در زمان جنگها و درگیریهای مسلحانه، میراث فرهنگی اغلب در معرض خطر قرار میگیرد. تخریب یا آسیب به این آثار صرفاً از بین رفتن یک بنای تاریخی نیست، بلکه از دست رفتن بخشی از حافظه و تجربه تمدنی انسان است. بسیاری از این آثار طی قرنها و گاه هزاران سال شکل گرفتهاند و نابودی آنها خسارتی جبرانناپذیر محسوب میشود؛ زیرا حتی اگر امکان بازسازی ظاهری وجود داشته باشد، اصالت تاریخی و اطلاعات نهفته در آنها برای همیشه از میان میرود.
یکی از دلایل مهمی که جامعه جهانی باید نسبت به چنین آسیبهایی حساس باشد، نقش این آثار بهعنوان منابع دست اول علمی و پژوهشی است. بناها، محوطههای باستانی و آثار فرهنگی برای رشتههایی مانند تاریخ، باستانشناسی، معماری، مردمشناسی و تاریخ هنر اهمیت اساسی دارند. بسیاری از اطلاعات تاریخی و فرهنگی نهفته در دل این آثار هنوز مطالعه نشده، و تخریب آنها به معنای از بین رفتن دادههایی است که شاید هرگز امکان بازیابی آن وجود نداشته باشد.
از سوی دیگر، حفاظت از میراث فرهنگی به نوعی مسئولیت اخلاقی و بیننسلی نیز محسوب میشود. نسل امروز در واقع امانتدار آثاری است که از گذشتگان به دست ما رسیده و انتظار میرود آن را برای نسلهای آینده حفظ کند. نابودی این میراث به معنای قطع پیوند میان گذشته، حال و آینده است.
به همین دلیل در حقوق بینالملل تلاشهایی برای حفاظت از آثار فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه انجام شده است. مهمترین نمونه آن «کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ» است که دولتها را ملزم میکند از حمله به آثار فرهنگی خودداری کنند و از استفاده نظامی از آنها بپرهیزند. همچنین کنوانسیون میراث جهانی یونسکو نیز بر حفاظت از آثاری که دارای ارزش برجسته جهانی هستند تأکید میکند.
با این حال، یکی از چالشهای اساسی در این زمینه محدود بودن ضمانتهای اجرایی این قواعد است؛ چرا که آثار تاریخی و فرهنگی بارها در جریان جنگها مورد حمله قرار گرفتهاند. نهادهایی مانند یونسکو بیشتر از ابزارهای دیپلماتیک، هشدارهای بینالمللی و فشار افکار عمومی استفاده میکنند و قدرت اجرایی مستقیم برای جلوگیری از تخریب در شرایط جنگی ندارند. به همین دلیل پیشگیری و آگاهیبخشی پیش از وقوع بحران اهمیت زیادی پیدا میکند؛ اقداماتی مانند مستندسازی دقیق آثار، آموزش نیروهای نظامی درباره اهمیت میراث فرهنگی، و شناسایی و علامتگذاری مکانهای فرهنگی میتواند تا حدی از آسیبها جلوگیری کند.
در عین حال، حساسیت جامعه جهانی نسبت به تخریب میراث فرهنگی نقش مهمی در جلوگیری از عادی شدن این پدیده دارد. اگر چنین اقداماتی با بیتفاوتی مواجه شود، خطر آن وجود دارد که تخریب آثار تاریخی به بخشی معمول از جنگها تبدیل شود. در مقابل، توجه جهانی و واکنش نهادهای علمی و فرهنگی میتواند هزینه سیاسی و اخلاقی این اقدامات را افزایش دهد.
در نهایت، حفاظت از میراث فرهنگی تنها دفاع از گذشته نیست؛ بلکه دفاع از حافظه و هویت مشترک بشریت است. هر بنای تاریخی، هر محوطه باستانی و هر اثر فرهنگی صفحهای از داستان انسان است. از دست رفتن این صفحات نه فقط خسارتی برای یک کشور، بلکه برای کل جامعه انسانی خواهد بود.
به قلم: مریم شکوهی
پیام آذربایجان
