منیرو روانیپور را میتوان بیتردید از توانمندترین نویسندگان ادبیات معاصر ایران دانست. اگر رضا براهنی معتقد بود که برای شناخت رمان معاصر ایران باید بیش از هر جا به آثار نویسندگان زن رجوع کرد، آثار روانیپور یکی از روشنترین مصادیق این ادعاست. او نویسندهای است که هم از پشتوانهای غنی در شناخت اسطورهها، فرهنگ عامه، بهویژه جنوب ایران، و هم از تحصیلات دانشگاهی و تجربه زیستن در فرهنگهای گوناگون برخوردار است. همین مجموعه از دانش و تجربه به او اشرافی کمنظیر بر جهان داستانیاش بخشیده است؛ نویسندهای که هرگز در متن خود گم نمیشود، بلکه همواره بر روایت مسلط است و آن را با اطمینان پیش میبرد.
شاید از همین روست که روانیپور در کلاسهای داستاننویسی خود بر نوشتنِ بیوقفه تأکید میکند و از نویسندگان میخواهد فاصله میان اندیشه و حرکت دست بر کاغذ را به حداقل برسانند. چنین توصیهای تنها از کسی برمیآید که اندوختهای عمیق از زبان، تجربه و جهانبینی دارد؛ نویسندهای که برای ساختن جمله درنگ نمیکند، زیرا زبان در او به مرحلهای از پختگی رسیده که بیواسطه جاری میشود. به همین دلیل، نثر روانیپور در عین فخامت، روان، طبیعی و عاری از تصنع است؛ کیفیتی که یادآور شعر کلاسیک اصیل است؛ زبانی که بیتکلف و استوار پیش میرود و زیبایی خود را نه از آرایههای پرزرقوبرق، بلکه از صداقت و تسلط نویسنده میگیرد.
جهان داستانی روانیپور بیش از هر چیز بر زنان متمرکز است؛ تمرکزی که از تجربه زیسته و زاویه نگاه او بهعنوان یک زن سرچشمه میگیرد. زنان آثار او غالباً از طبقات فرودست و در معرض انواع آسیبهای اجتماعی و فرهنگیاند، اما هرگز شخصیتهایی منفعل و بیآگاهی نیستند. آنان رنج میکشند، احساس میکنند، میاندیشند و به وضعیت خود آگاهاند. اگر سکوت میکنند یا به سرنوشت خود تن میدهند، این سکوت حاصل ناآگاهی نیست، بلکه محصول ساختارها و شرایطی است که امکان کنش را از آنان گرفته است. روانیپور با این نگاه، نهتنها از زنان فرودست روایت میکند، بلکه کرامت و آگاهی آنان را نیز به رسمیت میشناسد و نشان میدهد که خاموشی، همیشه نشانه نادانی نیست؛ گاه آخرین شکل مقاومت در برابر جهانی است که راهی برای رهایی باقی نگذاشته است.
به قلم: پروین بابایی
پیام آذربایجان
