پیشگیری از خودکشی؛ فقط نجات یک نفر نیست، اصلاح جامعه است

روز جهانی پیشگیری از خودکشی، فرصت خوبی است تا درباره موضوعی حرف بزنیم که معمولاً وقتی به آن توجه می‌کنیم که یک اتفاق تلخ رخ داده است. از پیشگیری می‌گوییم، از مراجعه به روان‌شناس و ضرورت توجه به سلامت روان؛ اما شاید لازم باشد کمی عمیق‌تر نگاه کنیم و از خودمان بپرسیم چه چیزی باعث شده امید به زندگی در بخشی از جامعه تا این اندازه شکننده شود؟

روز جهانی پیشگیری از خودکشی، فرصت خوبی است تا درباره موضوعی حرف بزنیم که معمولاً وقتی به آن توجه می‌کنیم که یک اتفاق تلخ رخ داده است. از پیشگیری می‌گوییم، از مراجعه به روان‌شناس و ضرورت توجه به سلامت روان؛ اما شاید لازم باشد کمی عمیق‌تر نگاه کنیم و از خودمان بپرسیم چه چیزی باعث شده امید به زندگی در بخشی از جامعه تا این اندازه شکننده شود؟

خودکشی را نمی‌توان به یک دلیل ساده نسبت داد. معمولاً مجموعه‌ای از فشارها و اتفاقات، فرد را به نقطه‌ای می‌رسانند که احساس می‌کند دیگر توان ادامه دادن ندارد. فشار اقتصادی، بیکاری، ناامنی شغلی، مشکلات خانوادگی، شکست عاطفی، تنهایی، احساس بی‌آیندگی، خشونت، آزار و تعرض، تبعیض و طردشدگی، هرکدام می‌توانند بخشی از این زنجیره باشند. گاهی هم چیزی که برای ما یک جمله ساده یا یک شوخی معمولی است، برای انسانی که مدت‌ها تحت فشار بوده، زخمی عمیق ایجاد می‌کند.

طعنه، تحقیر، مقایسه کردن، سرزنش و شکستن شخصیت آدم‌ها را نباید ساده گرفت. شاید کسی که روبه‌روی ما ایستاده، در ظاهر آرام باشد، اما از جنگی خبر داشته باشد که هیچ‌کس از آن اطلاعی ندارد. ما نمی‌دانیم پشت یک سکوت، یک لبخند یا حتی یک رفتار عادی چه میزان خستگی و ناامیدی پنهان شده است.

به همین دلیل، پیشگیری از خودکشی فقط مسئولیت روان‌شناس، روان‌پزشک یا خانواده نیست؛ یک مسئولیت اجتماعی است. البته مراجعه به متخصص و ایجاد خدمات فوری برای افراد در بحران اهمیت بسیار زیادی دارد، اما اگر بخواهیم واقعاً پیشگیری کنیم، باید قبل از رسیدن انسان به بحران کاری انجام دهیم.

یکی از مهم‌ترین اقدامات، دسترسی آسان و کم‌هزینه مردم به خدمات سلامت روان است. مشاوره و روان‌درمانی نباید به خدمتی تبدیل شود که فقط بخشی از جامعه توان پرداخت هزینه آن را داشته باشند. بیمه‌ها باید پوشش خدمات روان‌شناختی را جدی‌تر کنند و مراکز دولتی و عمومیِ قابل اعتماد، خدمات محرمانه و در دسترس ارائه دهند. از سوی دیگر، برای افرادی که در شرایط بحرانی قرار می‌گیرند، باید مسیرهای سریع و شبانه‌روزی برای دریافت کمک وجود داشته باشد؛ مسیری که فرد را در لحظه‌ای که بیشترین نیاز را به حمایت دارد، پشت صف‌های طولانی و هزینه‌های سنگین قرار ندهد.

اما پیشگیری از مدرسه هم باید آغاز شود. کودکان و نوجوانان باید یاد بگیرند چگونه با شکست، خشم، سوگ، اضطراب، تنهایی و بحران‌های عاطفی مواجه شوند و چگونه در زمان نیاز کمک بخواهند. مدرسه فقط محل آموزش درس‌های کتاب نیست؛ بخش بزرگی از شخصیت و مهارت‌های اجتماعی انسان در همین محیط شکل می‌گیرد. وجود مشاوران آموزش‌دیده، امکان گفت‌وگوی محرمانه با دانش‌آموزان و مقابله جدی با قلدری، تمسخر و تحقیر می‌تواند از بسیاری از آسیب‌ها پیشگیری کند.

