حبیب ساهر، مشهور به «اولکر»، از آن چهرههایی است که فهم جایگاهش در تاریخ ادبیات، نیازمند نگاه چندلایه است؛ شاعری که همزمان در سه زبان ترکی، فارسی و فرانسوی نوشت و اندیشید و در هر سه، اثر گذاشت. او متولد اردیبهشت ۱۲۸۲ در میانه بود و سرانجام ۲۴ آذر ۱۳۶۴ در تهران چشم از جهان فروبست؛ اما میراث ادبیاش همچنان زنده و در حال گفتوگو با نسلهای جدید است.
ساهر در جوانی همدوره محمدحسین شهریار بود و بسیاری بر این باورند که اشاره شهریار در بیت معروف «شهریارا بیحبیب خود نمیکردی سفر» ناظر به اوست. این همنشینی فکری، بیتأثیر در شکلگیری نگاه نوگرای ساهر نبود. او پیش از ظهور نیما یوشیج و همزمان با تقی رفعت، تجربههای جدی در شعر نو فارسی داشت و در عین حال، بنیانگذار جریان تازهای در شعر ترکی ایران شد؛ جریانی که بعدها عنوان «پدر شعر نو ترکی ایران» را برایش به ارمغان آورد.
تحصیل جغرافیا در استانبول، بازگشت به ایران و سالها تدریس در وزارت معارف، ساهر را به چهرهای چندوجهی بدل کرد؛ شاعری که هم به زبان حساس بود و هم به جغرافیا، تاریخ و اسطوره. آثار متنوع او در قالب شعر، خاطره، پژوهش و ترجمه، نشان میدهد که ساهر تنها شاعر احساس نبود، بلکه روشنفکری پیگیر و نظاممند به شمار میرفت.
امروز نام ساهر فقط در حافظه ادبی ایران زنده نیست. در دانشکدههای ادبیات ترکیه و جمهوری آذربایجان، «ساهرشناسی» بهعنوان واحد درسی تدریس میشود و ظرایف اشعار ترکی او موضوع پایاننامههای متعدد دانشگاهی است؛ نشانهای روشن از تأثیر عمیق و فراملی این شاعر.
۲۴ آذر، فرصتی است برای بازخوانی حبیب ساهر؛ شاعری که شبزندهدار معنا بود و زبان را به پلی میان فرهنگها بدل کرد.
