تاب‌آوری زنان؛ فضیلت یا آخرین سنگر بحران؟

در روزگار بحران، همیشه از «تاب‌آوری» حرف زده می‌شود؛ از قناعت، صرفه‌جویی، مدیریت خانه و دوام آوردن. اما کمتر کسی می‌پرسد این تاب‌آوری دقیقا بر دوش چه کسانی بنا شده است؟

در روزگار بحران، همیشه از «تاب‌آوری» حرف زده می‌شود؛ از قناعت، صرفه‌جویی، مدیریت خانه و دوام آوردن. اما کمتر کسی می‌پرسد این تاب‌آوری دقیقا بر دوش چه کسانی بنا شده است؟

در بسیاری از خانواده‌ها، زنان به خط مقدم مدیریت بحران رانده شده‌اند. آنها باید هزینه‌ها را کم کنند، غذای ارزان‌تر و ساده‌تر تهیه کنند، میان نیازهای ضروری اولویت‌بندی کنند، خریدها را عقب بیندازند، چیزی را تعمیر و بازیافت کنند و در همان حال، فضای روانی خانه را نیز آرام نگه دارند. گویی زن خانه نه فقط مسئول اقتصاد، بلکه مسئول جلوگیری از فروپاشی روحی خانواده نیز هست.

اما این تصویر، وجه پنهان و فرساینده‌ای هم دارد؛ فشاری که اغلب دیده نمی‌شود.

وقتی سفره ساده‌تر می‌شود، اولین نگاه‌های گلایه‌آمیز معمولاً متوجه زنی است که غذا را آماده کرده. وقتی خریدی حذف می‌شود، وقتی بچه‌ای حسرت چیزی را می‌خورد، وقتی کیفیت زندگی پایین می‌آید، زن خانه ناخواسته بار عاطفی این کمبود را نیز حمل می‌کند. در نتیجه، صرفه‌جویی فقط یک عمل اقتصادی نیست؛ نوعی فرسایش روانی مداوم است.

خطر آنجاست که جامعه کم‌کم این وضعیت را به فضیلت اخلاقی تبدیل کند. زن صبور، زن قانع، زن فداکار؛ تصویری که بارها ستایش شده اما کمتر پرسیده‌اند این صبوری تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ آیا قرار است تحمل دائمی بحران، به هویت زنانه تبدیل شود؟

قناعت در شرایط سخت می‌تواند ضرورتی موقت باشد، اما نباید به الگویی دائمی برای زندگی مردم بدل شود. انسان فقط برای بقا زندگی نمی‌کند. مردم حق دارند رفاه، آرامش، تفریح، کتاب، غذای خوب و آینده‌ای قابل پیش‌بینی داشته باشند. جامعه‌ای که مدام از مردم می‌خواهد کمتر بخواهند، در حقیقت دارد سطح طبیعی زندگی را پایین می‌آورد.

امروز بسیاری از خانواده‌ها حتی برای ابتدایی‌ترین نیازها دچار فرسودگی شده‌اند. مادری که برای خرید یک وسیله ساده کودک ماه‌ها صرفه‌جویی می‌کند اما هر بار با جهش قیمت روبه‌رو می‌شود؛ پدری که با وجود تحصیلات عالی بیکار است؛ زنی هنرمند که توانایی کار دارد اما بازار خریدی باقی نمانده است. اینها نشانه ضعف فردی نیست؛ نشانه بحرانی است که از سطح مدیریت شخصی عبور کرده و به مسئله‌ای ساختاری تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، تمجید صرف از تاب‌آوری زنان کافی نیست. این تاب‌آوری اگرچه مانع فروپاشی بسیاری از خانواده‌ها شده، اما بی‌پایان نیست. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند برای همیشه روی صبر، حذف خواسته‌ها و فرسایش خاموش زنان بنا شود.

اگر سختی و بحران وجود دارد، مسئولیت آن نیز باید به شکل عادلانه میان همه تقسیم شود؛ نه اینکه زنان هم بار اقتصاد را به دوش بکشند، هم با روانی خانه را، هم احساس گناه ناشی از کمبودها را.

مسئولان و مدیران نیز باید بدانند آرامشی که هنوز در بسیاری از خانه‌ها دیده می‌شود، اغلب حاصل مدیریت، صبوری و ازخودگذشتگی زنانی است که بی‌صدا بار بحران را به دوش می‌کشند. اما این وضعیت نمی‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند. وقتی تورم افسارگسیخته، ناامنی اقتصادی و کاهش قدرت خرید به نقطه فرسایش کامل برسد، دیگر حتی دقیق‌ترین مدیریت‌ها و بیشترین قناعت‌ها هم قادر به حفظ تعادل خانواده‌ها نخواهند بود.

تاب‌آوری مردم، به‌ویژه زنان، قابل احترام است؛ اما نباید به جای حل بحران بنشیند یا به ابزاری برای عادی‌سازی فشارهای اقتصادی تبدیل شود.

معصومه شکوهی

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=15820

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: