اظهارات استاندار محترم آذربایجانشرقی درباره ضرورت واگذاری «ماشینسازی تبریز» به «اهلش»، اگرچه در ظاهر واجد دلسوزی برای هویت صنعتی استان است، اما در بطن خود، پرسشی بنیادین و نگرانکننده را پیش میکشد: شاخصهای «اهل صنعت» بودن در دایره حکمرانی اقتصادی ما چگونه تعریف میشود؟
ماشینسازی تبریز، تنها یک واحد تولیدی با چند سوله و دستگاه نیست؛ این مجموعه، شناسنامه صنعتی تبریز و ستون فقرات تاریخِ مدرنِ این شهر است. تجربه تلخِ خصوصیسازیهای سالهای اخیر در استان، چنان زخمهای عمیقی بر پیکره صنایع بزرگِ تبریز گذاشته است که هر بار سخن از «واگذاری» به میان میآید، لرزه بر اندام جامعه کارگری و دلسوزان این مرز و بوم میافتد.
جناب استاندار! فرمودهاید برخی متقاضیان نگاه «کاسبکارانه» دارند و به زمینها طمع دارند؛ پرسش ما این است: چگونه میخواهید مرز میان «اهل صنعت» و «کاسبان زمین» را تشخیص دهید؟ در بازارهای مکارهای که امتیازات دولتی و رانتهای پنهان، معیار اصلی صلاحیتهاست، «اهل صنعتِ واقعی» که دغدغهاش نوسازی و بازگشت به جایگاه تاریخی است، در کجای این صفهای نابرابر جای دارد؟
هویت تبریز، گروگانِ تصمیمات پشتِ درهای بسته نیست. تاریخِ صنعتیِ ما از «اهلش»، نه تنها سرمایه، که «تخصص»، «تعهد اخلاقی» و «پایبندی به هویت» میخواهد. «اهلِ صنعت» کسی نیست که تنها به فکر سودآوری کوتاهمدت یا تغییر کاربری اراضی باشد؛ اهلِ صنعت کسی است که ماشینسازی را نه به عنوان «اموال مازاد»، بلکه به عنوان «موتور محرکِ توسعه ملی» ببیند.
هشدار میدهیم؛ نگذارید ماشینسازی، قربانیِ بازیهای کلامی شود. اگر ادعای شما بر واگذاری به اهلش است، این «اهل» باید در شفافیت کامل، در برابر افکار عمومی و با نظارتِ تخصصیِ جامعه مهندسی و کارگری استان معرفی شود.
تبریز دیگر ظرفیتِ «واگذاریهای بیسرانجام» را ندارد. ماشینسازی، میراثِ پدرانِ صنعتگرِ این شهر است؛ یا آن را به تخصص و تعهدِ واقعی بسپارید، یا اجازه دهید به عنوان یک «نماد ملی» و زیر نظر مدیریتِ متخصص و غیرانتفاعی، از فروپاشی نجات یابد. آزمونِ واقعیِ مسئولیتپذیری شما، نه در سخن، که در ممانعت از تکرارِ تاریخِ تلخِ صنایعِ همجوار است.
ماشینسازی، زمینفروشی نیست؛ ماشینسازی، نبضِ صنعتِ ایران است. با نبضِ تبریز بازی نکنید.
معصومه شکوهی
