شهر، فراتر از خیابانها و ساختمانهای بتنی، جانی دارد که در تکتک تعاملات انسانیاش میتپد. برای ما در «صدای زنان»، هیچچیز مهمتر از ارتقای کیفیت زیستِ مادران و کودکانمان در محلات نیست. تابستان، فصلی برای یادگیری و کشف استعدادهاست؛ اما آیا سهم بانوان تبریزی از این فصل پرشور، تنها سپری کردن اوقات در خانه است؟ ما در این سلسلهگزارشها، با عبور از حصار پارکها و فرهنگسراها، به دنبال تصویرسازی از ظرفیتهای پنهان و آشکار شهر هستیم. از شور و شوق کلاسهای آموزشی تا چالشهای توزیع عادلانه خدمات شهری؛ «پیام آذربایجان» همراه شماست تا نبض شهر را در این روزهای گرم تابستانی، دقیقتر رصد کند.
نسیم خنک صبحگاهی تبریز کمکم جای خود را به گرمای مطبوع تیرماه میدهد. تقویم، آغاز فصل تابستان و شروع تعطیلات سه ماهه را نوید میدهد؛ فصلی که برای دانشآموزان با رهایی از درس و مدرسه و برای مادران با دغدغهای شیرین اما جدی برای مدیریت اوقات فراغت فرزندانشان گره خورده است. در کلانشهری مانند تبریز که بافت شهری آن روزبهروز در حال گسترش است، نیاز به فضاهای اختصاصی که بانوان بتوانند با خیالی آسوده، هم به ورزش و تفریح بپردازند و هم از امکانات فرهنگی بهرهمند شوند، بیش از پیش احساس میشود.
پارکهای بانوان از همان ابتدا قرار بود دقیقاً همین رسالت را بر دوش بکشند؛ مراکزی که تنها یک فضای سبز محصور با دیوارهای بلند نباشند، بلکه به کانونهای پویای فرهنگی، هنری و اجتماعی در دل محلات تبدیل شوند. فضاهایی که پتانسیل دارند تا با برگزاری کلاسهای مهارتآموزی، کیفیت زندگی خانوادهها را در شاخصهای نشاط اجتماعی ارتقا دهند. اما آیا توزیع این پویایی در تمام نقاط شهر عادلانه است؟ برای یافتن پاسخ این سوال، دفترچه یادداشت خبرنگاری را بر میدارم تا راوی یک روز تابستانی در پارکها و فرهنگسراهای بانوان تبریز باشم.
ایستگاه اول: فرهنگسرای فرشته؛ تجلی خلاقیت
عقربههای ساعت ۱۰ صبح را نشان میدهند که وارد فرهنگسرای فرشته میشوم. هیاهوی شادمانه کودکانی که دست در دست مادرانشان وارد میشوند، اولین نشانه است؛ «استقبال بینظیر» اینجا معنای عینی دارد. تابلوی اعلانات پر از لیست کلاسهای هنری، علمی و کارگاههای خلاقیت است؛ ظرفیتهایی که بهسرعت پر شدهاند.
در یک کلاس، مربی با حوصله فنون بادکنکآرایی را آموزش میدهد و در سالن مجاور، مادران در کارگاه فرزندپروری به تبادل تجربه مشغولاند. مادری با لبخند میگوید: «از شروع تابستان، اینجا پاتوق هر روزِ ماست. خودم آموزش میبینم و فرزندم مهارتهای تازه یاد میگیرد.» مدیریت هوشمندانه این مجموعه، «فرشته» را به قلب تپنده نشاط در این منطقه تبدیل کرده است.
عقربههای ساعت تازه به 10 صبح رسیدهاند که قدم در محوطه فرهنگسرای فرشته میگذارم. اولین چیزی که توجه را جلب میکند، هیاهوی شادمانه کودکانی است که دست در دست مادرانشان با کولهپشتیهای رنگارنگ وارد مجموعه میشوند. اینجا کلمه استقبال بینظیر دقیقاً معنا پیدا میکند. تابلوی اعلانات پر از لیست کلاسهای هنری، علمی، زبانآموزی و کارگاههای خلاقیت است که ظرفیت اکثر آنها پر شده است.
به یکی از کلاسها سرک میکشم؛ مربی در حال آموزش بادکنک آرایی است. در سالن مجاور، بانوان در یک کارگاه فرهنگی با موضوع فرزندپروری مشغول بحث و تبادل نظر هستند. یکی از مادران با خرسندی میگوید: از وقتی مدرسهها تعطیل شده، اینجا پاتوق هر روزِ ماست. هم خودم آموزش میبینم و هم پسرم مهارتهای جدید یاد میگیرد. انرژی و نشاط در راهروهای فرشته موج میزند و مدیریت مجموعه توانسته با برنامهریزی دقیق، به بهترین شکل پاسخگوی نیازهای تابستانی این منطقه باشد.
ایستگاه دوم: پارک استادان تبریز؛ پیوند علم و فرهنگ در سایهسار درختان کهنسال
مسیر را به سمت پارک استادان کج میکنم. فضای سبز، وسیع و زیبای پارک، میزبان مادرانی است که روی زیراندازهای کوچک در سایه درختان نشستهاند و گپ میزنند، درحالیکه فرزندانشان در ساختمان فرهنگی مجموعه در کلاسهای مختلف علمی و فرهنگی حضور دارند.
وارد بخش آموزشی میشوم. صدای قطعات پلاستیکی و موتورهای کوچک از کلاس رباتیک به گوش میرسد. گپوگفت با چند تن از بانوان حاضر در پارک نشان از رضایت بالای آنها از امنیت و تنوع خدمات دارد. مریم، مادری ۳۵ ساله که دو فرزندش در کلاسهای نقاشی و ریاضی ثبتنام کردهاند، میگوید: همین که میتوانم با خیال راحت و بدون دغدغه ترافیک و امنیت در پارک قدم بزنم و بچههایم در یک محیط سالم علمی چیزهای جدید یاد بگیرند، برایم یک دنیا ارزش دارد. کلاسهای این پارک تنوع خیرهکنندهای دارند و استقبال عالی خانوادهها اثبات میکند که شهروندان تبریزی تشنه دریافت خدمات آموزشی باکیفیت هستند.
ایستگاه سوم: فرهنگسرای بانوان شمس تبریزی؛ ترافیک نشاط، تعریق و ورزش
مقصد بعدی، فرهنگسرای بانوان شمس تبریزی در جوار پارک بزرگ شمس است. هنوز از در ورودی کامل رد نشدهام که صدای ریتمیک موزیک ورزشی و شمارش مربی به گوش میرسد: «1، 2، 3، 4…!». محوطه به معنای واقعی کلمه شلوغ و پرتردد است.
گروهی از بانوان، از جوانان گرفته تا زنان میانسال، با لباسهای ورزشی در حال انجام تمرینات ورزشی هستند. در گوشهای دیگر از مجموعه، کلاسهای هنری مانند خیاطی و گلدوزی برپاست که منبع درآمدی برای بانوان سرپرست خانوار نیز محسوب میشود. این فرهنگسرا به یک پاتوق تمامعیار و زنده تبدیل شده است. تلفیق ورزش، هنر و فرهنگ در کنار هم، باعث شده تا حضور پررنگ بانوان و کودکان در این محوطه، تصویری زنده، شاداب و پویا از یک کلانشهر توسعهیافته را به نمایش بگذارد. مدیر مجموعه در حال دویدن از این سو به آن سو است تا هماهنگی کلاسها به هم نخورد؛ تصویری از یک مدیریت فعال و دلسوز.
کلام آخر
تجربههای موفقی چون «فرهنگسرای فرشته»، «پارک استادان» و «مجموعه شمس تبریزی» نشان میدهد که اگر بستر فراهم باشد، بانوان و کودکان تبریزی چگونه با استقبال حداکثری، پویایی شهر را تضمین میکنند. این مجموعهها با بهرهوری بسیار بالا در حال خدمترسانیاند؛ اما آیا این الگو در تمام نقاط تبریز به یک اندازه در دسترس است؟ این سؤالی است که در گزارشهای آینده «پیام آذربایجان» به آن پاسخ خواهیم داد.
اسرا درویشی
