تجربه زیسته نشان میدهد که فقدان دید و نور کافی در معابر، بهویژه در ساعات شب، یکی از بزرگترین موانع برای مشارکت زنان در زندگی عمومی شهری است. کوچهبندیهای تنگ، راهروهای طولانی ساختمانهای اداری یا مسکونی و فضاهای عمومی بدون نظارت بصری، اضطراب را تشدید کرده و عملاً بخش بزرگی از جمعیت را از حضور فعال در شهر بازمیدارند. طراحی جنسیتی این اصل را مبنا قرار میدهد که نورپردازی قوی، شفافیت بصری در تمامی سطوح و حذف نقاط کور، مستقیماً به کاهش جرم و افزایش حس امنیت منجر میشود و این امر در تمام فضاها، از بزرگراهها گرفته تا راهروهای یک ساختمان اداری، باید رعایت شود.
این ملاحظات، فراتر از امنیت صرف، بر کارایی اقتصادی شهر نیز اثرگذار است. در فضاهای تجاری و مراکز خرید، محیطی که زنان و خانوادهها احساس کنند به راحتی و بدون نگرانی میتوانند تردد کنند، زمان توقف و خرید آنها را افزایش میدهد و به رونق کسبوکارها یاری میرساند. همچنین، شهر باید برای «حرکت خانوادگی» طراحی شود؛ یعنی فضاهایی که امکان حمل کالسکه، رسیدگی به کودکان یا جابجایی با بستههای خرید را بدون زحمت فراهم کند که این امر مستلزم پیادهروهای استاندارد و دسترسی آسان به خدمات شهری است.
اما این چالشها در بافتهای مختلف شهری نمودهای متفاوتی دارند. در حالی که بافتهای تاریخی ممکن است با اجرای طرحهای هوشمندانه نورپردازی و بازآفرینی فضا قابل اصلاح باشند، شهرکهای جدید که بر اساس پلانهای تکمنظوره و با فواصل زیاد ساخته شدهاند، اغلب از همان ابتدا فاقد انعطافپذیری لازم برای ایجاد حس تعلق و امنیت هستند. این شهرکها با جداسازی کاربریها، زنان را مجبور به سفرهای طولانیتر و پرهزینهتر برای انجام امور روزمره میکنند.
راهکار نهایی در مشارکت فعال نهفته است. بدون ورود نظرات کاربرانی که هر روز با این فضاها دست و پنجه نرم می کنند، طراحی ها در مرحله تئوری باقی خواهند ماند. بنابراین ترویج طراحی جنسیتی به معنای پذیرش این واقعیت است که شهر عادلانه شهری است که در آن هر فرد فارغ از جنسیت، با اطمینان بتواند از تمام ظرفیتهای فضایی و اجتماعی محیط پیرامون خود بهره مند شود.
به قلم: پروین بابایی
