جنگها معمولاً با تصاویر انفجار، آوار و تلفات انسانی شناخته میشوند؛ اما در پسِ این تصاویر، قربانی خاموشی هم وجود دارد که کمتر دیده میشود: محیطزیست. طبیعت در جنگها نه صدایی برای اعتراض دارد و نه امکانی برای دفاع از خود، اما آسیبهایی که میبیند گاه سالها و حتی دههها باقی میماند.
یکی از پیامدهای کمتر مورد توجه جنگ، حمله به زیرساختهای صنعتی مانند پالایشگاهها، پتروشیمیها و نیروگاههاست. چنین مراکزی اگرچه ممکن است در منطق نظامی بهعنوان اهداف استراتژیک در نظر گرفته شوند، اما تخریب آنها تنها به معنای از کار افتادن یک تأسیسات نیست. با هر انفجار یا آتشسوزی در این مراکز، حجم زیادی از مواد شیمیایی و سمی وارد هوا، خاک و منابع آبی میشود؛ موادی که میتوانند سلامت انسانها، حیات گیاهی و جانوری را بهطور جدی تهدید کنند.
آلودگی ناشی از این حوادث اغلب محدود به لحظه انفجار نیست. ذرات سمی میتوانند در خاک باقی بمانند، وارد زنجیره غذایی شوند و برای سالها بر سلامت جامعه اثر بگذارند. رودخانهها و سفرههای آب زیرزمینی نیز ممکن است آلوده شوند و این آلودگی به مناطق دورتر گسترش پیدا کند. در چنین شرایطی، حتی اقدامات اضطراری نیز نشانهای از شدت خطر و نگرانیهای زیستمحیطی و بهداشتی است.
از سوی دیگر، اکوسیستمهای طبیعی که پیش از آن شاید در تعادل بودند، با چنین شوکهایی دچار اختلال میشوند. نابودی پوشش گیاهی، مرگ یا مهاجرت حیاتوحش و آلودگی منابع طبیعی میتواند ساختار یک منطقه را برای سالها تغییر دهد. بازسازی ساختمانها شاید در چند سال ممکن باشد، اما بازگشت یک اکوسیستم آسیبدیده به وضعیت طبیعی خود گاه دههها زمان میطلبد.
به همین دلیل، بحث درباره پیامدهای زیستمحیطی جنگ نباید در حاشیه بماند. حفاظت از محیطزیست حتی در زمان بحران و درگیری، موضوعی است که به سلامت نسلهای آینده گره خورده است. تجربههای مختلف در جهان نشان دادهاند که هزینههای پنهان جنگ برای طبیعت، بسیار فراتر از آن چیزی است که در لحظه دیده میشود.
شاید به همین دلیل است که گفته میشود در هر جنگی، طبیعت نیز زخمی میشود؛ زخمی که ترمیم آن نه آسان است و نه سریع.
زهرا شتائی ـ مدرس دانشگاه و فعال محیط زیست
