهگیری
بومیسازی علوم انسانی از دیدگاه امام خامنهای، یک پروژه صرفاً آکادمیک نیست، بلکه یک استراتژی بلندمدت فرهنگی، فکری و ملی است که هدف آن استقلال علمی و تحقق تمدن نوین اسلامی است. این فرآیند نیازمند نقد ریشهای مبانی سکولار علوم وارداتی، بازگشت به منابع غنی اسلامی-ایرانی و جهاد مستمر علمی برای تولید محتوای متناسب با نیازهای جامعه است.
روابط عمومی، به عنوان علم میانجی ارتباط و اقناع، نقشی حیاتی در تسهیل این تحول دارد. موفقیت بومیسازی به شدت وابسته به توانایی نهادهای ارتباطی کشور در تبیین، ترویج و دفاع از این گفتمان در برابر چالشهای درونی و بیرونی است. این تحول یک مسیر دشوار است، اما تنها راه دستیابی به دانشی است که هم اصیل باشد و هم کارآمد.
به قلم: دکتر حمید صبری؛ نظریه پرداز بومی و مولف دایره المعارف روابط عمومی ایران
