در سالهای اخیر افراد زیادی در رشتههای مختلف صنایع دستی آموزش دیدهاند؛ از هنرجویان مراکز دانشگاهی گرفته تا کسانی که در کارگاهها و دورههای آزاد مهارت کسب کردهاند. اما اگر از آموزش عبور کنیم و به مرحله اشتغال برسیم، با واقعیتی روبهرو میشویم که چندان امیدوارکننده نیست. تعداد قابل توجهی از این افراد، با وجود صرف وقت و هزینه برای یادگیری، عملاً امکان چندانی برای کسب درآمد از مهارت خود پیدا نمیکنند.
این وضعیت فقط به صنایع دستی محدود نیست و در بسیاری از حوزههای آموزشی دیگر نیز دیده میشود. با این حال در مورد صنایع دستی یک تناقض آشکار وجود دارد؛ از یک سو مرتب از ظرفیتهای اقتصادی این بخش سخن گفته میشود و بازارچههای مختلفی برای عرضه محصولات برپا میشود، اما از سوی دیگر بخش بزرگی از فعالان این حوزه همچنان از نبود بازار پایدار گلایه دارند.
البته نمیتوان انکار کرد که همه رشتههای صنایع دستی شرایط یکسانی ندارند. بعضی محصولات با استقبال بیشتری مواجه میشوند و بعضی دیگر مشتریان محدودی دارند. بخشی از این تفاوت به سلیقه و نیاز جامعه مربوط است، اما مسئله فقط این نیست. به نظر میرسد میان تعداد افرادی که آموزش میبینند و ظرفیت واقعی بازار نوعی عدم توازن شکل گرفته است؛ عدم توازنی که سال به سال بیشتر خود را نشان میدهد.
یکی از مشکلات این حوزه تقدم آموزش بر نیازسنجی بازار است. افراد مهارت میآموزند، اما از ابتدا مشخص نیست که محصول نهایی قرار است در چه بازاری عرضه شود و چه تقاضایی برای آن وجود دارد. نتیجه آن است که شمار تولیدکنندگان افزایش پیدا میکند، اما اندازه بازار تقریباً ثابت میماند.
از سوی دیگر، بازارچههای فصلی و نمایشگاهی هرچند فرصت خوبی برای معرفی آثار هستند، اما به تنهایی نمیتوانند جای یک شبکه فروش دائمی را بگیرند. هنرمند به بازاری نیاز دارد که فقط چند روز در سال فعال نباشد. فروش مستمر، ارتباط با مشتری، حضور در بازارهای جدید و حتی دسترسی به بازارهای خارجی، موضوعاتی هستند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
این در حالی است که صنایع دستی صرفاً یک فعالیت فرهنگی نیست. در بسیاری از کشورها این حوزه بخشی از اقتصاد خلاق به شمار میرود و علاوه بر حفظ میراث فرهنگی، به اشتغال، گردشگری و صادرات نیز کمک میکند.
ایران نیز از نظر تنوع و پیشینه صنایع دستی ظرفیت کمی ندارد، اما تا زمانی که میان آموزش، تولید و بازار ارتباط مؤثری ایجاد نشود، این ظرفیتها بیشتر در حد شعار باقی خواهد ماند.
به قلم: پروین بابایی
پیام آذربایجان
