طبق نظریه «جریان دو مرحلهای ارتباطات» پیامهای رسانهای اغلب ابتدا به دست گروهی از افراد فعالتر در شبکههای اجتماعی میرسد و سپس از طریق آنها به دیگران منتقل میشود؛ افرادی که به نوعی نقش «رهبران افکار غیررسمی» را پیدا میکنند. در فضای امروز پیامرسانها نیز بسیاری از کاربران میکوشند با انتشار سریعتر اخبار، چنین جایگاهی برای خود ایجاد کنند. از سوی دیگر، ایده «خلأ اطلاعاتی» نشان میدهد که اگر منابع رسمی اطلاعات کافی و بهموقع ارائه نکنند، این خلأ به سرعت با شایعات، گمانهزنیها و بازنشرهای غیررسمی پر میشود.
این وضعیت در شرایط بحرانی مانند جنگ، تنشهای امنیتی یا حوادث بزرگ اجتماعی شدت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی عطش جامعه برای دریافت خبر افزایش مییابد و کوچکترین خلأ اطلاعرسانی میتواند به انتشار گسترده روایتهای تأییدنشده منجر شود. در حالی که رسانههای رسمی در برخی موقعیتها ممکن است بنا به ملاحظات امنیتی، اجتماعی یا برای جلوگیری از ایجاد نگرانی عمومی، ترجیح دهند انتشار برخی اطلاعات را با تأخیر و پس از راستیآزمایی اعلام کنند، در شبکههای اجتماعی چنین سازوکاری وجود ندارد. کاربران به سادگی میتوانند اخبار نادقیق یا ناقص را منتشر کنند و همین امر سرعت گسترش شایعات را افزایش میدهد.
از این رو «سندروم بازارسال اخبار» در بسیاری از موارد نه صرفاً یک رفتار فردی، بلکه نشانهای از کاهش مرجعیت رسانههای رسمی است. وقتی رسانههای معتبر نتوانند مرجع اصلی دریافت خبر باشند، فضای عمومی به میدان رقابت برای «زودتر خبر دادن» تبدیل میشود؛ رقابتی که اغلب بیش از آنکه به آگاهی عمومی کمک کند، به افزایش ابهام و بیاعتمادی میانجامد.
به همین دلیل، حفظ و تقویت مرجعیت رسانههای حرفهای اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در غیاب چنین مرجعیتی، جامعه بیش از پیش در معرض شایعات، اطلاعات ناقص و روایتهای متناقض قرار میگیرد، بهویژه در شرایط بحرانی که مدیریت دقیق جریان اطلاعات برای آرامش و ثبات اجتماعی ضروری است.
به قلم: فاطمه درخشان
پیام آذربایجان
