تابلوی «لیدی مکبث» اثر آلفرد استیونز، نقاش بلژیکی، با الهام از شخصیت مشهور نمایشنامه «مکبث» اثر ویلیام شکسپیر خلق شده است. این اثر به صحنه خوابگردی لیدی مکبث اشاره دارد؛ زنی که برای رسیدن به قدرت، همسرش را به قتل پادشاه دانکن تشویق میکند و در پنهانکردن جنایت نیز نقش مستقیم دارد، اما پس از رسیدن به تاجوتخت، از آرامش محروم میشود.
لیدی مکبث در آغاز نمایشنامه زنی مصمم و جاهطلب است. او از همسرش میخواهد تردیدهایش را کنار بگذارد و برای رسیدن به پادشاهی دست به جنایت بزند. با این حال، قدرت رسمی در اختیار مردان است و او برای تحقق خواستههایش باید از نفوذ خود بر همسرش استفاده کند. لیدی مکبث حتی از نیروهای فراطبیعی میخواهد زنانگی و ترحم را از وجودش بگیرند؛ گویی برای دستیابی به قدرت باید از ویژگیهایی فاصله بگیرد که فرهنگ زمانهاش به زنان نسبت میدهد.
این تناقض، شخصیت او را از تصویر ساده زنی جاهطلب فراتر میبرد. او در نظمی زندگی میکند که زنان را از قدرت سیاسی دور نگه داشته است، اما برای غلبه بر محدودیتهای آن، به همان الگوی خشونت و سلطه متوسل میشود. او در جنایت مشارکت دارد و مسئولیت اعمالش را نمیتوان نادیده گرفت؛ با این حال، میل او به اثرگذاری و عبور از جایگاه تعیینشده برای زنان، بخشی مهم از پیچیدگی شخصیتش است.
در صحنهای که الهامبخش این نقاشی است، لیدی مکبث در خواب راه میرود و دستهایش را به هم میمالد؛ گویی میکوشد لکه خون را از آنها پاک کند. او پیشتر تصور میکرد اندکی آب برای پاککردن آثار جنایت کافی است، اما اکنون میگوید همه عطرهای عربستان نیز نمیتوانند بوی خون را از دستهایش بزدایند. دستهایی که زمانی ابزار اجرای نقشه او بودند، حالا به نشانهای از ناتوانیاش در رهایی از گذشته تبدیل شدهاند.
در این صحنه، ارادهای که میخواست همهچیز را تحت کنترل خود درآورد، دیگر بر ذهن و بدن صاحبش تسلط ندارد. لیدی مکبث در آغاز میکوشد عواطف و تردیدهایش را کنار بزند؛ اکنون خاطره جنایت، بیآنکه بتواند مهارش کند، در حرکات و کلماتش آشکار میشود. نقاشی این لحظه را به تصویری از کشمکش درونی زنی تبدیل میکند که در مسیر دستیابی به قدرت، مرزهای اخلاقی را پشت سر گذاشته، اما از پیامدهای آن رهایی نیافته است.
لیدی مکبث نه صرفاً زنی شرور است و نه قربانی بیاختیار شرایط. او هم در بازتولید خشونت نقش دارد و هم در برابر محدودیتهای جایگاه اجتماعی خود دستوپا میزند. تراژدی او در این تناقض نهفته است: زنی که برای تصاحب قدرت، میکوشد از آنچه جامعه نشانه زنانگی میداند فاصله بگیرد، اما سرانجام در تنهایی و عذاب وجدان، توانایی کنترل خویش را نیز از دست میدهد.
پیام آذربایجان
