کودکان در سایه مهیب جنگ

کودکان جزو گروه‌هایی هستند که هیچ نقشی در رخ دادن جنگها ندارند، با این حال بیشترین آسیب‌های جنگ متوجه این گروه است.
کودکان در سایه مهیب جنگ

جنگ‌ها معمولاً با اهدافی آغاز می‌شوند که در زبان سیاست از آنها با واژه‌هایی مانند امنیت، قدرت، پیروزی، تغییر نظم، و … یاد می‌شود. تصمیم‌گیرندگان جنگ دولت‌ها، فرماندهان و سیاستمداران‌اند. اما در میان همه کسانی که از جنگ آسیب می‌بینند، گروهی وجود دارد که هیچ نقشی در آغاز آن نداشته‌اند و در عین حال از آسیب‌پذیرترین قربانیان آن هستند: کودکان.
از نگاه جامعه‌شناسی، کودکان گروهی‌ هستند که کمترین قدرت سیاسی و اجتماعی را دارند. آنها تصمیم نمی‌گیرند، در مذاکرات حضور ندارند و امکان دفاع مستقل از خود را هم ندارند. زندگی‌شان به ساختارهایی وابسته است که جامعه برای محافظت از آنان ساخته است؛ ساختارهایی مانند خانواده، مدرسه، محله امن و خدمات اجتماعی. جنگ دقیقاً همین ساختارها را مختل می‌کند یا از هم می‌پاشد. مدرسه‌ها تعطیل می‌شوند، امنیت شهرها فرو می‌ریزد و زندگی روزمره به تجربه‌ای آمیخته با اضطراب تبدیل می‌شود.
در اینجا تضادی عمیق شکل می‌گیرد: تضاد میان منطق جنگ و جهان کودکی. منطق جنگ بر پایه قدرت، بقا و حذف دشمن بنا شده است، اما جهان کودکی بر بازی، اعتماد، خیال‌پردازی و احساس امنیت استوار است. وقتی جنگ وارد زندگی کودکان می‌شود، در واقع این دو منطق متضاد با یکدیگر برخورد می‌کنند. جایی که باید میدان بازی و یادگیری باشد، ناگهان با مفاهیمی مانند پناهگاه، انفجار، ترس و مرگ آشنا می‌شود.
جامعه‌شناسان این وضعیت را از زاویه جامعه‌پذیری نیز بررسی می‌کنند؛ یعنی فرآیندی که در آن کودک می‌آموزد جهان چگونه کار می‌کند. در شرایط عادی، کودکان یاد می‌گیرند که بزرگسالان از آن‌ها محافظت می‌کنند، دنیا تا حدی قابل پیش‌بینی است و اختلاف‌ها اغلب از راه قانون و گفت‌وگو حل می‌شوند. اما جنگ می‌تواند پیام متفاوتی به آنان منتقل کند: اینکه جهان ناامن است، خطر ممکن است ناگهانی ظاهر شود و صداهای بلند می‌توانند نشانه تهدید باشند.
با این حال پژوهش‌های بسیاری نشان داده‌اند که مهم‌ترین عامل محافظت از سلامت روان کودکان، حضور یک بزرگسال امن و قابل اعتماد است. در آغوش گرفتن کودک، صحبت کردن با صدای آرام، توضیح ساده درباره اتفاقات و حفظ برخی از عادت‌های روزمره، به کودک این پیام را می‌دهد که هرچند جهان اطراف دچار آشوب شده، اما هنوز پناهگاهی برای او وجود دارد.
با وجود همه اینها، حتی اگر کودکان توانایی شگفت‌انگیزی برای سازگاری و بازسازی خود داشته باشند، این حقیقت چیزی از مسئولیت بزرگسالان کم نمی‌کند. توانایی کودکان برای ترمیم زخم‌ها هرگز نباید بهانه‌ای باشد برای پذیرش جنگها. جهان کودکان جهانی است سرشار از رنگ، بازی و امید؛ جهانی که در آن مرزهای سیاسی، جاه‌طلبی‌های قدرت و رقابت‌های خشونت‌آمیز جایی ندارند.
انسان‌ها خود را موجوداتی خردمند می‌دانند. اگر چنین است، خردمندی باید پیش از هر چیز در توانایی جلوگیری از جنگها و حفاظت از زندگی‌های بی‌دفاع معنا پیدا کند. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای پیشرفت و عقلانیت داشته باشد اگر نتواند از ابتدایی‌ترین حق کودکان دفاع کند: حق زندگی در جهانی امن، دور از صدای انفجار و ترس.
کودکان شاید بتوانند پس از جنگ دوباره لبخند بزنند، اما وظیفه واقعی جهان این است که کاری کند آن لبخندها هرگز زیر سایه جنگ خاموش نشوند.

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=15589

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: