گرانیها تا کی ادامه دارد؟ کسی نمیداند. دولت چهاردهم گفتاردرمانی میکند و مجلس نظارهگر است. وزیر جهاد کشاورزی میگوید قیمتها، بهخصوص در شب یلدا، به وجدان و انصاف فروشنده بستگی دارد. معلوم نیست این همه دستگاههای متعدد نظارتی بر بازار و قیمتها چهکارهاند و چه میکنند؟
واقعیت این است که آجیل با قیمت میلیونی دیگر در دسترس بیشتر خانوادهها نبوده و چهبسا که از مصرف خانوار حذف شده است. میوه نیز با روند رو به رشد قیمت، کام مردم را تلخ کرده است، بهطوری که عده زیادی به خرید دانهای آن روی آوردهاند. گوشت و مرغ و لبنیات نیز وضعیت مشابهی دارند و گرانتر شدن این اقلام، مصرف خانوار ایرانی را کاهش چشمگیری داده است. فرجام این افزایش قیمتها، بهیقین به خطر افتادن سلامت جسمی و روحی مردم خواهد بود.
یلدای این سالها کجا و یلدای سالهای پیشین کجا. دورهمیهای امروز چنگی به دل نمیزند. نه از شاهنامهخوانی و حافظخوانی خبری هست و نه از قصههای هزار و یک شب مادربزرگ. هر چه هست و نیست و میبینیم، دور شدن خانوادههای ایرانی از رسوم و سنتهای کهن است؛ به هزار و یک دلیل و صد البته ریشه علل آن هم اقتصادی است.
دورهمیهای امروزی با چاشنی گرانی همراه شده و از آجیل و میوههای رنگارنگ خبری نیست. همه دلخوشیها به لایک خوردن و سلفی گرفتن در فضای مجازی خلاصه شده است. آپارتمانهای قوطیکبریتی هم اجازه شبنشینیها و دورهمیهای خانوادگی و فامیلی را نمیدهند. حال و حوصله همه این روزهایمان انگار ته کشیده است.
هزینههای زندگی مدام در مدار افزایشیاند و درآمدهایی که روزبهروز فاصلههایشان با مخارج بیشتر و بیشتر میشود. اقتصاد تورمزده کشور طی این سالها آتشی بر خرمن معیشت خانوار زده و سایه سیاه گرانیهای روزانه و حتی ساعتی بر روابط اجتماعی و خانوادگی جامعه ایرانی گسترانیده است؛ بهگونهای که حاصل آن را در نزول اخلاق و فرهنگ از یکسو و سیر صعودی طلاق، اعتیاد، خودکشی، فساد و… در سویی دیگر مشاهده میکنیم.
هر روز که میگذرد، سفرههای مردم کوچکتر و گذران زندگی سختتر میشود. کالاهای اساسی مورد نیاز مردم ترمز قیمت بریدهاند و توگویی کسی جلودارشان نیست. در این میان اما دلالان و واسطهگران، سود و منفعت را بر انصاف و وجدان ترجیح داده و قیمتها را بالا و پایین میکنند. این در حالی است که مسئولان سازمان تعزیرات گزارش بازرسی و مبارزه با گرانفروشی میدهند، اما در عمل اتفاق خاصی نمیافتد.
گرانیها بر دوش مردم سنگینی میکند و فشار حداکثریاش را بر تابآوری طبقات محروم و کمدرآمد جامعه به حداقل ممکن رسانده است. صدای خرد شدن زندگی اغلب ایرانیها زیر چرخدندههای ماشین تورم، بلندتر از قبل به گوش میرسد.
به قلم: طاهر خیری
