در روزهای اخیر، به واسطه شرایط جنگی، آموزش مدرسهای به شکل مجازی برگزار میشود. پیش از این نیز تعطیلیهای مکرر بهدلیل آلودگی هوا، برودت شدید یا ناترازی انرژی باعث شده بود حضور دانشآموزان در کلاسهای حضوری به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند. اکنون با شرایط جدید و محدودیتهای اینترنت، آموزش عملاً به روزی دو ساعت کلاس مجازی محدود شده است؛ دو ساعتی که در عمل بخش قابل توجهی از آن صرف حضور و غیاب میشود و باقی آن نیز اغلب با ارسال چند فایل آموزشی به پایان میرسد.
والدین بسیاری از دانشآموزان از تجربهای مشابه سخن میگویند. ظرفیت پایین پلتفرم «شاد» باعث شده مدارس نتوانند همه پایهها را همزمان در ساعات صبح برگزار کنند. بنابراین زمان کلاسها بین پایهها تقسیم شده و هر گروه تنها دو ساعت فرصت حضور دارد. در همین دو ساعت نیز بخشی از زمان صرف ثبت حضور و غیاب میشود و در ادامه معلم معمولاً یکی دو فایل آموزشی ارسال میکند. دانشآموزان فرصت کوتاهی برای انجام تکلیف پیدا میکنند و کلاس پایان مییابد.
در چنین شرایطی طبیعی است که پرسش مهمی مطرح شود: آیا با چنین شیوهای میتوان درسهایی مانند ریاضی یا فارسی را که نیازمند توضیح دقیق، تمرین و تکرار هستند بهدرستی آموزش داد؟
آموزش واقعی تنها به ارائه محتوا محدود نمیشود. یادگیری در بسیاری از درسها، بهویژه ریاضی، نیازمند تعامل مداوم میان معلم و دانشآموز است: توضیح مفاهیم، حل مثال، پرسیدن سؤال، اصلاح اشتباهها و تمرینهای پیدرپی. وقتی کلاس به ارسال چند فایل تقلیل پیدا میکند، این چرخه آموزشی عملاً از بین میرود و دانشآموز به دریافتکننده منفعل محتوا تبدیل میشود.
از سوی دیگر، مشکلات فنی نیز نقش مهمی در کاهش کیفیت آموزش دارند. سرعت پایین اینترنت و قطع و وصل شدن آن باعث میشود حتی همین فایلهای آموزشی نیز گاهی دیر به دست دانشآموزان برسد یا اصلاً دریافت نشود. برگزاری کلاس آنلاین هم به دلیل محدودیتهای زیرساختی اغلب با مشکل مواجه است و بسیاری از دانشآموزان قادر به اتصال پایدار نیستند. در چنین شرایطی با پایان یافتن زمان دو ساعته کلاس و آغاز نوبت پایههای دیگر، عملاً فرصت ادامه آموزش از بین میرود.
با این حال، دشواریها تنها متوجه دانشآموزان و والدین نیست. معلمان نیز با مشکلات مشابهی دستوپنجه نرم میکنند. تولید محتوای آموزشی مناسب برای فضای مجازی نیازمند زمان، ابزار و دسترسی به منابع مختلف است؛ اما بسیاری از تعطیلیها ناگهانی و غیرمنتظرهاند و معلم فرصت کافی برای آمادهسازی محتوا ندارد. از سوی دیگر، محدودیت اینترنت امکان جستوجو و دسترسی به منابع آموزشی آماده را نیز کاهش میدهد.
مدیریت کلاس مجازی نیز چالش بزرگی است. وقتی امکان تماس تصویری یا گفتوگوی روان میان دانشآموزان و معلم وجود ندارد، کنترل کلاس و رسیدگی به پرسشها بسیار دشوار میشود. معلم باید در مدت کوتاه به حضور و غیاب، ارسال محتوا، پاسخ به پیامها و بررسی تکالیف رسیدگی کند؛ وظایفی که در فضای حضوری به شکل طبیعی و همزمان انجام میشوند اما در محیط مجازی با محدودیتهای فنی بسیار پیچیدهتر میشوند.
در نتیجه، آنچه امروز به عنوان کلاس مجازی برگزار میشود در بسیاری از موارد بیش از آنکه یک فرایند آموزشی کامل باشد، به نوعی آموزش حداقلی و اضطراری شباهت دارد؛ تلاشی برای حفظ ارتباط مدرسه و دانشآموز، نه جایگزینی واقعی برای کلاس درس.
این وضعیت نه تنها برای والدین نگرانکننده و فرساینده است، بلکه برای معلمان نیز فشار قابل توجهی ایجاد میکند. آموزش مؤثر نیازمند زمان، تعامل، ابزار مناسب و زیرساخت پایدار است؛ عناصری که در شرایط فعلی به شکل جدی با محدودیت مواجهاند. اگر قرار است آموزش مجازی در چنین شرایطی ادامه پیدا کند، بدون تقویت زیرساختها و فراهم شدن منابع آموزشی مناسب، نمیتوان انتظار داشت کیفیت یادگیری دانشآموزان در سطح مطلوب باقی بماند
به قلم: پروین بابایی
پیام آذربایجان
