عدد، روی کاغذ عدد بزرگی به نظر میرسد: یک میلیون تومان برای هر نفر. عددی که قرار است بخشی از فشار گرانی را جبران کند، بخشی از بار حذف ارز ترجیحی را از دوش خانوادهها بردارد. اما زندگی، روی کاغذ اتفاق نمیافتد.
در فروشگاه، وقتی سبد خرید پر میشود و قیمتها یکییکی روی صفحه ظاهر میشوند، آن عدد کوچکتر میشود؛ به این دلیل که سرعت افزایش قیمتها بیشتر از توان هر عدد ثابتی است. کالابرگ میتواند چند قلم کالا را پوشش دهد، اما نمیتواند اضطراب هزینههای بیپایان را متوقف کند.
مسئله فقط کم بودن مبلغ نیست. مسئله این است که زندگی برای همه یکسان نیست. برای یک خانواده، نان مهمترین نیاز است. برای خانوادهای دیگر، دارو. برای کسی، اجاره خانه. و برای دیگری، حفظ کسبوکاری که چند نفر دیگر از آن نان میخورند. کالابرگ، پاسخی یکسان به پرسشهایی متفاوت است.
وقتی همین مبلغ به خانوادهای با هزینههای چند صد میلیون تومانی پرداخت میشود، تقریباً محو میشود؛ بیاثر، بیمعنا. و وقتی به خانوادهای میرسد که هیچ مازادی در زندگیاش ندارد، فقط کمی از شدت فشار کم میکند، نه اینکه امنیت ایجاد کند. در هر دو حالت، فاصله میان حمایت و نیاز واقعی باقی میماند.
حمایت اقتصادی، فقط پرداخت یک عدد نیست. حمایت، یعنی دیدن تفاوتها. یعنی درک اینکه فشار زندگی برای همه به یک شکل نیست. سیاستی که برای همه یکسان طراحی میشود، لزوماً برای همه عادلانه نیست.
کالابرگ میتواند کمک باشد، اما نمیتواند تکیهگاه باشد. تکیهگاه زمانی شکل میگیرد که خانواده بتواند آینده را پیشبینی کند، بداند هزینهها از کنترل خارج نمیشوند، و مطمئن باشد حمایتها متناسب با واقعیت زندگی اوست، نه صرفاً عددی ثابت در برابر واقعیتی متغیر. شاید مسئله اصلی، نه خود کالابرگ، بلکه فاصله میان اندازه حمایت و اندازه زندگی است.
به قلم: پروین بابایی
