یورگن هابرماس متولد ۱۸ ژوئن ۱۹۲۹ در دوسلدورف بود و از مهمترین چهرههای نسل دوم مکتب فرانکفورت به شمار میرفت؛ مکتبی که با آثار ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو شناخته شد و از بنیادیترین جریانهای فلسفه انتقادی قرن بیستم محسوب میشود. پس از جنگ جهانی دوم، اندیشه انتقادی فرانکفورت از دل تجربه نازیسم و نقد سرمایهداری متأخر بیرون آمد و کوشید نسبت میان مدرنیته، فردیت، فرهنگ تودهای و سلطه را از منظر اجتماعی و فلسفی بازبینی کند.
هابرماس در ادامه این سنت فکری، رویکردی تازه پدید آورد که بعدها با نام «چرخش ارتباطی» در نظریه انتقادی شناخته شد. او در اثر اصلی خود، «نظریه کنش ارتباطی» (۱۹۸۱)، مفهوم «عقلانیت ارتباطی» را مطرح کرد و دفاع کرد از این ایده که رهایی انسان و تعمیق دموکراسی از مسیر گفتوگوی عقلانی و تفاهم میان افراد ممکن است، نه از راه سلطه یا نیروهای ابزاری قدرت. دیگر اثر مهم او «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی» است که به بررسی تاریخی شکلگیری افکار عمومی مدرن و نقش رسانهها، گفتوگو و نهادهای دموکراتیک در سامان سیاسی میپردازد.
در برابر بدبینی فلسفی نسل نخست فرانکفورت، هابرماس همواره از پروژه ناتمام روشنگری دفاع کرد و عقلانیت مدرن را نه سرچشمه سلطه، بلکه ابزار گفتوگو و درک متقابل میان انسانها دانست. او همچنین نظریهای دموکراتیک بر پایهی مشورت، مشارکت شهروندی و حاکمیت قانون بنا نهاد و مفاهیمی چون «میهندوستی قانون اساسی» و ساختارهای فراملی دموکراسی مشورتی را وارد گفتمان فلسفه سیاسی معاصر کرد.
یورگن هابرماس در طول بیش از شش دهه فعالیت فکری، یکی از تأثیرگذارترین متفکران جهان مدرن بود؛ فیلسوفی که اندیشهاش مرز میان فلسفه، جامعهشناسی، و سیاست را از نو تعریف کرد و بر نسلهای متوالی از روشنفکران و دانشگاهیان تأثیری ماندگار گذاشت.
پیام آذربایجان
