در روزگاری که از تحریم و فشارهای اقتصادی و بستهشدن حسابهای خرید از بازارهای ایرانی بهدلیل سیاستهای نهچندان معقول کشور ما در عرصه بینالملل خبری نبود و شیاطین جهانی از یکسو و کاسبان تحریم و گدایان مفتخور از سفره کسبوکارهای مردم ایران بهدور بودند، فرش، صنایعدستی، خشکبار، چرم، محصولات غذایی و حبوبات و کالاهای وطنی بازار تاریخی تبریز، بهعنوان بزرگترین سازه آجری تجاری بههمپیوسته دنیا، در بازارهای آمریکا و اروپا میدرخشید و ثروتمندان عالم بهسراغ فرش و محصولات متنوع بازار تبریز میرفتند. هر روز گروه زیادی از تجار کشورهای مختلف در بازار تبریز سفارش محصول و تقاضای خرید کالا داشتند و دختر صاحب کارخانه بنز آلمان، خانم مرسدس، قالیهای موردپسند جهیزیه خود را از بازار فرش تبریز تهیه میکرد. چه روزهای باشکوهی این بازار تبریز داشت و چه سرمایههای هنگفت و سرشاری از این دادوستدها نصیب مردان تجارتپیشه ما میشد…
در این دوره، شادروان حاج یعقوب صادق نوبری، متولد ۱۳۰۷ در خانوادهای تجارتپیشه، در بازار تبریز کمکم پا به عرصه میگذاشت. با گرههای فرش و تاپوتوپ دفعههای آهنی قالیبافان آشنایی مییافت. وی اعتقاد به تولید کیفی مواد اولیه و محصول نهایی داشت. به نقشههای جدید قالی از سوی طراحان و هنرمندان علاقه زیادی نشان میداد. به بافندگان گوشزد میکرد شیک و زیبا و کیفی ببافند؛ سودش به همه میرسد و آنسوی آبها و اقیانوسها میبرند.
در بازار فرش تبریز، بهدلیل رویههای صداقت و درستکاری در خریدوفروش فرش، نام نیکویی کسب کرده بود. در اعیاد اسلامی بیشتر علاقهمند به احسان و اطعام بود. در امور بازاریان فرش حرفهای حساب زیادی داشت و مورد احترام بزرگان وقت بازار تبریز بود.
هنگامی که سیاستهای غلط رضاشاه درباره آذربایجان و کشاندن تجارت و سیاست از تبریز به مرکز میشد و مستوفی، والی وقت آذربایجان، گندم ما را بهجای جو میبرد و اعتراضات مردمی شکل میگرفت، بازار تاریخی تبریز پای ثابت این اعتراضات بود. در این وانفسا و خفقان داخلی و حاکمشدن استبداد داخلی و استعمار خارجی در اواخر دهه ۲۰، کمکم زمینههای غائله آذربایجان شکل میگرفت. روسهای خائن در گذشتههای دور، هر از چندگاهی به غارت اموال بازار تبریز میپرداختند، ولی این بار روسها با حمایت از غائله درصدد خیانت بزرگی بودند. سیاستهای احمقانه رضاشاه و دولت مرکزی از یکسو و سیاستهای کشورگشایی روسها تحت لوای شوروی بزرگ به اکناف و اطراف جهان کشیده میشد و همه آنها در افول و از رونق افتادن تجارت و صادرات کالا و محصولات ایران از طریق تجار بازار تبریز دخیل بودند.
در این سالها، آثار سوء حکومت یکساله خودخوانده و سیاستهای بیتوجهی مرکز به فرهنگ و زبان و اقتصاد آذربایجان پس از غائله، در دهه ۳۰ به اوج رسید و مهاجرت فوجفوج تجار و بازرگانان قدر و خوشنام بازار تبریز به داخل و خارج ایران شدت گرفت. زندهیاد حاج یعقوب صادق نوبری نیز عرصه را تنگ دید و در سال ۱۳۳۳ ه.ش.، یعنی حدود ۷۲ سال پیش، با خانواده خود به آلمان مهاجرت کرد و بهواسطه دوستان تبریزی و آلمانی که در کسبوکار داشت، در هامبورگ تجارتخانهای زد و باز هم به خرید عمده و واردکردن فرش و تابلوهای نفیس ایران به اروپا و آلمان پرداخت. سرمایه هنگفتش بهواسطه صداقت و انجام امور عامالمنفعه در خارج و داخل ایران، برکت خاصی یافت.
پس از ۹۶ سال کار و تلاش و دادوستد و تجارت، ۲۴ مهرماه سال ۱۴۰۳ خبری تکاندهنده از وی در ایران منتشر شد و آن کوچ ابدی آن مرد شریف از جهان فانی به دیار باقی بود. چه خبر تأثرانگیزی با این عنوان: «تاجر مقیم آلمان و خیّر بزرگ آذربایجان پس از ۹۶ سال بندگی خدا و خدمت به خلقالله دار فانی را وداع کرد و به لقاءالله پیوست.»
آنقدر آثار و خدمات این بزرگمرد بیشمار است که قلم حقیر از نگارش آن عاجز است، ولی جهت آگاهی دوستان، با اطلاعیابی از مطلعین و دوستان، به بخشی از آن اشاره میکنم. مهمترین نقش وی مشارکت در تأسیس و راهاندازی برخی از مؤسسات خیریه، از جمله مؤسسه خیریه نوبر، یکی از چند مؤسسه موفق در امور نیکوکاری کشور در تبریز بوده است که خدمات وسیع و گسترده حمایتی دارند.
ساخت مجموعه ۳۰۰ تختی برای بیماران روانی در بیمارستان رازی بهعنوان دومین مرکز ارائه خدمات جامع به مجانین کشور، ساخت و تکمیل ساختمان شماره یک بیمارستان الزهرا در قلب شهر تبریز، احداث بیمارستان غربالگری سرطان زنان و توسعه بیمارستان الزهرا (س)، مرکز همودیالیز و ساختمان پیوند اعضای بیمارستان امام رضا (ع) بهعنوان بزرگترین مرکز همودیالیز خاورمیانه با مشارکت مردان نیکوکار مردانی آذر، ساخت و تجهیز بیمارستان سوانح سوختگی (بیمارستان سینا)، بیمارستان ۳۰۰ تختی جامع سرطان در حال اتمام ساخت در شهرک خاوران با ۳۱ هزار مترمربع زیربنا، ساخت ۹۶ واحد آپارتمانی برای مستمندان و احداث چندین مدرسه در گوشهوکنار آذربایجان، از جمله کارهای ماندگار زندهیاد شادروان جناب آقای حاج یعقوب صادق نوبری است.
وی به توسعه و عمران و گردشگری شهر تبریز نیز علاقهمند بود و میگفت که برند فرش تبریز باید همیشه زنده بماند. در همین راستا، دهها تخته فرش نفیس تبریز و مناطق مختلف کشور را از اروپا خریداری و جمعآوری و به موزه شهرداری تبریز اهدا کرد که هماکنون به روی گردشگران ایرانی و خارجی گشوده شده است.
زندهیاد حاج یعقوب همچنین در سایر شهرهای آذربایجان نیز به امور نیکوکاری میپرداخت و تکمیل بیمارستان خیریه امیدیه ارومیه و همچنین کمک به راهاندازی بخش تحقیقات سلامت و سرطان بیمارستان تربیت معلم آذربایجان و انجام دهها کار خیر، از یادگارهای اوست.
یاد چنین مردان پاکسرشت و متمکن دستباز در تاریخ ایران تا ابد به نیکی میماند. از پروردگار هستیبخش عاجزانه طالبیم که چنین مردان نیکسرشت و نیکوکار و سلیمالنفس و مؤمن را در روز جزا ببخشاید و روسفید گرداند و مورد بخشش واسعه خویش قرار فرماید و راه این مردان روانشاد و روشن را سرلوحه کار و فعالیت تجار و بازرگانان و کسبوکارهای ملت ما قرار دهد.
از خوانندگان محترم این یادداشت تقاضامندم در دومین سالگرد افول این مرد عزیز سفرکرده از دنیای فانی به دنیای باقی، صلواتی بفرستیم و با قرائت فاتحهای، یادش را گرامی داریم.
محمد فرجپور باسمنجی / عضو خانه توسعه آذربایجان
پیام آذربایجان