از سوی دیگر، نمی‌توان درباره خودکشی حرف زد و نقش شرایط اقتصادی و اجتماعی را نادیده گرفت. وقتی جوانی شغل ندارد، آینده شغلی‌اش مبهم است، برای استقلال مالی با مشکل مواجه است و هر روز با فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نمی‌توان همه مسئولیت را به «بالا بردن تاب‌آوری» او محدود کرد. تاب‌آوری لازم است، اما انسان برای تاب‌آور بودن به حداقلی از امنیت، حمایت و امید نیاز دارد. ایجاد فرصت‌های شغلی، کاهش ناامنی اقتصادی، حمایت از خانواده‌های کم‌برخوردار و فراهم کردن زمینه استقلال جوانان، بخشی از همان پیشگیری است که کمتر درباره آن صحبت می‌کنیم.

در موضوع خشونت، آزار و تعرض نیز باید جدی‌تر عمل کرد. فردی که قربانی خشونت شده، نباید بعد از حادثه دوباره با سرزنش، بی‌اعتمادی یا پرسش‌هایی مواجه شود که او را مقصر جلوه دهد. حمایت روانی، پزشکی، اجتماعی و حقوقی باید در دسترس قربانیان باشد تا فرد پس از یک تجربه تلخ، احساس نکند همه راه‌ها به بن‌بست رسیده است.

رسانه‌ها نیز در این میان مسئولیت مهمی دارند. پرداختن به خودکشی نباید به انتشار یک خبر تکان‌دهنده و بازگو کردن جزئیات حادثه محدود شود. رسانه می‌تواند به جای بازتولید تلخی، درباره عوامل خطر، راه‌های دریافت کمک، خدمات حمایتی و راهکارهای پیشگیری آگاهی ایجاد کند و به شکستن تابوی مراجعه به متخصصان سلامت روان کمک کند.

اما همه این مسئولیت‌ها را نمی‌توان بر دوش نهادها گذاشت. بخشی از پیشگیری از همین رفتارهای روزمره ما آغاز می‌شود. اینکه وقتی کسی حال خوبی ندارد، به جای قضاوت و نصیحت، به حرفش گوش بدهیم؛ اینکه مشکلاتش را کوچک نشماریم؛ اینکه شکست، بیکاری، طلاق، مشکلات مالی یا بحران عاطفی را بهانه‌ای برای تحقیر او نکنیم و اگر متوجه تغییر جدی در رفتار یک دوست یا عضو خانواده شدیم، بی‌تفاوت از کنار آن نگذریم.

گاهی لازم نیست مشکل کسی را حل کنیم. گاهی فقط کافی است به او بفهمانیم که تنها نیست.

در نهایت، اگر قرار است پیشگیری از خودکشی را جدی بگیریم، باید از نگاه مقطعی فاصله بگیریم. این موضوع فقط به سلامت روان مربوط نیست؛ به اقتصاد، آموزش، خانواده، رفاه اجتماعی، فرهنگ عمومی، رسانه و حتی نوع رفتار ما با یکدیگر مربوط است.

باید جامعه‌ای بسازیم که در آن انسان‌ها نه فقط در لحظه بحران، بلکه در تمام مسیر زندگی احساس حمایت کنند؛ جامعه‌ای که در آن دسترسی به درمان و مشاوره دشوار نباشد، قربانی خشونت تنها نماند، جوان احساس بی‌آیندگی نکند، کودک تحقیر نشود و آدم‌ها یاد بگیرند قبل از قضاوت کردن، کمی بیشتر به حال یکدیگر فکر کنند.

روز جهانی پیشگیری از خودکشی نباید فقط یادآوری یک آمار یا یک شعار باشد. باید تلنگری باشد برای اینکه بفهمیم نجات یک انسان، از لحظه‌ای که تصمیم به آسیب زدن به خودش می‌گیرد آغاز نمی‌شود؛ از روزهایی آغاز می‌شود که هنوز امیدش را از دست نداده است.

شاید نتوانیم همه مشکلات یکدیگر را حل کنیم، اما می‌توانیم کاری کنیم که هیچ‌کس در سخت‌ترین روز زندگی‌اش احساس نکند کاملاً تنهاست.

پیشگیری از خودکشی فقط جلوگیری از مرگ نیست؛ تلاش برای ساختن جامعه‌ای است که انسان‌ها در آن، دلیل بیشتری برای ماندن داشته باشند.

فاطمه تیزجنگ

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://payamazarbayjan.ir/?p=16569

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

هیچ محتوایی موجود نیست

پیشنهادی: