همایش «زندهنامان تبریز» تنها یک مراسم تجلیل نیست؛ نشانهای از تلاشی آگاهانه برای بازسازی فرهنگی است که سالهاست در جامعه ما کمرنگ شده: فرهنگ قدرشناسی بهموقع. فرهنگی که بهجای صبر کردن تا فقدان افراد، ارزش و اثرگذاری آنها را در زمان حیات میبیند، میشنود و پاس میدارد.
اینکه سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز برای چهارمین دوره پیاپی برگزاری این همایش را در دستور کار قرار داده، نشان میدهد نگاه به تکریم نخبگان از یک حرکت مقطعی فراتر رفته و به یک رویکرد فرهنگی تبدیل شده است. تداوم چنین برنامهای پیام روشنی دارد: تبریز میخواهد شهری باشد که دانایی، تلاش و اثرگذاری در آن دیده میشود؛ نه پس از خاموشی، بلکه در اوج حضور و فعالیت.
سالهاست در جامعه ما نوعی عادت نانوشته شکل گرفته است؛ اغلب وقتی افراد از میان ما میروند، تازه زبان به تحسین میگشاییم، آثارشان را مرور میکنیم و از نقششان در رشد فرهنگی و اجتماعی سخن میگوییم. در زمان حیات اما بسیاری از این چهرهها در سکوت کار میکنند، میآموزند، میسازند و تأثیر میگذارند، بیآنکه بازخورد شایستهای از جامعه دریافت کنند. این فاصله میان تلاش و دیدهشدن، بهتدریج انگیزهها را فرسوده و پیوند نخبگان با جامعه را کمرنگ میکند.
همایش «زندهنامان» دقیقاً در نقطه مقابل این الگو ایستاده است. این رویداد میکوشد قدردانی را از فضای سوگواری به عرصه زندگی بیاورد؛ جایی که احترام نه یک یادبود دیرهنگام، بلکه یک رفتار زنده اجتماعی است. وقتی نخبهای در حضور مردم شهرش مورد تکریم قرار میگیرد، پیام آن فقط متوجه همان فرد نیست، بلکه به کل جامعه منتقل میشود: تلاش ارزش دارد، دانایی دیده میشود و اثرگذاری فراموش نمیگردد.
اهمیت بهموقع دیدن نخبگان فراتر از یک احساس خوب یا یک تقدیر نمادین است. این کار انگیزه را زنده نگه میدارد، مسیر اثرگذاری را هموارتر میکند و امید را در دل کسانی که هنوز در آغاز راهاند، تقویت میکند. جوانی که استاد، هنرمند یا پژوهشگر شهرش را زنده و فعال بر صحنه تکریم میبیند، آینده را قابل دسترستر تصور میکند. موفقیت از یک افسانه دوردست به یک تجربه واقعی و ملموس تبدیل میشود.
از سوی دیگر، چنین همایشهایی حافظه فرهنگی شهر را نیز غنی میکنند. تبریز با پیشینهای درخشان در عرصه اندیشه، آموزش و فرهنگ، همواره با نام چهرههای اثرگذار شناخته شده است. وقتی این چهرهها در زمان حیات روایت میشوند، تجربههایشان ثبت میشود و نقششان در توسعه شهر برجسته میگردد، پیوند گذشته و حال تقویت میشود و سرمایه فرهنگی شهر عمق بیشتری پیدا میکند.
برگزاری چهارمین دوره «زندهنامان تبریز» نشان میدهد که مدیریت فرهنگی شهر به اهمیت نهادینهسازی این نگاه پی برده است؛ نگاهی که بهجای فراموشی تدریجی، بر دیدهشدن مستمر تکیه دارد و بهجای ستایش دیرهنگام، قدردانی زنده و پویا را ترویج میکند. این استمرار میتواند بهتدریج یک عادت اجتماعی تازه بسازد؛ عادتی که در آن احترام به اهل دانش، هنر و خدمت بخشی طبیعی از زندگی شهری باشد.
در نهایت، «زندهنامان» را میتوان گامی مهم در مسیر انسانیتر شدن فرهنگ عمومی دانست. فرهنگی که در آن افراد نه پس از رفتن، بلکه در زمان بودنشان مورد توجه قرار میگیرند. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، تبریز نهتنها شهری با گذشتهای پرافتخار، بلکه شهری با حالِ قدرشناس و آیندهای الهامبخش خواهد بود؛ شهری که با نخبگانش زنده است و بهموقع قدردانی میکند.
به قلم: مریم شکوهی
