امروز انواع محصولاتی را میبینیم که در نگاه اول ظاهری جذاب و زیبا دارند. از ظروف آشپزخانه و مبلمان گرفته تا لباس و کفش و وسایل کوچک مورد استفاده روزمره، محصولات در رقابتی بیپایان برای جلب توجه مشتری، هر روز متفاوتتر و چشمگیرتر طراحی میشوند.
هرچند در طراحی هر محصول کاربردی، باید ارگونومی و کارایی نیز در نظر گرفته شود، اما امروزه گاهی به محصول بیشتر به چشم یک مجسمه یا اثر هنری نگاه میشود تا شیئی که قرار است وارد زندگی روزمره ما شود، کارهایمان را آسانتر کند، نیازهایمان را برآورده سازد و بر کیفیت و رفاه زندگیمان بیفزاید.
بدین ترتیب، وقتی مبلمان را صرفاً بر اساس زیبایی اولیه، فرم متفاوت یا مد روز بودن انتخاب میکنیم و به راحتی، میزان فضایی که اشغال میکند، وزن، امکان جابهجایی، نحوه تمیز کردن و تناسب آن با شیوه زندگیمان توجه نمیکنیم، معایبش معمولاً پس از مدتی خود را نشان میدهند. آن زمان ممکن است همان زیبایی اولیه نیز دیگر جلوه سابق را نداشته باشد. گاهی هم چنان مجذوب ظاهر یک وسیله میشویم که حاضر میشویم راحتی و بخشی از کیفیت زندگیمان را فدای آن کنیم. در چنین وضعیتی نمای بیرونی بر جایگاه واقعی و اولیه آن شیء در زندگی ما غالب میشود.
این در حالی است که تجربه زیباییشناختی فقط یک تجربه بصری نیست؛ کیفیتی است که از مواجهه و استفاده از یک شیء در زندگی روزمره ما بر جای میماند. یک صندلی فقط آن چیزی نیست که چشم میبیند؛ نحوه نشستن روی آن، آزادی حرکت بدن و راحتی استفاده نیز بخشی از تجربه آن است. یک لیوان فقط فرم و رنگ نیست؛ وزن، تعادل و نحوه قرار گرفتنش در دست نیز در تجربه ما از آن نقش دارد.
به همین دلیل، گاهی دکوراسیون امروز بیشتر شبیه یک نمای زیباست تا فضایی برای زندگی؛ فضایی که قرار است انسان در آن حرکت کند، بنشیند، کار کند، استراحت کند و احساس آسایش داشته باشد، به یک تصویر با ترکیببندی زیبا تبدیل میشود که حضور انسان در آن چیزی اضافی است.
طراحی فقط ساختن اشیا نیست. هر چیزی که بعنوان محصول مورد نیاز ما طراحی میشود، بر نحوه نشستن، حرکت، کار کردن، استراحت، و حتی احساس ما از فضای اطرافمان اثر می گذارد. به همین دلیل زیبایی یک شیء فقط محدود به لحظه تماشای آن نیست، بلکه در تمام لحظههایی که با آن زندگی میکنیم خودش را نشان میدهد.
به قلم: پروین بابایی
پیام آذربایجان
