وقتی از زبان مادری حرف میزنیم، معمولاً بر حق افراد برای استفاده از زبان خود تأکید میکنیم؛ حقی که بهدرستی از سوی نهادهایی مانند یونسکو به رسمیت شناخته شده است. اما در کنار این حق، یک واقعیت کمتر دیدهشده وجود دارد: زبانها زمانی به معنای واقعی زنده میمانند که تمام طیف درونیشان، از گویشها تا واژگان محلی، مجال حضور داشته باشند.
در جهان امروز، شبکههای گسترده ارتباطی با وجود تنوع ظاهری، اغلب به نفع شکلهای رسمی و معیار زبان عمل میکنند. این روند، بهطور نامحسوس، نهفقط زبانهای کمگویشور، بلکه گویشهای درون یک زبان را هم به حاشیه میراند. افراد برای دیده شدن، برای نوشتن، برای مشارکت در فضای عمومی، به نسخه معیار زبان روی میآورند. نتیجه این است که گویشها کمکم از زندگی روزمره کنار گذاشته میشوند؛ و با خاموش شدن هر گویش، مجموعهای از واژگان، استعارهها و شیوههای خاص درک جهان نیز ناپدید میشود.
این فرایند فقط به نابودی گویشها محدود نمیماند؛ بلکه خود زبان معیار را نیز فقیر میکند. زیرا گویشها شاخههای فرعی و بیاهمیت نیستند، بلکه منابع تغذیه زباناند. بسیاری از واژگان، تصاویر و ظرفیتهای بیانی زبانها از همین گویشها وارد بدنه اصلی شدهاند. حذف آنها، مانند خشک شدن ریشههایی است که در ظاهر دیده نمیشوند، اما حیات درخت به آنها وابسته است. به این ترتیب، حتی زبانهای رسمی و قدرتمند نیز با از دست دادن گویشهایشان، بخشی از توان و تنوع خود را از دست میدهند.
از سوی دیگر، زبانها موجوداتی بسته و سخت نیستند. آنها ساختارهایی پویا هستند که از یکدیگر وام میگیرند و به یکدیگر جان میبخشند. گاه واژهای که در یک زبان کمرنگ شده، در زبانی دیگر یا در یکی از گویشهای همان زبان زنده میماند. این یعنی بقای هر زبان، تا حدی به بقای زبانها و گویشهای دیگر نیز وابسته است. تنوع زبانی نه تهدید، بلکه شرط غنای زبانی است.
در این معنا، زبان مادری فقط یک ابزار شخصی نیست؛ یک میراث مشترک است. هر زبان و هر گویش، شیوهای خاص از دیدن، نامیدن و فهمیدن جهان را در خود حمل میکند. با از بین رفتن هر زبان یا هر گویش، بخشی از این تنوع ادراکی نیز از دست میرود؛ بخشی که دیگر نمیتوان آن را بازسازی کرد.
احترام به زبان مادری و گویشهای آن، تنها دفاع از یک حق فردی نیست؛ تلاشی برای حفظ حافظه جمعی بشر است. زبانها و گویشها خانههای نامرئی فرهنگاند؛ و تا زمانی که این خانهها زندهاند، جهان نیز متنوعتر، عمیقتر و انسانیتر باقی میماند.
به قلم: پروین بابایی
پیام آذربایجان
