بدن‌های نامرئی در خانه‌های دیگران؛

خشونت پنهان علیه زنان کارگر خدمات منزل

کار خدماتی منزل یکی از گسترده‌ترین و در عین حال نامرئی‌ترین اشکال اشتغال زنان در اقتصاد غیررسمی است؛ کاری که بدون قرارداد، بدون بیمه و بدون امنیت انجام می‌شود، اما بار اصلی رفاه خانواده‌های طبقه متوسط و بالاتر را بر دوش زنانی می‌گذارد که خود در پایین‌ترین سطوح امنیت اقتصادی و اجتماعی زندگی می‌کنند. این شکل از کار نه‌تنها استثمار اقتصادی، بلکه شبکه‌ای از آسیب‌های جسمی، روانی و نمادین را بازتولید می‌کند.
خشونت پنهان علیه زنان کارگر خدمات منزل

کار خدمات منزل اغلب بر پایه توافق‌های خصوصی و شفاهی انجام می‌شود؛ توافق‌هایی که در آن نه حدود وظایف روشن است، نه ساعت کاری مشخص و نه تضمینی برای تداوم اشتغال وجود دارد. زنانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، هر روز در وضعیتی از ناامنی شغلی مطلق به سر می‌برند؛ وضعیتی که آن‌ها را از هرگونه برنامه‌ریزی برای آینده محروم می‌کند و همواره در معرض حذف ناگهانی از چرخه درآمد قرار می‌دهد.
این ناامنی تنها اقتصادی نیست. بدن این زنان به ابزار مصرفی کار خانگی تبدیل می‌شود؛ تماس مداوم با مواد شیمیایی آسیب‌زا، انجام کارهای سنگین و پرخطر مانند نظافت در ارتفاع، ساعات طولانی بدون استراحت و فقدان هرگونه حمایت بیمه‌ای، سلامت آن‌ها را مستقیماً تهدید می‌کند. در صورت آسیب‌دیدگی نیز تمام هزینه‌ها و پیامدها بر دوش خود زن می‌افتد؛ چرا که کارفرمایی رسمی وجود ندارد که پاسخگو باشد.
از سوی دیگر، این شکل از اشتغال بستری مناسب برای استثمار اقتصادی فراهم می‌کند. دستمزدهای پایین، چانه‌زنی نابرابر میان کارفرمای برخوردار و زن نیازمند، پرداخت‌های نامنظم و گاه تحقیرآمیز، بخشی از تجربه روزمره زنان شاغل در خدمات منزل است. در واقع اقتصاد غیررسمی زنانه‌شده، یکی از ارزان‌ترین منابع نیروی کار را برای جامعه فراهم کرده است.
در بسیاری از موارد، به‌ویژه زمانی که سفارش‌دهنده مرد باشد، این زنان در معرض پیشنهادها و درخواست‌های غیرمتعارف قرار می‌گیرند. نبود چارچوب قانونی و حمایتی، آن‌ها را به سکوت وادار می‌کند؛ سکوتی که از ترس از دست دادن تنها منبع درآمد ناشی می‌شود. بدن زن در اینجا همزمان نیروی کار و ابژه‌ای در معرض مصرف جنسی بالقوه است.
بیشتر این زنان خود مسئولیت خانه و فرزند را نیز برعهده دارند. آن‌ها انرژی جسمی و روانی‌شان را صرف مراقبت و خدمات‌رسانی به خانه‌های دیگران می‌کنند، در حالی که خانه خودشان اغلب با کمبود زمان، فرسودگی و فشار روانی مواجه است. این تعارض نقش، احساس گناه مزمن، خستگی شدید و کاهش کیفیت زندگی خانوادگی را به همراه دارد.
اما شاید عمیق‌ترین آسیب، تحقیر اجتماعی نهادینه‌شده‌ای باشد که این کار با خود حمل می‌کند. خدمات منزل نه به‌عنوان مهارت و تخصص، بلکه به‌عنوان کاری کم‌ارزش و حتی حقارت‌آمیز تلقی می‌شود. این نگاه، ارزش اجتماعی زن انجام‌دهنده را نیز پایین می‌آورد و اغلب به درونی‌سازی احساس کم‌ارزشی می‌انجامد. تحقیر، تنها متوجه فرد نیست؛ بلکه به فرزندان او نیز منتقل شده و جایگاه طبقاتی خانواده را تثبیت می‌کند.
همزمان، این زنان معمولاً با سوءظن ساختاری مواجه‌اند. جامعه و کارفرما اغلب آن‌ها را نه به‌عنوان نیروی کار، بلکه به‌عنوان افراد درمانده‌ای می‌بینند که ممکن است به سرقت یا سوءاستفاده متوسل شوند. این در حالی است که همه مشاغل اساساً با هدف تأمین مالی انجام می‌شوند؛ اما تنها کارگر خانگی است که نیاز اقتصادی‌اش به برچسب بی‌اعتمادی و تحقیر بدل می‌شود.
در مجموع، کار خدمات منزل در اقتصاد غیررسمی صرفاً یک شغل کم‌درآمد نیست؛ بلکه سازوکاری است برای بازتولید نابرابری طبقاتی و جنسیتی. بدنی که فرسوده می‌شود، کرامتی که تحقیر می‌شود و نسلی که در سایه این فرودستی اجتماعی رشد می‌کند، همگی هزینه‌هایی هستند که رفاه طبقات بالاتر بر پایه آن‌ها بنا می‌شود.
کار خانگیِ مزدی، اگرچه نامرئی است، اما یکی از خشن‌ترین اشکال بهره‌کشی مدرن از زنان فرودست به شمار می‌آید؛ خشونتی که نه در خیابان، بلکه در سکوت خانه‌های شیک و امن جریان دارد.

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=14878

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: