در تاریخ ترجمه ادبی ایران، نام مهری آهی با ادبیات روس گره خورده است؛ مترجمی که در میانه قرن بیستم، دروازههای تازهای به سوی یکی از عمیقترین سنتهای ادبی جهان گشود. او تنها مترجم نبود، بلکه پلی فرهنگی بود میان روح پرالتهاب ادبیات روس و ذهن جستجوگر خواننده ایرانی.
آهی که در خانوادهای فرهنگی رشد یافت، در جوانی همراه پدرش راهی مسکو شد و در دانشگاه لومونوسوف مسکو به تحصیل زبان و ادبیات روسی پرداخت. این تجربه، آشنایی او را با ادبیاتی رقم زد که دغدغههای وجودی انسان، رنج، ایمان و تردید را در ژرفترین لایههای خود بازتاب میداد. بازگشت او به ایران، سرآغاز مسیری شد که در آن ترجمه، به رسالتی فرهنگی تبدیل شد.
او با ترجمه آثاری چون پدران و پسران اثر ایوان تورگنیف، شکاف میان نسلها و بحرانهای فکری انسان مدرن را به زبان فارسی منتقل کرد. ترجمه جنایت و مکافات و بعدها ابله از فئودور داستایوسکی، خوانندگان ایرانی را با جهان پیچیده اخلاق، گناه، رستگاری و وجدان آشنا ساخت؛ جهانی که تا پیش از آن، کمتر با چنین عمقی در ادبیات ترجمهشده فارسی حضور داشت.
همچنین ترجمه قهرمان عصر ما از میخائیل لرمانتف، تصویری از انسان تنها و بیقرار عصر مدرن ارائه داد؛ انسانی که میان معنا و پوچی سرگردان است. این انتخابها نشان میدهد که آهی صرفاً مترجم متن نبود، بلکه مترجم وضعیت انسان بود.
فعالیت او تنها به ترجمه محدود نماند. سالها تدریس در دانشگاه تهران، مدیریت مرکز زبانهای خارجی و حضور در مجامع بینالمللی، از او چهرهای تأثیرگذار در عرصه فرهنگی ساخت. او بهخوبی میدانست که ترجمه، ابزار انتقال واژهها نیست، بلکه انتقال تجربه انسانی است.
اهمیت مهری آهی در این بود که ادبیات روس را نه بهعنوان متنی بیگانه، بلکه بهعنوان بخشی از تجربه مشترک انسانی به فارسی آورد. او نشان داد که فاصله جغرافیایی، مانع نزدیکی روحها نیست و ادبیات میتواند انسانها را در رنجها و امیدهای مشترک به هم پیوند دهد.
سالروز درگذشت او، یادآور نقش زنانی است که بیهیاهو، بنیانهای فرهنگی یک جامعه را دگرگون میکنند. مهری آهی با ترجمههایش، نهتنها آثار بزرگ ادبی را منتقل کرد، بلکه افق تازهای برای اندیشیدن گشود؛ افقی که هنوز، در ذهن و زبان فارسی زنده است.
