انسان از همان زمانی که برای جهان اطرافش معنا ساخته، بالا رفتن را چیزی بیشتر از یک حرکت ساده دیده است. کوه، درخت، نردبان و حتی مسیر صعود یک انسان در بسیاری از اسطورهها فقط شکلهایی برای رفتن به ارتفاع نیستند؛ آنها نشانههایی از عبورند؛ عبور از یک وضعیت به وضعیتی دیگر، از جهان آشنا به جهانی ناشناخته و از زندگی معمولی به قلمرویی که مقدس تصور میشود.
شاید به همین دلیل است که ارتفاع در اسطورهها چنین جایگاه مهمی پیدا میکند. بالا رفتن، فاصله گرفتن از زمین و نزدیک شدن به آسمان است، اما معنای آن صرفاً در این فاصله فیزیکی خلاصه نمیشود. در اینجا «بالا» کیفیت دیگری از بودن است. کسی که بالا میرود، فقط مکانش را تغییر نمیدهد؛ جایگاهش در نظامی از معنا تغییر میکند. به تعبیر میرچا الیاده، در اینجا با نوعی «گسست در سطح وجود» روبهرو هستیم؛ عبور از یک شیوه وجود به شیوهای دیگر.
در آیینهای شمنی این معنا به شکلی روشن دیده میشود. درخت جهان، که ریشههایش در زمین و شاخههایش در آسمان تصور میشود، تبدیل به مسیری برای صعود شمن میشود. شمن از پلهها یا کندههای مشخصشده درخت بالا میرود و این صعود را عبور از طبقات آسمان میداند. بدن او همچنان در فضای آیینی و بر زمین است، اما در سطح نمادین در حال عبور از جهانهای مختلف است. اینجا بدن تبدیل به وسیلهای برای تجربه کردن یک نقشه کیهانی میشود.
جالبتر اینکه این سفر لزوماً به خود درخت وابسته نمیماند. طبل شمن که از چوب درخت ساخته شده، میتواند همان نقش را در قالبی دیگر بر عهده بگیرد. صدا و ریتم، فضایی برای سفر آیینی ایجاد میکنند و به این ترتیب «محور جهان» از یک مکان ثابت به چیزی قابل حمل تبدیل میشود. بنابراین آنچه اهمیت دارد خود درخت یا چوب نیست؛ کارکرد نمادین آن است: ایجاد امکان ارتباط میان سطوح مختلف هستی.
نردبان شاید روشنترین تصویر این ارتباط باشد. درخت و کوه شکل طبیعی صعودند، اما نردبان ساختی انسانی است که از ابتدا برای وصل کردن دو سطح طراحی شده است. پایین آن در جهان انسان قرار دارد و بالا میتواند به جهان مقدس برسد. پلهها نیز فاصله میان این دو جهان را به مراحل کوچکتر تقسیم میکنند؛ انگار رسیدن به وضعیت دیگر، نه با یک جهش، بلکه با عبور تدریجی از مرحلهای به مرحله دیگر ممکن میشود.
در داستان رؤیای یعقوب، این نردبان تنها مسیر صعود انسان نیست. فرشتگان نیز از آن بالا و پایین میروند. بنابراین رابطه میان زمین و آسمان یک رابطه یکطرفه نیست. انسان میتواند به سوی امر مقدس حرکت کند و امر مقدس نیز میتواند به جهان انسان نزدیک شود. نردبان در اینجا مرز نیست؛ راه ارتباط است.
همین منطق در نردبان هفتپلهای مرتبط با آیینهای میترا نیز دیده میشود؛ جایی که هر پله با بخشی از ساختار کیهانی پیوند پیدا میکند. فرد با بالا رفتن از نردبان، تنها چند سانتیمتر یا چند متر جابهجا نمیشود؛ در سطح آیینی از میان طبقات کیهانی عبور میکند. بدن او در اینجا به ابزار شناخت تبدیل میشود: جهان فقط توضیح داده نمیشود، بلکه پیموده میشود.
اما شاید عجیبترین وجه این نماد، حضور آن در روایتهای مربوط به مرگ باشد. مرگ در ظاهر با پایین رفتن پیوند دارد؛ بدن به خاک بازمیگردد و درون زمین قرار میگیرد. با این حال، در بسیاری از نظامهای اسطورهای، مرگ پایان مطلق نیست، بلکه عبور به سطح دیگری از هستی است. بنابراین بدن میتواند به زمین بازگردد، اما مسیر روح رو به آسمان تصور شود. در برخی متون تدفینی مصر باستان نیز نردبان وسیلهای برای رسیدن مرده به جهان خدایان است.
از همینجا میتوان ارتباط میان صعود و «دگرگونی» را فهمید. در آیینهای تشرف نیز فرد قرار نیست صرفاً از نقطهای به نقطه دیگر برود. او باید موقعیت قبلی خود را پشت سر بگذارد و به جایگاه تازهای برسد. صعود، در این معنا، تصویری از تغییر است؛ نوعی فاصله گرفتن از خودِ پیشین و رسیدن به وضعیتی تازه. به همین دلیل است که آیین تشرف اغلب با ایده مرگ و تولد دوباره همراه میشود.
شاید بتوان گفت آنچه در تمام این روایتها تکرار میشود، نه علاقه انسان به ارتفاع، بلکه میل او به عبور از محدودیتهای وضعیت موجود است. انسان در جهان اسطورهای، وضعیت فعلی خود را همیشه آخرین وضعیت ممکن نمیبیند. کوه، درخت، نردبان و آسمان به او امکان میدهند که برای لحظهای این مرز را پشت سر بگذارد.
از این منظر، نردبان بهخاطر پلههایش مهم نیست؛ بهخاطر رابطهای که میان دو سطح برقرار میکند اهمیت دارد. شمن به کمک درخت، انسان به کمک نردبان، و مرده در روایتهای آیینی به کمک مسیرهای آسمانی، همگی یک حرکت مشترک را تجربه میکنند: عبور از یک وضعیت به وضعیت دیگر.
پس شاید دقیقتر باشد که «صعود» را نه به معنای بالا رفتن، بلکه به معنای تغییر کردن بخوانیم. ارتفاع فقط زبان تصویری این تغییر است. آنچه در پسِ این همه تصویر از آسمان، کوه، درخت و پله قرار دارد، پرسشی قدیمی است: آیا انسان میتواند از وضعیتی که در آن قرار دارد فراتر برود؟
اسطوره پاسخ خود را با بدن میدهد؛ با قدم گذاشتن روی یک پله، بالا رفتن از یک درخت، رسیدن به قله یا عبور از یک مرز. شاید به همین دلیل، تصویر صعود یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ فرهنگ انسانی است؛ چون چیزی را به نمایش میگذارد که انسان همیشه خواسته است: فاصله گرفتن از آنچه هست و نزدیک شدن به آنچه میتواند باشد.
پیام آذربایجان
