روز خبرنگار فرا رسیده است؛ روزی که تقویم آن را به نام ما زدهاند، اما گویی بسیاری از ما، حتی در این روز هم از «مطالبهگری» برای حقِ خودمان هراس داریم. جشنی که برای تجلیل از حقیقتگویی برپا شده، گاه به تریبونی برای نمایشهای نمادین تبدیل میشود که در آن از سختیهای کار میگویند، اما کمتر کسی جرات میکند فریاد بزند: چرا ما برای این همه تلاش، دستمزد عادلانه نمیگیریم؟
واقعیت تلخ این است: «خبر، هست؛ اما دستمزد، نه.»
ما در رسانهها، روایتگر دردهای جامعه هستیم. ما صدای کارگران، معلمان، بازنشستگان و تمام اقشار رنجدیده هستیم. اما وقتی به وضعیت خودمان نگاه میکنیم، میبینیم که بسیاری از خبرنگاران، حتی از کارگرانِ حداقلبگیر نیز دستمزد کمتری دریافت میکنند. در کنار این دستمزدهای ناچیز، بسیاری از همکاران ما با قراردادهای موقت، حقالتحریرهای نامنظم، بیمههای ناقص یا حتی بدون هیچ پشتوانه شغلی فعالیت میکنند. چگونه میتوان انتظار داشت کسی که با حداقلهای معیشتی دستوپنجه نرم میکند، پرچمدار آگاهیبخشی در جامعه باشد؟
سوال من از جامعه رسانهای، از همکارانم در آذربایجان و سراسر ایران این است: چرا از خواستنِ حق خود میترسیم؟ چرا آنقدر که برای حقوقِ دیگران میجنگیم، برای امنیت شغلی، بیمه، قراردادهای عادلانه و دستمزدِ درخورِ شأنِ یک خبرنگار، سکوت کردهایم؟ سکوتی که البته تنها از ترس فردی ناشی نمیشود؛ سالها ضعف تشکلهای صنفی، ناامنی شغلی و وابستگی اقتصادی رسانهها نیز مطالبهگری جمعی را دشوارتر کرده است. اما دشوار بودن، نباید به معنای ناممکن بودن باشد.
کار رایگان یا کمدستمزد در حرفه ما، نه تنها توهین به کرامت انسانی فردِ خبرنگار است، بلکه تیشه به ریشهی «استقلال رسانه» میزند. خبرنگاری که دغدغهی اجارهخانه و سفرهی خالیاش را دارد، چگونه میتواند با صلابت، دستهای پنهانِ فساد و بیعدالتی را افشا کند؟ معیشت خبرنگار فقط مسئله رفاه نیست؛ شرط لازم برای استقلال حرفهای، آزادی قلم و کیفیت اطلاعرسانی است.
به نظر نگارنده خبرنگاری، یک شغلِ لوکس و فانتزی نیست؛ یک «ارزشِ بنیادی» برای حیات جامعه است. تا زمانی که خبرنگار در تنگنای معیشتی باشد، نقد، زبون خواهد بود و قلم، بیرمق. رسانهای که خبرنگارش نتواند با کرامت زندگی کند، دیر یا زود از ایفای نقش نظارتی و اجتماعی خود نیز بازخواهد ماند.
امروز، در این روزِ نمادین، بیایید تمرینِ «مطالبهگری برای خویشتن» کنیم. سکوت در برابر استثمارِ شغلی، نه فروتنی است و نه فداکاری؛ بلکه هموار کردن راه برای مرگِ حقیقت است.
روز خبرنگار باید روزِ شکستنِ این سکوت باشد. ما نباید فقط «صدا» باشیم؛ ما باید «حقگویانی» باشیم که حقِ خودمان را نیز در صدرِ مطالباتمان قرار میدهیم. بیایید این روز را نه با تبریکهای کلیشهای، که با عهدی برای تغییرِ ساختارهای ناعادلانهی معیشتیِ اصحاب رسانه، دستیابی به دستمزد عادلانه، امنیت شغلی، بیمه و حفظ استقلال حرفهای گرامی بداریم.
حقیقت، رایگان به دست نمیآید؛ همانطور که زندگیِ شرافتمندانه برای خبرنگار، نباید به قیمتِ نادیده گرفتنِ حقوقش تمام شود.
معصومه شکوهی
مهدیه صباغکار
