سرویس خبری فرهنگ و هنر

«حیدر بابایهَ سلام»؛ سلامی که جاودانه شد

در سالروز آسمانی شدن پیکر زمینی استاد بی بدیل شعر و ادب و شهریار مُلک سخن، صدا و پژواک سلام شهریار به صلابت کوه حیدربابا در دل تبریز و آذربایجان که نه بلکه در آن سوی مرزها طنین انداز شده است، سلامی که از دامان کوه حیدربابا و از دل طبیعت روستای خشکناب برخاسته و به گوش جهانیان رسیده است، تا یادمان باشد که شعر هم می تواند پلی بین دل ها و نسل ها باشد.

تجلی عشق و ارادت؛ در اشعار شهریار

تجلی عشق و ارادت؛ در اشعار شهریار

وقتی به اشعار شهریار شاعر دلها، سید محمدحسین بهجت تبریزی، فکر می‌کنم، اولین چیزی که به ذهنم می‌آید، گستره‌ی وسیع احساسات و مضامینی است که او در اشعارش به تصویر کشیده؛ از عشق به ایران و زیبایی‌های بی‌بدیع طبیعت گرفته تا ارادت خالصانه و وصف‌ناپذیرش به ساحت قدسی اهل بیت (ع) و خاندان پیامبر. اما در میان این دریای بیکران، اشعار مذهبی او، گویی بند نافی است که جان و روح ما را به معنویت و باورهای عمیق شیعی پیوند می‌زند.

شهریار؛ اتحاد، عدالت و معنویت، ستون‌های هویت ایران

«دستی به اتحــاد برآرید و عـدل و داد / با دست اتحـــاد تــوان دادِ عـــدل داد

ایران به معنــویت جاوید زنــده بـود / این زنده مرده است که آن مرده زنـده باد»

این دو بیت از شهریار، به روشنی بر اهمیت اتحاد و عدالت تأکید دارند و نگاهی عمیق به هویت ایران و جایگاه آن در تاریخ ارائه می‌دهند.

شعر شهریار بر بال نغمه‌ها

شعر شهریار بر بال نغمه‌ها

شعر محمدحسین شهریار، تنها در کتاب‌ها نماند؛ از کافه‌های قدیمی تهران تا رادیو تبریز، از دل آواز ایرانی تا نغمه‌های موسیقی عاشیقی، شعر او راه خودش را به موسیقی باز کرد. شهریار فقط شاعر نبود؛ صدای دلِ مردم بود که موسیقیدان‌ها هم شنیدند.

حیدربابای شهریار؛ روایتی از هویت و درنگی بر عشق

در میان شاهکارهای ادبیات معاصر ایران، شعر «حیدربابا» سیدمحمدحسین شهریار جایگاهی منحصربه‌فرد دارد؛ شعری که نه تنها در دل آذربایجان، بلکه در سراسر ایران، از خانه‌های روستایی تا سالن‌های دانشگاهی، از مراسم عزاداری تا جشن‌های نوروزی، خوانده و بازخوانی می‌شود. این اثر، فراتر از یک منظومه عاشقانه یا عرفانی، یک پدیده فرهنگیاجتماعی است که ریشه در هویت جمعی، حافظه تاریخی و احساسات عمیق انسانی دارد. شهریار در «حیدربابا» نه تنها شاعر است، بلکه مردم‌نگار، تاریخ‌نگار احساسات، و صدای خفته‌ی نسل‌ها است. صدایی که از دل خاک، از زیر باران کوهستان، از میان اشک مادران و خنده‌ی کودکان بی‌گناه بلند می‌شود تا به ما یادآوری کند: انسان، پیش از هر چیز، انسان است.

چرا سینمای اولین‌ها در خاموشی است؟

چرا سینمای اولین‌ها در خاموشی است؟

با وجود آن‌که تبریز مهد تولد نخستین سینمای ایران و زادگاه یکی از چهره‌های پیشگام این هنر، «خان‌بابا معتضدی» است، اما آمارهای رسمی سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهند که این شهر در میان کلان‌شهرهای ایران، پایین‌ترین میزان مراجعه به سینما را دارد. این در حالی است که سینما، نه‌تنها ابزاری برای سرگرمی، بلکه یکی از قدرتمندترین ابزارهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی در جهان امروز شناخته می‌شود. بررسی روند شکل‌گیری سینما در ایران و مقایسه آن با سینمای کشورهای منطقه از جمله ترکیه، نشان می‌دهد که فاصله‌ای معنادار در استفاده از ظرفیت‌های این صنعت بین ما و آن‌ها شکل گرفته است. آیا زمان آن نرسیده که دوباره از تبریز، خاستگاه نخستین سینمای ایران، جریانی نو در بازآفرینی این هنر آغاز شود؟

در ستایش زنی که با شعر نفس کشید

در ستایش زنی که با شعر نفس کشید

۲۳ شهریور زادروز میمنت میرصادقی (ذوالقدر) است؛ شاعر و ادیبی که تخلص “آزاده” را برگزید و در طول عمر پربار خود، در سکوت و استمرار، از شاعران برجسته‌ زن معاصر ایران شد. نگاهی کوتاه به زندگی و آثار او، تصویری روشن از تعهد هنری، نگاه انسانی و پیوند ژرف با طبیعت را به ما نشان می‌دهد.

نمایش «اوشاق»، روایتی از هویت، مهاجرت و انسانیت

چراغ نمایش اوشاق (بچه) نوشته نغمه ثمینی و ترجمه آیدین سرداری‌نیا، به کارگردانی علی‌اکبر عطاردی، در شامگاه پنجشنبه ۲۰ شهریور به طور نمادین توسط مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، روشن شد. این نمایش هر شب ساعت ۲۰ در پلاتو استاد مقبلی (مجتمع فرهنگی و هنری ۲۹ بهمن تبریز) روی صحنه می‌رود.

پربحث ترین

پیشنهادی