در تاریخ موسیقی ایران، برخی نامها نهفقط بهخاطر آثارشان، بلکه بهسبب مسئولیتی که در برابر حافظه فرهنگی یک ملت بر دوش کشیدهاند، ماندگار شدهاند. گلنوش خالقی از جمله این نامهاست؛ هنرمندی که زندگیاش از همان آغاز با موسیقی پیوند خورده بود. او در هنرستان موسیقی ملی پرورش یافت و زیر نظر استادان برجستهای رشد کرد، اما مسیرش بهسرعت از مرزهای ایران فراتر رفت. تحصیل در آکادمی موتزارتئوم سالزبورگ، سپس ادامه آموزش در کالج اوبرلین و دریافت مدرک عالی از دانشگاه ویسکانسین، او را با سنتهای حرفهای رهبری کُر و ارکستر در سطح بینالمللی پیوند داد.
با اینحال، اهمیت گلنوش خالقی تنها در موفقیتهای فردیاش خلاصه نمیشود. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۵۰ و تأسیس گروه «همآوازان» در همکاری با رادیوتلویزیون ملی ایران، نشاندهنده تلاشی جدی برای ایجاد فضایی حرفهای برای اجرای آثار کُرال بود؛ تلاشی که در آن زمان هنوز در موسیقی ایران نهادینه نشده بود. او در این مسیر، نهفقط یک رهبر، بلکه یک معمار فرهنگی بود؛ کسی که میکوشید ساختارهایی ماندگار برای آینده موسیقی ایران ایجاد کند.
پس از مهاجرت دوباره به آمریکا، فعالیتهای او شکل تازهای یافت. همکاری با کانون دوستداران فرهنگ ایران و تأسیس ارکستری به نام پدرش، روحاله خالقی، نشانهای از تعهد عمیق او به حفظ میراث موسیقایی ایران بود. او با تنظیم و اجرای آثار کلاسیک ایرانی و برگزاری کنسرتهایی با حضور هنرمندانی چون پری زنگنه، کوشید موسیقی ایرانی را در فضای فرهنگی غرب زنده نگه دارد؛ نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهعنوان هنری زنده و قابل تداوم.
یکی از مهمترین جلوههای این تعهد، ضبط و انتشار مجموعه «می ناب» و نیز نگارش کتاب «ای ایران» بود؛ آثاری که نهتنها بازخوانی گذشته، بلکه تلاشی برای تثبیت آن در حافظه آینده بهشمار میرفتند. حتی در سالهای پایانی عمر، او همچنان فعال بود و با رهبری ارکستر در آثاری چون موسیقی ساختهشده توسط فوزیه مجد، نشان داد که پیوندش با موسیقی هرگز گسسته نشده است.
زندگی گلنوش خالقی را میتوان روایتی از ایستادگی در برابر فراموشی دانست. او در میانه مهاجرت، محدودیت و فاصله جغرافیایی، موسیقی را نهفقط بهعنوان یک هنر، بلکه بهعنوان شکلی از حافظه جمعی حفظ کرد. سالروز درگذشت او، تنها یادآور فقدان یک هنرمند نیست؛ یادآور تداوم صدایی است که حتی در سکوت نیز، همچنان شنیده میشود.
