سرویس خبری وحیده برزگر، تبریز، زنان گمنام،

زنانی که بی‌نام، تبریز را ساخته‌اند ردپای زنان گمنام؛ از «کلانترخانیم»ها تا «عموم نسوان» در اسناد مشروطه

استکان چای را کنار می‌کشد تا راحت‌تر حرف بزند. دفتر شعرش را باز می‌کند و میان صفحه‌ها دنبال بایاتی‌ای می‌گردد که برای تبریز سروده است. زن، حدوداً هفتاد ساله و دخترِ یکی از مردان معروف محله ای قدیمی در تبریز  است؛ اما وقتی لب به سخن می‌گشاید، روایتش نه از مردان، که از «کلانترخانیم»هاست؛ زنانی شجاع، دانا و مدبر که در روزهای سخت تبریز، پشت و پناه خانه و محله بوده‌اند، بی‌آنکه نامشان جایی در تاریخ رسمی مانده باشد. از مادری قابله می‌گوید که حافظ تداوم نسل بود؛ زنی که اهل محل هنوز به احترامش فاتحه می‌خوانند. از حرف هایش می‌توان دریافت که تبریز را نباید صرفاً در ارک و بازار و نام‌های بلند مشروطه جست‌وجو کرد؛ بخشی از تاریخ این شهر، در روایت‌هایی جریان دارد که هنوز به کتاب‌ها راه نیافته‌اند.

پربحث ترین

پیشنهادی