- سیاستهای حمایت از کسبوکارهای خانوادگی باید با مشارکت خود آنها طراحی شود
- چرا تبریز از قافله سفر بومیها جا ماند؟
- «اجل مئیدانی»؛ وقتی هنرِ زنانه و همبستگی، جان میبخشند به صحنه تئاتر
- روزنامه پیامآذربایجان شماره ۲۸۷۰
- روزنامه پیامآذربایجان شماره ۲۸۷۰
- بار سنگین کیف مدرسه بر شانههای کوچک من
- پلههایی میان زمین و آسمان
- توسعه ورزش همگانی و قهرمانی باید همزمان دنبال شود
- روزنامه پیامآذربایجان شماره ۲۸۶۹
- روزنامه پیامآذربایجان شماره ۲۸۶۸
سرویس خبری دلنوشته

سلام بر بانوی غربت و فراق؛ به مناسبت وفات حضرت معصومه (س)
روایتی سوگمندانه از زندگی، هجرت و غربت حضرت معصومه (س)؛ بانویی که شوق دیدار برادر را در مسیر سفری دشوار به جان خرید و در قم آرام گرفت.

آن سوی مرزها، این سوی دلتنگی
وقتی از ایران دورم و میدانم فردا تاسوعاست، و چند سالی است که این روز را در ایران نبودهام، دلم تنگ میشود. تمام روزهای محرمِ بچگیام یادم میافتد. شبهایی که دمِ درِ خانه زیراندازی پهن میکردیم و با همسایهها مینشستیم تا دستههای عزاداری بیایند و عبور کنند…

هفتسین زودهنگام
امسال هفتسین را خیلی زودتر چیدم؛ آن هم با دو تا سبزه…

به یاد دکتر سیروس برادران شکوهی
چه بزرگ بودی، پدربزرگ!
نبودنهایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند؛ و تو برای من آنگونه بودی، پدربزرگ…

غرق در صفحات کهن
پدر، مهربانترین سایهبان زندگی ما بود. دانشی بود بیکران که در گسترهی تاریخ میدرخشید، و قلبی که وسعتش چون دریا بود…

به یاد سالگرد درگذشت دکتر سیروس برادران شکوهی
دلنوشتهای برای پدر
شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خیال…

چقدر خستهایم
چقدر خستهایم…

به نام پروردگار حورای قدسیه
قطعا هیچ یک ازما نمیتوانیم گلوله برفی که از دوستان و همسالانمان خوردهایم…

آن روزهایی که کتاب جادو بود
روز کتابخوانی است و من ناگهان به روزهایی برمیگردم که عاشقانهترین دلبستگیام در زندگی «کتاب» بود…

حیدربابای شهریار؛ روایتی از هویت و درنگی بر عشق
در میان شاهکارهای ادبیات معاصر ایران، شعر «حیدربابا» سیدمحمدحسین شهریار جایگاهی منحصربهفرد دارد؛ شعری که نه تنها در دل آذربایجان، بلکه در سراسر ایران، از خانههای روستایی تا سالنهای دانشگاهی، از مراسم عزاداری تا جشنهای نوروزی، خوانده و بازخوانی میشود. این اثر، فراتر از یک منظومه عاشقانه یا عرفانی، یک پدیده فرهنگیاجتماعی است که ریشه در هویت جمعی، حافظه تاریخی و احساسات عمیق انسانی دارد. شهریار در «حیدربابا» نه تنها شاعر است، بلکه مردمنگار، تاریخنگار احساسات، و صدای خفتهی نسلها است. صدایی که از دل خاک، از زیر باران کوهستان، از میان اشک مادران و خندهی کودکان بیگناه بلند میشود تا به ما یادآوری کند: انسان، پیش از هر چیز، انسان است.
