از ابژه تا سوژه؛ نگاه زنانه چه چیزی را در سینما دگرگون کرد؟

سال‌ها نظریه «نگاه مردانه» توضیح داد که چگونه زنان در سینما اغلب به ابژه‌ای برای تماشا تبدیل می‌شوند. اما مفهوم «نگاه زنانه» تنها پاسخی معکوس به این وضعیت نیست؛ بلکه تلاشی است برای بازاندیشی در خودِ عملِ دیدن، روایت کردن و تجربه کردن جهان.
از ابژه تا سوژه؛ نگاه زنانه چه چیزی را در سینما دگرگون کرد؟

وقتی از «نگاه زنانه» صحبت می‌کنیم، نباید تصور کنیم که منظور صرفاً جابه‌جا شدن جای زن و مرد است؛ گویی این بار زن به مرد نگاه می‌کند و همه‌چیز تغییر می‌یابد. مسئله بسیار عمیق‌تر از این است. نگاه زنانه پیش از آنکه درباره جنسیت نگاه‌کننده باشد، درباره کیفیت نگاه است؛ اینکه دوربین چگونه به شخصیت نزدیک می‌شود، میل چگونه بازنمایی می‌شود و تماشاگر چگونه با شخصیت‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

در سینمای کلاسیک، زنان اغلب در جایگاه کسانی قرار می‌گیرند که دیده می‌شوند. بدن آن‌ها به ابژه‌ای برای تماشا تبدیل می‌شود و روایت معمولاً از زاویه دید شخصیت مرد پیش می‌رود. نظریه‌پردازان فمینیست معتقدند نگاه زنانه تلاش می‌کند این نظم را تغییر دهد؛ نه با وارونه کردن آن، بلکه با ساختن شیوه‌ای متفاوت از دیدن.

در این رویکرد، شخصیت زن فقط موضوع نگاه دیگران نیست. او سوژه‌ای است که جهان را تجربه می‌کند، تصمیم می‌گیرد، میل می‌ورزد، تردید می‌کند و روایت را از خلال تجربه زیسته خود شکل می‌دهد. دوربین نیز به جای آنکه بدن را به مجموعه‌ای از تصاویر جذاب برای تماشا تبدیل کند، آن را به‌عنوان بدنی زنده، آسیب‌پذیر و حامل حافظه و تجربه نشان می‌دهد.

یکی از ویژگی‌های مهم نگاه زنانه، کنجکاوی است. این نگاه عجله‌ای برای آشکار کردن همه‌چیز ندارد. به شخصیت فرصت می‌دهد سکوت کند، فکر کند و حتی ناشناخته باقی بماند. به همین دلیل، تماشاگر نیز به جای آنکه شخصیت را «مصرف» کند، با او همراه می‌شود و جهان را از زاویه دید او تجربه می‌کند.

این تفاوت در زبان سینما نیز دیده می‌شود. دوربین بیشتر مکث می‌کند، به جزئیات زندگی روزمره اهمیت می‌دهد و به شخصیت اجازه می‌دهد زمان و فضای خود را داشته باشد. سکوت، انتظار، خاطره و تردید، همان‌قدر اهمیت پیدا می‌کنند که رویدادهای اصلی داستان.

با این حال، نگاه زنانه را نباید با «سینمای زنان» یا فیلمی که صرفاً توسط یک کارگردان زن ساخته شده، یکی دانست. بسیاری از پژوهشگران تأکید می‌کنند که نگاه زنانه بیش از آنکه به جنسیت فیلم‌ساز وابسته باشد، به شیوه بازنمایی شخصیت‌ها و رابطه دوربین با آن‌ها مربوط است. ممکن است فیلمی ساخته یک زن باشد، اما همچنان از منطق نگاه مردانه پیروی کند؛ همان‌طور که ممکن است فیلمی از یک کارگردان مرد، در بازنمایی شخصیت‌ها به نگاه زنانه نزدیک شود.

به همین دلیل، نگاه زنانه را باید نوعی رویکرد زیبایی‌شناختی و روایی دانست؛ رویکردی که می‌کوشد انسان را نه به‌عنوان ابژه‌ای برای تماشا، بلکه به‌عنوان سوژه‌ای دارای تجربه، حافظه، میل و جهان درونی به تصویر بکشد.

شاید مهم‌ترین دستاورد این مفهوم آن باشد که یادآوری می‌کند دیدن، همیشه به معنای مالک شدن نیست. گاهی دوربین می‌تواند به جای قضاوت کردن، همراهی کند؛ به جای تصاحب کردن، بفهمد؛ و به جای مصرف کردن تصویر، به شخصیت فرصت دهد تا خودش را آشکار کند. همین تفاوت است که «نگاه زنانه» را به یکی از تأثیرگذارترین مفاهیم در نظریه سینما و فرهنگ بصری معاصر تبدیل کرده است.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=16292

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: