جرأت زن بودن؛ به یاد فروغ فرخزاد

سالروز درگذشت فروغ فرخزاد فرصتی است برای بازخوانی صدایی که از مرزهای زمان عبور کرده است. فروغ فقط شاعر نبود؛ او تجربه‌ای تازه از زن بودن را به زبان آورد، تجربه‌ای که پیش از او کمتر مجال بیان یافته بود.
جرأت زن بودن؛ به یاد فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد در شعر فارسی صرفاً یک نام نیست؛ یک گسست است. گسست از زبانی که زن را بیشتر توصیف می‌کرد تا اینکه بگذارد خودش سخن بگوید.

پیش از او، تصویر زن در ادبیات اغلب در قاب نگاه دیگران شکل می‌گرفت. زن معشوق بود، مادر بود، اسطوره بود یا سایه‌ای در پس‌زمینه روایت مردان. اما فروغ این قاب را شکست. او از درونِ تجربه زنانه سخن گفت؛ از تنهایی، از میل، از ترس، از خطا، از امید.

اهمیت فروغ فقط در جسارت مضمون‌ها نبود، در صداقت بیان بود. او از خود نوشت بی‌آنکه پشت استعاره‌های امن پنهان شود. همین بی‌پروایی، شعرش را زنده نگه داشته است. هنوز که هنوز است، وقتی شعرهایش خوانده می‌شود، حس می‌کنیم با انسانی روبه‌رو هستیم که بی‌واسطه حرف می‌زند.

زندگی شخصی‌اش هم امتداد همان صدا بود؛ پر از قضاوت‌ها، سوءتفاهم‌ها و فشارها. اما فروغ عقب ننشست. انتخاب کرد، تجربه کرد و هزینه داد. همین پیوند میان زیست و شعر، او را به چهره‌ای متمایز بدل کرد.

فروغ به ما یاد داد که شعر می‌تواند اعتراف باشد، می‌تواند آیینه باشد، می‌تواند تلاشی برای فهمیدن خود باشد. و شاید مهم‌تر از همه، نشان داد که زن می‌تواند نه موضوع شعر، بلکه خالق و صاحب صدا باشد.

سالروز رفتن او، یادآور خاموشی یک زندگی کوتاه است؛ اما در عین حال یادآور تولد زبانی تازه در شعر فارسی. زبانی که هنوز ادامه دارد، هنوز الهام می‌دهد و هنوز جرأت می‌بخشد.

فروغ رفت، اما امکان تازه‌ای برای سخن گفتن باقی گذاشت.

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=15205

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: