این روزها آموزش در ایران در وضعیتی قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری با بیثباتی و گسست همراه است. محدودیت اینترنت، کاهش و ناپایداری کلاسهای مجازی و تعطیلی طولانیمدت مدارس، تصویری از یک نظام آموزشی ارائه میدهد که حتی در سطح حداقلی نیز از انسجام و تداوم برخوردار نیست. با این حال، تقلیل این وضعیت صرفاً به شرایط جنگی یا اختلالات اخیر، سادهسازی مسئلهای است که ریشههای عمیقتری دارد.
آنچه امروز آشکار شده، ادامه یک روند طولانی از بیثباتی مزمن در آموزش است؛ روندی که در سالهای گذشته نیز به شکلهای مختلف وجود داشته است. تعطیلی مدارس به دلایل متعدد مانند آلودگی هوا، ناترازی انرژی و برخی تنشهای اجتماعی، به امری تکرارشونده تبدیل شده است. نتیجه این وضعیت، نه فقط کاهش زمان آموزش، بلکه از بین رفتن پیوستگی و ریتم یادگیری بوده است.
یادگیری فرآیندی وابسته به تداوم و نظم است. دانشآموزی که در یک چرخه ناپایدار از حضور، تعطیلی، آموزش ناقص و بازگشتهای مقطعی قرار میگیرد، فرصت شکلگیری یادگیری عمیق و پایدار را از دست میدهد. این گسستهای پیدرپی، بهتدریج کیفیت آموزش را کاهش داده و تمرکز و انگیزه یادگیری را نیز تضعیف میکند.
در چنین بستری، آموزش مجازی نیز نتوانست نقش یک جایگزین پایدار را ایفا کند. تجربه دوران همهگیری کرونا، اگرچه فرصتی برای تقویت زیرساختهای آموزش غیرحضوری فراهم کرد، اما عمدتاً به مدیریت اضطراری محدود ماند و به اصلاح ساختاری منجر نشد. در نتیجه، در شرایط کنونی که دسترسی به اینترنت نیز محدود شده، همان ظرفیت نیمبند نیز کارایی خود را از دست داده و آموزش عملاً به حداقل ممکن تقلیل یافته است.
پیامد این روند، امروز در افت کیفیت یادگیری و کاهش سطح واقعی دانشآموزان قابل مشاهده است؛ روندی که نشانههای آن در افت نمرات و ضعف مهارتهای پایه در سالهای اخیر نیز قابل ردیابی است. اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، اثرات انباشته این وضعیت در آینده است؛ جایی که دانشآموزان با پایهای ضعیفتر وارد مقاطع بالاتر میشوند و این شکاف آموزشی بهمرور عمیقتر خواهد شد.
مسئله اصلی آموزش در ایران امروز، صرفاً تعطیلی مدارس یا محدودیت اینترنت نیست؛ بلکه فقدان یک الگوی پایدار و قابل اتکا برای تداوم یادگیری در شرایط متغیر است. تا زمانی که این بیثباتی ساختاری برطرف نشود، هر بحران جدید میتواند بهراحتی نظام آموزشی را دچار اختلال کند.
در نهایت، بحران آموزش در ایران بیش از آنکه محصول یک اتفاق یا دوره خاص باشد، نتیجه یک بیثباتی مزمن است؛ بیثباتیای که اگر برای آن چارهای اساسی اندیشیده نشود، هزینه آن را نسلهای آینده با افت آموزشی و شکاف دانشی گستردهتر پرداخت خواهند کرد.
پروین بابایی
