در دورهای که افزایش قیمتها به شکل گسترده و مداوم رخ میدهد، نخستین جایی که فشار خود را نشان میدهد سفره خانوار است. زمانی که اقلام پروتئینی گران میشوند، خانوارها به سمت جایگزینهای ارزانتر حرکت میکنند؛ حبوبات، تخممرغ،…. اما اگر همین جایگزینها نیز افزایش قیمت قابل توجهی پیدا کنند، فشار اقتصادی از سطح کاهش کیفیت تغذیه عبور کرده و به سطح تأمین حداقلها میرسد.
در چنین شرایطی، سیاستهای حمایتی دولت معنا و جهت تازهای پیدا میکند. کالابرگ که در ابتدا برای پوشش کالاهای اساسی طراحی شده بود، حالا با اضافه شدن اقلامی مانند پیاز و سیبزمینی، نشانهای از بازتعریف سبد حمایتی بر اساس واقعیتهای معیشتی جامعه است.
چرا پیاز و سیبزمینی؟
پیاز و سیبزمینی صرفاً دو قلم خوراکی نیستند؛ آنها پایه بسیاری از غذاهای ساده و کمهزینهاند. در واقع وقتی این دو قلم وارد فهرست حمایت میشوند، پیام روشن است:
سیاستگذار دریافته که فشار اقتصادی به سطح کالاهای کاملاً ابتدایی رسیده و باید حمایت را به حداقلهای واقعی زندگی نزدیکتر کند. این اقدام را میتوان نوعی واقعبینانهتر شدن سیاست حمایتی دانست؛ تلاشی برای تطبیق ابزار حمایتی با الگوی مصرف واقعی خانوادهها، نه صرفاً یک فهرست اداری از کالاهای تعریفشده.
در گفتوگوهایی که برای تکمیل این گزارش با چند نفر از شهروندان انجام شد، نگاههای متفاوتی به اثر این حمایت دیده میشود. یک زن تنها که حقوق بازنشستگی همسرش را دریافت میکند میگوید مبلغ یک میلیون تومان کالابرگ تأثیر چندانی در وضعیت زندگیاش نداشته است. به گفته او، با توجه به افزایش مداوم قیمتها، این مبلغ بیشتر به این دلیل خرج میشود که به او تعلق گرفته است، نه اینکه تغییر چشمگیری در گذران زندگی ایجاد کند.
در مقابل، مردی که راننده اسنپ است و سه فرزند دارد معتقد است کالابرگ تا حدی توانسته بخشی از کاهش درآمد خانواده را جبران کند. او میگوید: «با این حال داشتن سه فرزند هزینههای زیادی دارد و کالابرگ فقط بخشی از فشار را کم میکند.»
یک زن سرپرست خانوار نیز که درآمد ثابتی ندارد میگوید این حمایت توانسته تا حدی در تأمین نیازهای اولیه کمککننده باشد. در عین حال فرد دیگری معتقد است اگرچه تعداد اقلام کالابرگ افزایش پیدا کرده، اما در زمان خرید عملاً به دلیل بالا بودن قیمتها نمیتوان بیشتر از یکی دو قلم کالا تهیه کرد.
یک میلیون تومان؛ مُسکن یا راهحل؟
با وجود این، پرسش اساسی پابرجاست: آیا مبلغ ماهانه یک میلیون تومان به ازای هر نفر میتواند اثر ملموسی داشته باشد؟
در شرایطی که قیمت بسیاری از اقلام خوراکی به شکل قابل توجهی افزایش یافته، این مبلغ بیشتر نقش کاهش شدت فشار را ایفا میکند. به بیان سادهتر، کالابرگ میتواند بخشی از هزینه خوراک را جبران کند، اما نمیتواند کاهش قدرت خرید ایجادشده بر اثر گرانی گسترده را به طور کامل خنثی کند.
ماهی، میگو و بوقلمون؛ میهمانان جدید سفره کالابرگ
در همین حال، به تازگی اقلامی مانند میگو، بوقلمون و انواع ماهی نیز به فهرست کالاهای قابل خرید با کالابرگ اضافه شدهاند. در نگاه نخست، این اقدام میتواند تلاشی برای ایجاد تنوع بیشتر در سبد کالابرگ و توزیع تقاضا میان کالاهای مختلف تلقی شود؛ اقدامی که شاید با هدف ایجاد تعادل در بازار و دادن گزینههای بیشتر به خریداران انجام شده باشد. با این حال، قیمت بالای این اقلام باعث شده برای بسیاری از خانوارها همچنان در حد کالاهای لوکس باقی بمانند. در شرایطی که بسیاری از خانوادهها حتی در تأمین منظم گوشت یا مرغ با مشکل مواجهاند، رسیدن به خرید میگو یا بوقلمون برای بسیاری دور از دسترس به نظر میرسد. به همین دلیل، برخی این پرسش را مطرح میکنند که آیا چنین اقلامی اساساً با ماهیت یک سبد حمایتی همخوانی دارد یا نه.
مدیریت فشار، نه حذف آن
گسترش دامنه کالاهای مشمول کالابرگ را میتوان تلاشی برای مدیریت فشار معیشتی دانست؛ اقدامی برای جلوگیری از عمیقتر شدن شکاف میان درآمد و هزینههای ضروری. اما تا زمانی که افزایش قیمتها گسترده و مداوم باشد، هر مبلغ ثابت حمایتی به مرور اثر واقعی خود را از دست میدهد.
در نهایت، اضافه شدن پیاز و سیبزمینی به کالابرگ را میتوان نشانهای از پذیرش یک واقعیت دانست: فشار اقتصادی به سطح کالاهای پایه رسیده و این تصمیم بیانگر تلاش برای تثبیت حداقلهای زندگی در شرایطی پرهزینه است.
پیام آذربایجان
