آشتی با خلق، راهی به سوی حق

در شهری کوچک و آرام که رودخانه‌ای نقره‌ای از میانه‌اش می‌گذشت، مردم در صلح زندگی می‌کردند...
آشتی با خلق، راهی به سوی حق

در شهری کوچک و آرام که رودخانه‌ای نقره‌ای از میانه‌اش می‌گذشت، مردم در صلح زندگی می‌کردند، اما هر کسی تنها به فکر تکه زمین و فضای کوچک خودش بود. در این شهر، قانونی نبود که مشخص کند چه کسی چه حقی دارد و چه تکلیفی بر دوش اوست. تا اینکه روزی، مردی جوان به نام «سهراب» از سفرهای دور بازگشت. او در شهرهایی زندگی کرده بود که مفهومی به نام «حق شهروندی» داشت و حالا می‌خواست این ایده را به همسایگانش بفهماند.
یک روز صبح، بحث شدیدی میان دو همسایه بر سر یک درخت قدیمی که میوه‌هایش به هر دو خانه می‌ریخت، درگرفت. هر کدام ادعا می‌کردند که درخت متعلق به اوست و حق دارد تمام میوه‌ها را بردارد. سهراب در حالی که شاهد این دعوا بود، لبخندی زد و آن‌ها را به میدان شهر دعوت کرد. او آنجا تکه کاغذ کوچکی کشید و نوشت: «شهر، خانه‌ی مشترک ماست.»
سهراب به آن‌ها گفت: «تصور کنید شهر ما مثل یک کشتی بزرگ است. اگر هر کسی هر جا که دلش خواست سوراخی ایجاد کند، چون فکر می‌کند حق دارد با کشتی‌اش هر کاری بکند، همه ما غرق می‌شویم. حق شهروندی یعنی این‌که من بدانم چه چیزهایی به من تعلق دارد، اما همزمان بدانم که آزادی من، درست جایی تمام می‌شود که آزادی دیگری شروع شود.»
او توضیح داد که حق شهروندی، تنها به معنای «خواستن» نیست، بلکه به معنای «پذیرفتن» است. اینکه هر فرد، فارغ از جایگاهش، حق داشته باشد در تصمیمات شهر شرکت کند، حق داشته باشد در امنیت کامل در خیابان‌ها قدم بزند و حق داشته باشد صدای خود را بلند کند تا شنیده شود، اما در عین حال، تکلیفی دارد که به صدای دیگران هم گوش دهد.
مردم شهر کم‌کم متوجه شدند که وقتی سهراب از «حق» حرف می‌زند، در واقع از یک پیمان نامرئی می‌گوید؛ پیمانی که در آن هر شهروند، تکه‌ای از آرامش شهر را به نام خود دارد، به شرطی که آرامش دیگران را به هم نزند. آن‌ها یاد گرفتند که استفاده از پارک شهر، حق همه است، اما پاکیزه نگه داشتن آن، وظیفه‌ی همه است.
سال‌ها گذشت و آن شهر کوچک به نمونه‌ای از عدالت تبدیل شد. دیگر کسی بر سر یک درخت یا یک تکه زمین نمی‌جنگید؛ چون همه آموخته بودند که «شهروند بودن»، یعنی درک این حقیقت که من بخشی از یک کل هستم و هر حقی که برای خودم می‌خواهم، دقیقاً همان حقی است که باید برای همسایه‌ام نیز به رسمیت بشناسم. آن‌ها فهمیدند که حق شهروندی، در واقع پلی است میان «من» و «ما» برای ساختن جهانی که در آن هر کسی، با عزت و احترام، جایگاه خودش را دارد.

پیام آذربایجان

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=16621

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: