در انسانشناسی، فال غالباً جزئی از گستره بزرگتر غیبگویی و جادو تعریف میشود. بر پایه نگاه کلاسیک، فال کارکرد فرهنگی ـ نمادین دارد: تلاش برای فهم و کنترل جهان امر پنهان، کاهش اضطراب در برابر خطرات ناشناخته، و تولید روایتهایی که ناکامیها، بلایا یا تغییرات را معنا میبخشد.
در این نگاه، فال یک نظام نمادین معنا است که به افراد امکان میدهد هم با جهان طبیعی و نامشهود ارتباط برقرار کنند، هم بلایا و تغییرات را معنا دهند، و هم احساس کنترل و انسجام اجتماعی را حفظ کنند.
از منظر مردمشناسی، اهمیت فال نه در درستی یا نادرستی پیشبینیها، بلکه در کارکرد اجتماعی و فرهنگی آن نهفته است. فال بهعنوان یک کنش آیینی، اغلب در بزنگاههای بحرانی زندگی فردی و جمعی ظاهر میشود: بیماری، مرگ، ازدواج، مهاجرت، شکست اقتصادی یا تصمیمهای سرنوشتساز. در این موقعیتها، فال همچون ابزاری برای نظمبخشی به آشوب تجربه زیسته عمل میکند و به افراد کمک میکند وضعیت مبهم خود را در قالب روایتی قابل فهم بازسازی کنند.
همچنین مردمشناسان نشان دادهاند که فال معمولاً در خلأ انجام نمیشود، بلکه در پیوندی تنگاتنگ با ساختار قدرت، روابط خویشاوندی، باورهای دینی و نظم اخلاقی هر جامعه معنا پیدا میکند. تفسیر فال اغلب توسط افراد صاحب جایگاه نمادین انجام میشود و همین امر، به آن وجهی اقتداربخش و مشروعیتآفرین میدهد. به این معنا، فال نه صرفاً یک باور فردی، بلکه بخشی از شبکه پیچیده معنا، آیین و نظم اجتماعی است که در فرهنگهای مختلف به اشکال متنوع بازتولید میشود.
به قلم: پروین بابایی
