بي شك هيچ كسي منكرِ نقشِ مهمِ ورزش در غنابخشيِ به روابط اجتماعي و ترويج جوانمردي نيست، اما اين فوتبال است كه تمامِ تفاوتهايِ مهمِ انساني، جغرافيا، فرهنگ، وضعيت اجتماعي، سن و جنسيت و … پيشِ رويش رنگ ميبازد و اين مهم، موجب عامه پسندي و جذابيت جهاني اين پديده اجتماعي_فرهنگي عصر حاضر است.
در اين بين ظرفيت و پتانسيلِ تيم هاي پرطرفدار و پرهوادار به عنوانِ يك نيروي متحد كننده در تقویت هویتِ ملي تا ترویجِ ارزش ها و همبستگي اجتماعي و ایجادِ انسجامِ ملي_بینالمللی، بر كسي پوشيده نيست.
تراكتورِ ايران هم يكي از همين تيمهاي پرطرفدار و پرتماشاگرِ جهان است كه بارها با تصاوير سكوهاي همرنگ و هوادارانِ بيشمارِ پرشور، تيتر يكِ رسانه هاي داخلي و خارجي شده و توجهِ جهانيان را باري ديگر به سمتِ فرهنگ، اتحاد و شور و شوقِ ايرانيان، متوجه ساخته است.
يكرنگي و همصداييِ پرشورها در مناسبتهايِ مختلفِ فرهنگي، سياسي، مذهبي و … در ورزشگاه، آنقدر دلنشين و اثرگذار است كه اشكِ شوق و غرور از ديدگان هر بيننده اي جاري ميشود.
طنينِ نواي “حيدر حيدر”، شعارِ “سيدِ آلِ هاشم” و شعارهاي زيبايِ معروف (يئل ياتار طوفان ياتار ياتماز تيرختور پرچمي) و… كه نشان از ارادت و عشق پرشورها به ايران، آذربايجان و تيمشان دارد و حملِ پرچمِ خوش رنگِ ايرانِ اسلامي و اداي احترام به آن، نصبِ تصاويرِ قهرمانانِ اين كهنه ديار، از باكري و ستارخان تا شهدايِ شريفِ خدمت، همه و همه گواهِ روشني بر دلبستگيِ عميقِ هوادارانِ وفادار به وطن، قهرمانانِ وطن و به مقدسات است.
ايجادِ برخي حواشي از جانبِ بعضي افراد سوء استفاده گر هم، در جریانِ بازيها، بُردها و قهرماني، جز تفرقه افكني و حسادت نيست و همچنان كه دريا به پوزِ سگي نجس نميشود، ساحتِ آذربايجانِ قهرمانپرور هم از تهمت قوميتي مبرّا و آذربايجان تا ابد سرِ سرفرازِ ايران است.
