بازیهای ویدیویی معنای داستان سرایی را بازتعریف می کنند. بر خلاف رسانه های سنتی آنها به مخاطب امکان می دهند نه تنها شاهد داستان باشند، بلکه در آن نقش آفرینی کنند. این تعامل، غوطه وری عمیقی را به همراه دارد و پیوند عاطفی قوی تری با شخصیتها و رویدادها ایجاد می کند؛ تجربه ای که در رسانه های خطی و غیرتعاملی عملا دست نیافتنی است. این تغییر بنیادین در نحوه روایت داستان، بازیها را از صرفا یک منبع سرگرمی به بستری برای تجربه عمیقتر و فعالانه تر داستان تبدیل کرده است.
بازیکنان با انتخابهای خود، مسیر داستان را شکل می دهند و در نتیجه، روایت به تجربه ای شخصی و منحصربفرد تبدیل می شود. گرافیک، صدا و گیم پلی، مخاطب را به طور کامل در دنیای بازی غرق می کنند و حس حضور در داستان را تقویت می کنند. این بازی ها از روشهای گوناگون، از داستان سرایی محیطی و گیم پلی محور تا تعاملی و شخصیت محور برای روایت داستان بهره می برند و این تنوع، امکان خلق داستانهای پیچیده و چندلایه را فراهم می آورد. بازیهایی چون The Last of Us و Red Dead Redemption نمونه های بارزی از داستان سرایی قوی در بازیهای ویدیویی هستند و نشان دهنده پتانسیل بالای این رسانه در روایت داستانهای تاثیرگذار و به یادماندنی هستند.
با پیشرفت تکنولوژی و نوآوری در طراحی، انتظار می رود داستان سرایی در بازیها به سطح بالاتری برسد و ژانرهای جدیدی را دربر بگیرد. بازیها می توانند نه تنها سرگرم کننده، بلکه ابزاری قدرتمند برای آموزش، درمان و انتقال پیامهای اجتماعی باشند و به عنوان یک رسانه هنری و تاثیرگذار جایگاه ویژه ای در فرهنگ و جامعه پیدا کنند.
