جریان‌های غیررسمی اطلاعات در سایه سانسور

سانسور، تنها حذف چند خبر یا واژه نیست؛ تغییری است در مسیر گردش اطلاعات. وقتی رسانه رسمی نتواند بخشی از واقعیت را بازتاب دهد، آن واقعیت خاموش نمی‌شود، بلکه راه خود را به فضاهای غیررسمی باز می‌کند؛ جایی که آزادی بیشتر است، اما اعتبار و اعتماد، شکننده‌تر.
جریان‌های غیررسمی اطلاعات در سایه سانسور

در بسیاری از جوامع، رسانه‌ها به‌عنوان مرجع اطلاع‌رسانی و اعتبارسنجی واقعیت عمل می‌کنند. اما وقتی محدودیت‌ها و سانسور وارد می‌شوند، این نقش با چالش جدی روبه‌رو می‌شود. منطق سانسور معمولاً بر این استوار است که برخی واقعیت‌ها نباید آشکار شوند، زیرا پذیرش آن‌ها به معنای تأیید وجود مشکلی است که نهادها ترجیح می‌دهند انکار کنند.
نمونه‌های این وضعیت در حوزه‌های حساس اجتماعی، به‌ویژه مسائلی که با رفتارهای خصوصی یا تابوهای اجتماعی مرتبط هستند، بارز است. روزنامه‌نگار برای پرداختن به چنین موضوعاتی نمی‌تواند به نمونه‌های واقعی جامعه مراجعه کند یا با مصداق‌های عینی کار کند. او ناچار است به مقالات علمی، گزارش‌های خارجی، یا بیان غیرمستقیم متوسل شود، تا هم موضوع را پوشش دهد و هم از عبور از خطوط قرمز نهادی جلوگیری کند.
نتیجه این محدودیت، انتقال محتوا به کانال‌های غیررسمی است. وقتی رسانه رسمی نمی‌تواند واقعیت‌ها را بازتاب دهد، روزنامه‌نگاران و منتقدان مجبور می‌شوند از پیام‌رسان‌ها، شبکه‌های اجتماعی یا وبلاگ‌های شخصی برای انتشار یادداشت‌ها و نقدهای خود استفاده کنند. این کانال‌ها آزادی بیان بیشتری فراهم می‌کنند، اما در عین حال اعتبار آن اطلاعات را مبهم می‌کنند؛ زیرا هیچ مرجع رسمی نمی‌تواند آن‌ها را تأیید یا رد کند و در نتیجه استناد به آن‌ها دشوار می‌شود.
همزمان، رسانه رسمی بخشی از نقش مرجعیت خود را از دست می‌دهد. فقدان روایت رسمی، حتی اگر موضوعی حساس یا پیچیده باشد، باعث می‌شود مردم نسبت به اطلاعات منتشرشده و یا حتی فقدان آن، شک و تردید پیدا کنند. از سوی دیگر، جریان اطلاعات خارج از کنترل نهادی قرار می‌گیرد و امکان مدیریت، نظارت یا اصلاح آن بسیار محدود می‌شود.
برای روزنامه‌نگار نیز این شرایط فرساینده است، زیرا دائماً میان دو تعهد اصلی خود تعادل برقرار می‌کند: تعهد به بیان واقعیت و تعهد به بقای رسانه و استمرار انتشار. این فشار باعث می‌شود روزنامه‌نگار قبل از نوشتن هر جمله، آن را بارها ویرایش کند، نه از نظر ادبی یا ساختاری، بلکه از نظر امکان انتشار و تبعات احتمالی. این وضعیت، نوعی خودسانسوری درونی ایجاد می‌کند؛ در واقع روزنامه‌نگار می‌داند چه چیزی مهم است و چه واقعیتی وجود دارد، اما قادر به بیان مستقیم آن نیست.
نتیجه طولانی‌مدت این محدودیت‌ها، شکل‌گیری یک بازار موازی اطلاعات در فضای غیررسمی است که آزادی بیشتر، اما اعتبار کمتری دارد و برای مخاطب دشوار است که بین واقعیت و شایعه تمایز قائل شود. همزمان، روزنامه‌نگار با فرسایش حرفه‌ای مواجه می‌شود و رسانه رسمی نیز بخشی از قدرت مرجعیت خود را از دست می‌دهد.
در نهایت، سانسور نه تنها بر آزادی بیان تأثیر می‌گذارد، بلکه مسیر اطلاعات و نقد را تغییر می‌دهد، اعتماد مخاطب به رسانه رسمی را تضعیف می‌کند و روزنامه‌نگار را در مرزهای نامرئی اخلاق حرفه‌ای و بقا نگه می‌دارد. وقتی رسانه رسمی قادر به بیان واقعیت نیست، همان واقعیت به شکل غیررسمی و کنترل‌نشده بازتاب می‌یابد و این چرخه به پدیده‌ای پایدار در جریان اطلاع‌رسانی تبدیل می‌شود.

به قلم: پروین بابایی

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=15330

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: