چرا به عنوان یک دختر از مادرم خشمگینم، اما به عنوان یک زن دلم برایش می‌سوزد؟

این پرسش یکی از عمیق‌ترین تجربه‌های عاطفی بسیاری از زنان است؛ تجربه‌ای که در آن خشم و دلسوزی به‌طور هم‌زمان در کنار یکدیگر حضور دارند. اگرچه این دو احساس در ظاهر متناقض به نظر می‌رسند، اما در واقع می‌توانند نشانه‌ای از رشد روانی، بلوغ عاطفی و افزایش آگاهی فرد نسبت به خود و گذشته‌اش باشند.
چرا به عنوان یک دختر از مادرم خشمگینم، اما به عنوان یک زن دلم برایش می‌سوزد؟

به عنوان «دختر»، ممکن است از مادرتان خشمگین باشید؛ زیرا نیازهایی در دوران کودکی داشته‌اید که به‌طور کامل برآورده نشده‌اند. نیاز به امنیت، توجه، پذیرش، حمایت عاطفی و شنیده شدن، از مهم‌ترین نیازهای هر کودک هستند. هنگامی که این نیازها پاسخ مناسبی دریافت نکنند، احساس رنج، ناامیدی و خشم در کودک شکل می‌گیرد. این خشم در واقع صدای کودکی است که هنوز در درون ما زندگی می‌کند و به دنبال دیده شدن و التیام یافتن است.

 

مادر نخستین الگوی ارتباطی و عاطفی هر فرد به شمار می‌آید. بنابراین زمانی که این رابطه با کمبودها، نادیده‌گرفته‌شدن یا آسیب‌های عاطفی همراه باشد، ممکن است پرسش‌هایی دردناک در ذهن شکل گیرد: «چرا نتوانستی برای من مادری امن باشی؟» یا «چرا آنچه را نیاز داشتم دریافت نکردم؟»

 

اما با گذر زمان و افزایش تجربه‌های زندگی، بسیاری از زنان قادر می‌شوند از زاویه‌ای متفاوت به مادر خود نگاه کنند. در این مرحله، مادر دیگر فقط یک «مادر» نیست؛ بلکه زنی است با آرزوهای برآورده‌نشده، ترس‌ها، محدودیت‌ها، فشارهای اجتماعی و زخم‌هایی که شاید هرگز فرصت درمان آن‌ها را نداشته است. در این نگاه تازه، فرد متوجه می‌شود که بسیاری از رفتارهای مادر، نه از سر بدخواهی، بلکه نتیجه دردها و ناتوانی‌های حل‌نشده او بوده است.

 

پژوهش‌های حوزه دلبستگی و انتقال بین‌نسلی آسیب‌های روانی نشان می‌دهند که بسیاری از الگوهای تربیتی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. همان‌گونه که «جان بالبی» در نظریه دلبستگی بیان می‌کند، کیفیت روابط اولیه کودک با مراقبان اصلی، نقش مهمی در شکل‌گیری هیجانات و روابط آینده او دارد. همچنین پژوهش‌های جدید درباره انتقال بین‌نسلی تروما نشان می‌دهند که زخم‌های درمان‌نشده والدین می‌توانند بر فرزندان نیز اثر بگذارند.

 

بنابراین، خشم نسبت به مادری که نتوانسته نیازهای عاطفی ما را برآورده کند و در عین حال دلسوزی برای زنی که خود نیز رنج‌های فراوانی را تجربه کرده است، می‌تواند هم‌زمان وجود داشته باشد. این دو احساس الزاماً یکدیگر را نفی نمی‌کنند؛ بلکه نشان می‌دهند فرد در مسیر شناخت عمیق‌تر خود و خانواده‌اش قرار گرفته است.

 

شفا زمانی آغاز می‌شود که بتوانیم هم به دردهای کودک درون خود گوش دهیم و هم رنج‌های انسانی مادرمان را ببینیم؛ نه برای توجیه گذشته، بلکه برای درک آن و ساختن آینده‌ای آگاهانه‌تر. پذیرش واقعیت‌های زندگی، بدون انکار زخم‌ها و بدون گرفتار شدن در سرزنش مداوم، یکی از مهم‌ترین گام‌ها در مسیر رشد روانی و قطع چرخه انتقال آسیب‌ها به نسل‌های بعدی است.

 

به قلم: مهسا رهبری روانشناس و رواندرمانگر خانواده

 

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=16034

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: