کلاف پیچیده ازدواج را چگونه می توان باز کرد؟

اول ذی‌الحجه مصادف با سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س) مزین شده و این هفته که به نام هفته ازدواج نامگذاری شده فرصتی برای نگاه به وضعیت پیچیده این پدیده هست که فقط در ایران گرامی داشته می‌شود.

اول ذی‌الحجه مصادف با سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س) مزین شده و این هفته که به نام هفته ازدواج نامگذاری شده فرصتی برای نگاه به وضعیت پیچیده این پدیده هست که فقط در ایران گرامی داشته می‌شود.

ازدواجی که سالیان سال یکی از راحت‌ترین و بدیهی‌ترین موارد در زندگی دختران و پسران کشورمان بود متاسفانه در سالیان اخیر به یکی از معضلات و کابوس‌های جوانان تبدیل شده است.

عوامل متعددی در تبدیل به معضل شدن ازدواج نقش داشته‌اند که از جمله آنها می‌توان به وضعیت اقتصادی، نبود شغل و درآمد، نبود امکانات اولیه زندگی مانند مسکن، نبود آموزش‌های پیش از ازدواج و در نتیجه نبود اطلاعات و آگاهی کافی درباره فلسفه ازدواج، عدم اعتقاد جوانان به بهره‌گیری از مشاوره در ازدواج، عدم مراجعه به مراکز واسطه‌گری ازدواج، نگاه سنتی و مادی به ازدواج، نبود قوانین حمایتی مناسب برای ازدواج جوانان و… اشاره نمود.  

همه این‌ها و شرایط زندگی با توجه به تورم و مشکلات اقتصادی امروز ایران، روز به روز وضعیت ازدواج در کشورمان را همانند کلافی درهم و برهم و پیچیده کرده است که توان بازکردن آن به این راحتی‌ها نیست!

البته اسلامی بودن کشور ما به نوبه خود اهمیت موضوع ازدواج را بیش از پیش کرده و همانطوری که ازدواج در تعالیم اسلامی مورد تاکید قرار گرفته، ضرورت توجه بیشتر و حل معضلات را دوچندان می سازد.

در ادامه نگاهی به جزییات مربوط به آمارهای موجود و مشکلات پدیده ازدواج خواهم داشت.

نگاهی به آمارهای ازدواج

آمارهای ارائه شده در مورد ازدواج در کشورمان نشان دهنده کاهش محسوس آن از اواخر دهه 1380 به بعد علیرغم افزایش نرخ جمعیت می‌باشد.

داده‌های مرکز آمار نشانگر این هست که تعداد ازدواج‌ها از ۳۰۲۶۶۷ مورد در سال ۱۳۵۸ به ۸۹۱۶۲۷ مورد در سال ۱۳۸۹ رسیده و حدود ۱۹۴.۵ درصد رشد داشته است. یعنی طی 40 سال از سال ۱۳۵۸ الی ۱۳۸۹ تعداد ازدواج‌ها حدوداً 3 برابر شده است. اما از سال ۱۳۸۹ به بعد، روند ازدواج در کشور تغییر کرده و کاهشی تدریجی در تعداد ازدواج‌ها را شاهد هستیم، به طوری که تعداد ازدواج‌ها از ۸۹۱۶۲۷ مورد در سال ۱۳۸۹ به ۴۸۱۳۹۵ مورد در سال ۱۴۰۲ رسیده است. یعنی از سال ۱۳۸۹ الی ۱۴۰۲ تعداد ازدواج‌ها کاهشی به میزان ۴۶ درصدی داشته است.

این روند کاهشی از دهه ۹۰ به بعد می‌تواند به عوامل مختلفی همچون مشکلات اقتصادی، بیکاری جوانان، تغییر در نگرش‌های فرهنگی و اجتماعی نسبت به ازدواج و غیره باشد. در واقع زندگی جوانان از سال ۱۳۹۰ به بعد دچار چالش‌های بسیاری در زمینه تشکیل خانواده شده است و این مسائل نیازمند بررسی عمیق‌تری در ابعاد مختلف است.

در آمار دیگری که از طرف دبیر ستاد ملی جمعیت اعلام شده است با کاهش ۴۸ درصدی ازدواج مواجه هستیم. دکتر مرضیه وحید دستجردی در این باره گفت: تعداد ازدواج‌ها از حدود ۸۹۰ هزار مورد در سال ۱۳۸۹ به حدود ۴۷۰ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ رسیده و این روند به‌طور مستقیم بر کاهش فرزندآوری و تشدید سالمندی جمعیت اثر گذاشته و لذا حدود 48 درصد کاهش در روند ازدواج را شاهد هستیم.

با در نظر گرفتن این دو آمار اعلام شده از طرف دو مسئول مختلف که یکی 46 درصد و دیگری 48 درصد اعلام کرده اند، در اینکه بیش از 15 سال هست شاهد کاهش روند ازدواج در کشور بوده ایم اتفاق نظر وجود داشته و این روند همچنان با شیب بیشتری ادامه دارد.

همچنین پیام دیگر این کاهش درصد ازدواج در کشورمان این هست که برنامه های حمایتی و قوانین موجود موفق نبوده و نتوانسته اند تاثیرات مثبتی در روند ازدواج داشته باشند.

چرایی وضعیت ازدواج در کشور

ازدواج پدیده‌ای پیچیده هست که عوامل متعددی در وقوع آن نقش دارند. این عوامل را می‌توان در مؤلفه‌های اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی طبقه‌بندی نمود.

قبل از تحلیل شرایط کشورمان در حوزه ازدواج بایستی تاکید کنم که بخشی از کاهش ازدواج در بین جوانان متاثر از پدیده جهانی شدن و بویژه رشد فردگرایی و سرمایه‌داری به وقوع پیوسته است.

اشاعه جهانی شدن موجب شده تا جوانان ازدواج را به عنوان هدف زندگی کنار گذاشته و به تحصیل و اشتغال و زندگی مجردی اهمیت بیشتری بدهند.

اما علاوه بر تأثیرات جهانی شدن، شاهد سخت‌تر شدن ازدواج در کشورمان بوده و همین موضوع باعث کاهش درصد ازدواج بین جوانان مجرد شده است.

شرایط بد اقتصادی متهم ردیف اول تأثیرگذار بر نرخ ازدواج در کشورمان معرفی می‌شود. طبیعی هست که ازدواج و تشکیل خانواده قبل از هر چیزی نیازمند شرایط اقتصادی و شغل مناسب می‌باشد.

شرایط اقتصادی که متأسفانه روزبه‌روز بدتر می‌شود، می تواند همچنان ازدواج را تحت فشار قرار داده و مانعی برای تشکیل خانواده توسط جوانان مجرد باشد.   

در حوزه اجتماعی ـ فرهنگی نیز کشورمان با تأثیرپذیری از پدیده جهانی شدن باعث دوری جوانان از سنت‌ها و باورهای گذشته شده و اولویت های زندگی آنها را تغییر داده است. برای نمونه تحصیل و شغل و درآمد بیشتر اولویت و دغدغه اصلی جوانان بوده و ازدواج را نوعی مسئولیت اضافی می‌دانند و لذا سعی دارند از مسئولیت و رنج بیشتر دوری کنند!

در مورد تغییرات اجتماعی نیز می‌توان به تحولات جامعه و نگاه مردم به ازدواج اشاره کرد که حساسیت به مجردها با توجه به افزایش سن شان، از بین رفته و حتی نگاه به طلاق نیز قبح گذشته را از دست داده است.   

علاوه بر این‌ها ما شاهد اعمال نوع خاصی از مهریه در ایران هستیم که در هیچ کشور اسلامی دیگری وجود نداشته و باعث اختلاف بین زوجین و حتی به زندان رفتن برخی از مردان با اعمال قوانین هستیم که همین مورد ترس پسران و فرار آنها از ازدواج را موجب شده است.

دخالت والدین و نزدیکان زوجین نیز یکی دیگر از عواملی هست که ازدواج و تشکیل خانواده در ایران را سخت‌تر کرده و بر اختلافات بین آنها دامن می‌زند!

نگاهی به حمایت‌های دولتی از ازدواج نیز نشانگر این هست که این حمایت ها که صرفاً شامل ارائه وام می‌باشد، تاکنون نتوانسته بر نرخ ازدواج تأثیر مثبت بگذارد و لذا سیاستی ناموفق بوده است.

آموزش و مشاوره های اجباری و تغییر قوانین؛ ضرورت‌هایی برای فرهنگ‌سازی ازدواج

تجربیات بنده با بیش از 15 سال مطالعه و فعالیت در حوزه فرهنگ‌سازی ازدواج، اهمیت آموزش و مشاوره‌های پیش از ازدواج را بیش از پیش عیان‌تر کرد.

واقعیت این هست که ما در حوزه آموزش به طور کلی دچار ضعف بوده و سیستم آموزشی ما نتوانسته نیازهای افراد را جواب داده و آنها را برای زندگی مناسب آماده نماید و این ضعف در همه حوزه‌های انسانی اعم از اعتقادات، اخلاق، رفتار، ارتباط با همدیگر، تأمین سلامت شخصی و غیره جاری بوده و نتوانسته حتی ازدواج کردن را به ما بیاموزد!

یک جوان مجرد ایرانی نمی‌داند فلسفه ازدواج چیست و برای چه ازدواج می‌کند؟ او نمی‌داند بعد از ازدواج چگونه با همسرش ارتباط برقرار کرده و صحبت کند؟ اولویت‌بندی زندگی متاهلی را نمی‌داند و همین موضوعات که شاید در ظاهر ساده به نظر آید او را از ازدواج کردن دور می‌سازد. از طرف دیگر وقتی آمار بالای طلاق و مشکلات و اختلافات بین زوجین در اطراف و آشنایان خود می‌بیند، ترسش از ازدواج بیشتر شده و اصطلاحاً عطایش را به لقایش می‌بخشد!

در کشورهای اروپایی و آمریکا موضوع ازدواج را با عشق و عاشقی گره زده و در آموزش‌های این کشورها مشکلات ازدواج را تا حدودی با تبلیغ اینکه عاشق شوید تا ازدواج کنید، رفع کرده‌اند. البته عشق را می‌توان یکی از نتایج ازدواج دانست اما به تنهایی کافی نبوده و نیاز به آموزش‌های دیگری دارد و لذا تا حدودی می‌تواند در جهت‌دهی به ازدواج کردن مفید و جذاب واقع شود.  

نتیجه‌گیری اینکه به اعتقاد کارشناسان مجرب، فرهنگ‌سازی مناسب برای ازدواج و اجباری کردن آموزش‌های پیش از ازدواج به خصوص در شهرها می‌تواند راهکار مناسبی برای حل مشکلات ازدواج باشد. همچنین بایستی مراکز همسان‌گزینی با حمایت‌های دولتی و تبلیغات زیاد در شهرهای بزرگ راه‌اندازی شود تا جوانانی که به دلایلی نمی‌توانند فردی را برای تشکیل خانواده بیابند به این مراکز مراجعه کنند و همین پروسه را می‌توان با سایت‌های اینترنتی دولتی هم انجام داد.

در حوزه اقتصادی هم باید تغییراتی ایجاد کرده و می‌توان به جای وام دادن، اشتغال زوج‌های جوان را حمایت کرده و به جای استخدام افراد مجرد، متاهلان را استخدام کرد و یا مسکن مناسبی برای زوج‌های جوان تدارک دید.

البته لازم هست اضافه نمایم که گره زدن مشکلات ازدواج فقط به مسائل اقتصادی، که امروز گریبانگیر جوانان شده، نمی‌تواند دلیل خوبی برای مجرد ماندن باشد چرا که زندگی با وجود همه مشکلات در حال تداوم بوده و این هنر انسان بودن هست که با وجود این مصائب و مشکلات بتواند خود را رشد داده و با این مصائب مقابله کرده و زندگی را ادامه دهند، بنابراین نمی‌توان ازدواج و تشکیل خانواده را که یکی از مهم ترین تصمیمات زندگی انسان‌ها هست را به خاطر این مشکلات تعطیل کرد!

همچنین اصرار بر اشتباهات موجود و شرایط و قوانین فعلی هم نخواهد توانست مجردان ما را به سمت ازدواج سوق دهد و این موضوع را وقتی من روزنامه‌نگار می‌دانم، مطمئناً مسئولان مربوطه نیز می‌دانند و نسبت به آن آگاه هستند اما چرا اقدامی برای حل این معضلات انجام نمی‌دهند جای بسی سئوال و تعجب هست؟

بنابراین پیشنهاد می‌شود قوانین دست و پاگیر ازدواج مانند مهریه کلاً از سیستم قضایی حذف شود تا خود مردم به نفع ازدواج و تشکیل خانواده آن را به اجرا درآورده و اصلاح نمایند.

در خاتمه امیدوارم دولتمردان و به خصوص نمایندگان مجلس اراده اصلاحات قوانین ازدواج و آسان کردن آن به نفع جوانان مجرد را داشته و فراموش نکنند که این همه مشکل پیش‌روی ازدواج جوانان در کشوری که پیشوند اسلامی داشته و ادعای اسلامی بودن را دارد، نمود و نتیجه خوبی نداشته و موجب سرافکندگی‌مان در پیشگاه آیندگان خواهد بود.

کمال‌الدین نیک‌رفتار خیابانی ـ کارشناس ارتباطات اجتماعی

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=15829

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: