در سالهای اخیر، گیاهان زینتی بیش از آنکه بهعنوان موجودات زنده وارد خانهها شوند، بهمثابه عناصر دکوراتیو خریداری میشوند. برگهای پهن، رنگهای اغراقشده و فرمهای «اینستاگرامی» نقش اصلی را در انتخاب دارند، بیآنکه پرسشی جدی دربارهی سازگاری گیاه با فضای زیستی خانه مطرح شود. نتیجه اغلب قابل پیشبینی است: گیاهی که در مغازه سرحال و درخشان بوده، چند هفته بعد زرد میشود، برگ میریزد و به تدریج حذف میشود؛ بیآنکه کسی احساس کند شکست رخ داده است.
واقعیت این است که خانه، گلخانه نیست. گلخانه فضایی مهندسیشده است: نور کنترلشده، رطوبت بالا، دمای پایدار و جریان هوای حسابشده. بسیاری از گیاهان زینتی دقیقاً برای چنین شرایطی پرورش مییابند، نه برای آپارتمانهایی با نور محدود، هوای خشک، شوفاژ یا کولر. با این حال، این تفاوت بنیادی اغلب در فرآیند فروش نادیده گرفته میشود.
در این میان، برخی گیاهان عملاً به کالای مصرفی تبدیل شدهاند؛ نه از آن جنس که سالها همراه زندگی بماند، بلکه شبیه گل شاخهبریدهای که عمر کوتاهش از پیش پذیرفته شده است، اما با این تفاوت که با وعدهی «گیاه آپارتمانی» فروخته میشود. کالادیومها، سرخسهای حساس گرمسیری، آزالیاها، برخی بونسایها و حتی بعضی گونههای ارکیده، نمونههایی هستند که در گلخانه میدرخشند، اما در فضای خانگی اغلب محکوم به زوالاند.
نکته مهم اینجاست که این وضعیت الزاماً ناشی از ناآگاهی یا بیتوجهی مصرفکننده نیست. مشکل اصلی در گسست میان دانش زیستشناسی و منطق بازار نهفته است. گلفروشیها برای جلب نگاه و افزایش فروش، گیاهانی را عرضه میکنند که جذابیت بصری بالایی دارند، حتی اگر با اقلیم محل زندگی خریدار یا شرایط واقعی خانه سازگار نباشند. اطلاعاتی که همراه گیاه منتقل میشود معمولاً به چند جمله کلی درباره نور و آبیاری محدود میماند و از بیان نیازهای اقلیمی واقعی گیاه پرهیز میشود.
از منظر اخلاق محیطزیست، این پرسش مطرح میشود که آیا هر گیاهی باید وارد خانه شود؟ آیا زیبایی ظاهری میتواند توجیهکننده چرخهای باشد که در آن گیاهان برای شکست خوردن فروخته میشوند؟ شاید وقت آن رسیده باشد که رابطه خود با گیاهان زینتی را بازتعریف کنیم؛ نه بهعنوان اشیای تزئینی موقت، بلکه بهعنوان موجوداتی زنده با نیازهای مشخص.
حرکت بهسوی انتخاب آگاهانه گیاهان بومی یا سازگار با اقلیم، آموزش صادقانه فروشندگان، و پذیرش این واقعیت ساده که هر گیاه زیبایی لزوماً گیاه خانگی نیست، میتواند نقطه آغاز این تغییر باشد. در غیر این صورت، گیاهان زینتی همچنان قربانیان خاموش مصرفگرایی خواهند بود؛ سبز، زیبا و ناپایدار.
به قلم: پروین بابایی
