پناهندگی ورزشکاران؛ مسئله‌ای فراتر از یک تصمیم آنی

در روزهای اخیر پناهنده شدن تعدادی از بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان، در میانه جنگ، به یکی از موضوعات مهم خبری تبدیل شد؛ موضوعی که عده‌ای منشا و محرک آن را به جملات تند مجری یکی از شبکه‌های تلویزیون ملی نسبت دادند. این اظهارات به سرعت به دستاویزی تبلیغاتی برای رسانه‌ها و جریان‌های مخالف تبدیل شد.
پناهندگی ورزشکاران؛ مسئله‌ای فراتر از یک تصمیم آنی

در روزهای اخیر پناهنده شدن تعدادی از بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان، در میانه جنگ، به یکی از موضوعات مهم خبری تبدیل شد؛ موضوعی که عده‌ای منشا و محرک آن را به جملات تند مجری یکی از شبکه‌های تلویزیون ملی نسبت دادند. این اظهارات به سرعت به دستاویزی تبلیغاتی برای رسانه‌ها و جریان‌های مخالف تبدیل شد؛ به‌گونه‌ای که موضوع «لزوم اعطای پناهندگی به دختران فوتبالیست برای حفظ امنیت آنان» به یکی از سوژه‌های داغ رسانه‌ای بدل گشت. در شرایطی که انتظار می‌رفت رسانه ملی با رویکردی عاقلانه و مدبرانه عمل کند، ناگهان فضایی شکل گرفت که عملاً آب در آسیاب همان جریان‌هایی ریخت که همواره در پی بهره‌برداری از چنین موقعیت‌هایی هستند. در زمانی که کشور بیش از هر چیز به همگرایی، دلجویی و استفاده از تمام ظرفیت‌های انسانی خود نیاز دارد، رسانه‌ای که بارها موجبات رنجش خاطر بخشی از افکار عمومی را فراهم آورده، این بار نیز ناخواسته خوراکی آماده برای رسانه‌های منتقد و سیاستمداران حامی آنان فراهم آورد.
درست است که نباید از نقش موثر تلویزیون در جهت‌دهی به افکار عمومی و رسالتش که باید به حق خطاب به او گفت: «تو برای وصل کردن آمدی، نی برای فصل کردن آمدی»، آن هم درست در بحبوحه جنگ رسانه‌ها و فرصت‌طلبی دشمنان برای استفاده از هر موقعیتی در راستای تضعیف چهره و موقعیت کشور غافل شد، با این حال، نسبت دادن کل این مسئله صرفاً به کلماتی که از دهان یک مجری تلویزیون خارج شده نیز به نظر تقلیل‌گرایانه می‌رسد؛ چرا که در سال‌های اخیر پناهندگی برخی ورزشکاران در جریان مسابقات بین‌المللی بارها تکرار شده است؛ پدیده‌ای که به‌ویژه در میان ورزشکاران زن بیشتر جلب توجه می‌کند و هر از گاهی با پناهنده شدن ورزشکاری دیگر، بعنوان یک موضوع رسانه‌ای در صدر اخبار قرار می‌گیرد و سپس باز تا تکرار مجدد آن به فراموشی سپرده می‌شود. تحلیل این موضوع اگر با نگاه قضاوت‌گرایانه همراه باشد، معمولاً به نتیجه دقیقی نمی‌رسد و به حل مساله نمی‌انجامد. برای فهم بهتر این اتفاق باید مجموعه‌ای از عوامل حرفه‌ای، اجتماعی و فردی را در کنار هم دید.
نخستین عامل، شرایط حرفه‌ای ورزش است. بسیاری از ورزشکاران زن با محدودیت‌هایی مانند کمبود امکانات تمرینی، تعداد اندک مسابقات، ضعف لیگ‌های داخلی و حمایت مالی محدود مواجه‌اند؛ امری که در تیم فوتبال زنان نیز بخصوص در ماه‌های اخیر و با توجه به اخبار منتشره کاملاً مشهود بود. وقتی یک ورزشکار سال‌ها برای رسیدن به سطح ملی تلاش می‌کند اما مسیر حرفه‌ای روشنی پیش روی خود نمی‌بیند، طبیعی است که به دنبال فرصت‌های بهتر در خارج از کشور باشد. در بسیاری از کشورها ورزش زنان از زیرساخت‌های قوی‌تر، قراردادهای حرفه‌ای و حمایت رسانه‌ای بیشتری برخوردار است و همین تفاوت‌ها می‌تواند در تصمیم‌گیری ورزشکاران اثرگذار باشد.
عامل دوم به مسئله آینده شغلی و امنیت مالی مربوط می‌شود. برای بسیاری از ورزشکاران، دوران قهرمانی کوتاه است و اگر در این دوره نتوانند ثبات مالی و حرفه‌ای پیدا کنند، آینده شغلی آنها با ابهام روبه‌رو می‌شود. در چنین شرایطی، حضور در لیگ‌ها یا باشگاه‌های خارجی می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای ادامه فعالیت حرفه‌ای ایجاد کند.
از سوی دیگر، تجربه سفرهای بین‌المللی نیز نقش مهمی دارد. بسیاری از ورزشکاران در جریان مسابقات خارجی از نزدیک با امکانات ورزشی، شیوه مدیریت باشگاه‌ها و شرایط زندگی در کشورهای دیگر آشنا می‌شوند. این مقایسه مستقیم گاهی باعث می‌شود برخی از آنها آینده خود را در محیطی متفاوت تصور کنند.
نباید از عوامل شخصی و اجتماعی نیز غافل شد. تصمیم به مهاجرت یا پناهندگی در بسیاری از موارد صرفاً یک تصمیم ورزشی نیست. مسائل مربوط به سبک زندگی، فرصت‌های آموزشی یا شغلی خارج از ورزش، و نگرانی درباره آینده فردی نیز می‌تواند در این تصمیم نقش داشته باشد.
در نهایت باید توجه داشت که چنین تصمیمی معمولاً ناگهانی و لحظه‌ای نیست. پناهندگی اقدامی پرریسک است و اغلب پس از مدت‌ها فکر و بررسی انجام می‌شود. سفرهای ورزشی و حضور در مسابقات بین‌المللی فقط فرصتی عملی برای اجرای تصمیمی است که ممکن است از مدت‌ها قبل در ذهن فرد شکل گرفته باشد.
بنابراین پدیده پناهندگی ورزشکاران را نمی‌توان تنها به یک عامل یا یک اتفاق کوتاه‌مدت نسبت داد؛ اگرچه درگیری‌های سیاسی می‌تواند آن را تشدید کند. این مسئله نتیجه ترکیبی از شرایط حرفه‌ای ورزش، فرصت‌های متفاوت در سطح بین‌المللی و عوامل شخصی و اجتماعی است؛ مجموعه‌ای از واقعیت‌ها که فهم دقیق آن می‌تواند به اصلاح ساختارها و بهبود شرایط ورزش، به‌ویژه در حوزه ورزش زنان، و حفظ سرمایه ورزشی کشور کمک کند.

به قلم: پروین بابایی

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=15639

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: