جین آستین؛ عشق در میانه ثروت، شرافت و موقعیت اجتماعی

جین آستین در رمان‌هایش عشق، ازدواج، ثروت، موقعیت اجتماعی و اخلاق را در زندگی طبقه مرفه انگلستان اوایل قرن نوزدهم به هم پیوند می‌دهد. روایت‌های آرام و نجیبانه او، اگرچه ممکن است برای خواننده امروز ساده یا کم‌حادثه به نظر برسند، در لایه‌های زیرین خود پیچیدگی روابط انسانی، قضاوت‌های اجتماعی و موقعیت زنان را به تصویر می‌کشند.
جین آستین

جین آستین، با آثاری همچون «اِما»، «غرور و تعصب» و «پارک منسفیلد»، از چهره‌های مهم رمان کلاسیک به شمار می‌رود. او به‌خوبی توانسته است زندگی طبقه مرفه و خانواده‌های برخوردار انگلستان اوایل قرن نوزدهم را به تصویر بکشد. اگرچه محور اصلی آثار او عشق و ماجراهای عاشقانه است، اما آستین رابطه عشق، ثروت، شرافت و اخلاق را در این طبقه از جامعه انگلستان آن روز نیز همزمان روایت می‌کند. در جهان داستانی او، عشق صرفاً یک موضوع شخصی و عاطفی نیست؛ بلکه در جامعه‌ای شکل می‌گیرد که ثروت، موقعیت اجتماعی، آبرو و ازدواج ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.
در آثار این نویسنده خبری از هیجانات و اتفاقات ویران‌کننده به معنای رایج آن نیست. همه‌چیز به آرامی رخ می‌دهد و بحران‌های اصلی بیشتر از آنکه حاصل حوادث بزرگ باشند، از روابط انسانی، انتخاب‌های عاطفی، موقعیت اجتماعی و قضاوت آدم‌ها درباره یکدیگر شکل می‌گیرند. نویسنده سعی دارد همچنان که در فضای داستان‌های او جاری است، نجیبانه بنویسد. او از این منظر تصویری از شخصیت خود نیز به دست می‌دهد و نشان می‌دهد قلم یک زن در آن روزگار چگونه می‌توانسته است به موضوعات عشق، ازدواج، اخلاق و زندگی اجتماعی بپردازد.
و البته چون داستان‌ها در فضای نسبتاً بزک‌شده طبقه مرفه روایت می‌شوند، به همان میزان هم شیک و پیراسته به نظر می‌رسند و از این رو ممکن است به مذاق خوانندگانی که دنبال داستان‌هایی با تم روان‌شناختی عمیق و مشکلات و مسائل و درگیری‌های بسیار پیچیده انسان امروز هستند، حتی کسل‌کننده به نظر برسند. اما این آرامش و ظاهر پیراسته را نباید با فقدان بحران یا پیچیدگی اشتباه گرفت. پیچیدگی در آثار آستین بیشتر در روابط میان آدم‌ها، سوءتفاهم‌ها، خطاهای قضاوت و انتخاب‌های اخلاقی شکل می‌گیرد.
سبک روایت جین آستین، درست همان‌طور که از داستان‌گویی کلاسیک انتظار می‌رود، عمدتاً خطی است. او همچنین مانند بسیاری از نویسندگان معاصر که به روان‌کاوی مستقیم شخصیت‌ها می‌پردازند، ذهن شخصیت‌ها را به شکل گسترده و پیچیده تشریح نمی‌کند؛ بلکه بخش مهمی از ویژگی‌های روانی آنها را از خلال رفتار، گفت‌وگو، انتخاب‌ها و روابط اجتماعی‌شان نشان می‌دهد. او با همین شیوه موفق شده است فرهنگ و آداب و دغدغه‌های اجتماعی آن روزگار را نشان دهد. بنابراین اگر خواننده مایل باشد تصویری از زندگی این جوامع به دست آورد، می‌تواند از این آثار تا حد زیادی به تفکرات، مناسبات و اوضاع آنان پی ببرد.
شخصیت اصلی در آثار او اغلب یک زن است که با چند شخصیت زن دیگر، تصویر زنانه داستان را کامل می‌کند؛ زنانی که همواره میان احساس قلبی، فریب و سرخوردگی، میل به ثروت و رفاه و شرافت در رفت‌وآمد هستند و هر یک می‌توانند نماینده یک یا چند مورد از این مسائل باشند. اما مسئله زن در آثار آستین فقط پیدا کردن عشق نیست. زن در جامعه‌ای قرار دارد که امنیت اقتصادی و جایگاه اجتماعی او تا حد زیادی به ازدواج وابسته است و از همین رو انتخاب همسر می‌تواند همزمان انتخابی عاطفی، اقتصادی و اخلاقی باشد.
شاید جین آستین برای برخی خوانندگان امروز قدیمی و کسل‌کننده باشد؛ به‌ویژه برای کسانی که به روایت‌های پرحادثه یا روان‌شناختی معاصر عادت دارند. اما برای خوانندگانی که دنبال پیچیدگی‌های روایی بسیار زیاد نیستند و یک روایت نسبتاً سرراست با پایانی نسبتاً خوش را ترجیح می‌دهند، می‌تواند انتخاب مناسبی باشد. با این حال، زیر این روایت‌های آرام و نجیبانه، جامعه‌ای قرار دارد که در آن عشق، پول، ازدواج، موقعیت اجتماعی، آبرو و اخلاق به‌شدت در هم تنیده‌اند و همین مسئله است که آثار آستین را فراتر از چند داستان عاشقانه ساده قرار می‌دهد.

به قلم: پروین بابایی

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=16519

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: