سرویس خبری شعر

زن در شعر شهریار؛ پناهی که نمی‌میرد

زن در شعر شهریار؛ پناهی که نمی‌میرد

در شعر شهریار، زنان کمتر با ظاهر و ویژگی‌های بیرونی و بیشتر با نقش و احساسی که در زندگی اطرافیان خود می‌آفرینند، به یاد می‌مانند؛ زنانی که در خانه، روستا و خانواده، حضوری گرم و مراقب دارند و حتی پس از مرگ نیز در خاطره و جهان عاطفی شاعر به زندگی ادامه می‌دهند.

جرأت زن بودن؛ به یاد فروغ فرخزاد

جرأت زن بودن؛ به یاد فروغ فرخزاد

سالروز درگذشت فروغ فرخزاد فرصتی است برای بازخوانی صدایی که از مرزهای زمان عبور کرده است. فروغ فقط شاعر نبود؛ او تجربه‌ای تازه از زن بودن را به زبان آورد، تجربه‌ای که پیش از او کمتر مجال بیان یافته بود.

فروغ؛ زنی که شعر را از اطاعت نجات داد

فروغ؛ زنی که شعر را از اطاعت نجات داد

هشت دی، سالروز تولد زنی‌ست که شعر فارسی را وادار کرد راست بایستد، نفس بکشد و از ترس قضاوت نلرزد. فروغ فرخزاد نه فقط شاعر یک دوره، که آغاز یک صدا بود؛ صدایی که هنوز، بعد از دهه‌ها، تازه و برهنه و زنده است.

گلرخسار صفی‌اِوا؛ زبان ملت تاجیک

گلرخسار صفی‌اِوا؛ زبان ملت تاجیک

۲۶ آذرماه، زادروز گلرخسار صفی‌اِوا، شاعر پارسی‌گوی تاجیکستان و ملقب به «مادر ملت تاجیک» است؛ شاعری که از دیوارهای خانه پدری و زغال کوره مادر، به قله‌های شعر معاصر فارسی در آسیای میانه رسید و بیش از نیم قرن با زبان و هویت مردمش سخن گفت.

مولانا؛ شاعری که مرگ را به وصال تعبیر کرد

مولانا؛ شاعری که مرگ را به وصال تعبیر کرد

۲۷ آذرماه، سالروز درگذشت مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، فرصتی است برای بازخوانی اندیشه شاعری که مرگ را نه پایان، بلکه آغاز وصال با معشوق می‌دانست؛ اندیشه‌ای که قرن‌هاست در قالب مثنوی معنوی و غزلیاتش زنده مانده و همچنان الهام‌بخش جویندگان معناست.

حبیب ساهر؛ شاعری که از مرز زبان‌ها عبور کرد

حبیب ساهر؛ شاعری که از مرز زبان‌ها عبور کرد

۲۴ آذر، سالروز درگذشت حبیب ساهر، شاعر، داستان‌نویس و مترجمی است که نامش با نوسازی شعر ترکی در ایران گره خورده و رد پای اندیشه و نوآوری‌اش، فراتر از مرزهای جغرافیایی و زبانی، در ادبیات معاصر منطقه ماندگار شده است.

رزا جمالی؛ روایت‌گر اسطوره، زبان و تجربه زنانه در شعر امروز

رزا جمالی؛ روایت‌گر اسطوره، زبان و تجربه زنانه در شعر امروز

رزا جمالی، شاعر و مترجم پیشرو زاده‌ تبریز، از دهه ۱۳۷۰ تا امروز یکی از جریان‌سازترین صداهای شعر معاصر بوده است؛ صدایی که با تجربه‌گری، جسارت زبانی و نگاه اسطوره‌ای خود، مسیر تازه‌ای در روایت زنانه و پسامدرن شعر فارسی گشود.

شعر طنز کیشی‌سن

دوْستوم و کتاب!

دوْستوم ائشیتجه‌ک: کتاب
احوالی اوْلور خراب
چون‌کی بو بئچارانین…

پاییز و پروانه‌ها

از همان کودکی دوست داشت آموزگار شود. می‌خواست چراغ راه هم‌مسیرهای نابینایش باشد. زمانی که خودش دانش‌آموز بود، او را که تنها دختر نابینای ده بود، در مدرسه‌ی کم‌امکانات روستا نمی‌پذیرفتند. اهالی ده، دختران را بدقدم می‌دانستند و معتقد بودند دختری که نابیناست، نگون‌بخت و تاریک است. این‌گونه بود که هیچ‌وقت هم‌بازی و رفیقی جز عروسک‌هایش نداشت.

پربحث ترین

پیشنهادی