حسرت یک آسمان آبی ساده، نه یک شعار محیط زیستی، بلکه تبدیل به یک مطالبهی حیاتی شده است.
سالهاست که زمستان در تبریز، با نامه سیاهی به دست ما میرسد؛ نامهای که نه بوی برف و سرما، که بوی تلخ و زنندهی مازوت میدهد. این شهر تاریخی و پایتخت محیط زیست کشورهای اسیایی در ۲۰۲۵ ، هر سال با شروع سردی هوا، به یک زندان سربی تبدیل میشود که سقف آن را دود و ذرات معلق خفهکننده پوشانده است. ما دیگر به جای ترفندهای هوای پاک، تقویممان را با شمارش روزهای «آلوده برای تمام گروهها» تنظیم میکنیم.
اما مسئله، صرفاً آلودگی نیست، مسئله یک خیانت تکراری به سلامت عمومی است. میدانیم. همه میدانیم. مسئولان میدانند. صنعت میداند. سالهاست که تصمیمگیری سهلالوصول و ارزانقیمتِ سوزاندن مازوت در نیروگاهها و صنایع بزرگ اطراف شهر، سلامت صدها هزار شهروند را به گروگان گرفته است. این یک اشتباه محاسباتی نیست، یک انتخاب آگاهانه است: انتخاب میان صرفهجویی کوتاهمدت در هزینههای سوخت و هزینه بلندمدتِ زندگی انسانها.
شما از «سیاهه انتشار» حرف میزنید که قرار است ۱۴۰۵ منتشر شود. اما جناب مسئول، سیاهه انتشار ما همینجاست، هر روز در ریههای کودکانمان و در سرفههای خشک سالمندانمان ثبت میشود. آمار رسمی میگوید که آلودگی هوا دومین عامل مرگ زودرس است و در تهران حدود ۱۵ درصد از مرگهای طبیعی به مواجهه طولانیمدت با ذرات معلق زیر ۲.۵ میکرون نسبت داده میشود؛ وای به حال شهر ما که مازوت، چگالی این فاجعه را چند برابر کرده است. آیا برای این آمار، نیازی به تدوین سند دوسالهی ۱۴۰۵ است؟ آیا بوی مازوت آنقدر کم است که تا آن زمان باید صبر کرد تا با مدرک رسمی ثابت شود که نفس کشیدن برایمان ممنوع شده است؟
زمستان تبریز زیباییهای خاص خود را دارد، اما این شهر مدتهاست که از فراز کوه عینالی به پایین خیره شده و جز یک پتوی خاکستری که هویت آسمانش را ربوده، چیزی نمیبیند. حسرت یک آسمان آبی ساده، نه یک شعار محیط زیستی، بلکه تبدیل به یک مطالبهی حیاتی شده است.
از پشت میزهای گرم و شیشههای دوجداره، دیدن شهر در زیر غبار شاید آسان باشد، اما باید در کوچههای تبریز نفس کشید تا عمق این درد را فهمید. باید شنید که چگونه مادران، فرزندانشان را با نگرانی از خانه بیرون میفرستند و چگونه رانندگان تاکسی با ماسکهای بیاثر، ساعتها در این سموم شناورند.
تا کی قرار است راهحل ما برای بحران انرژی، فدا کردن بزرگترین سرمایهمان یعنی جان شهروندان باشد؟ این «مدیریت کیفیت هوا» که از آن صحبت میکنید، باید از همین امروز آغاز شود. زمان موکول کردن مسئولیتها به گزارشهای آینده و به گردن انداختن تقصیرها به اقلیم و وارونگی دما، گذشته است. آلودگی تبریز نام دارد: «مازوت». و تا زمانی که این نام از منابع تولید انرژی حذف نشود، آرزوی آسمان آبی ما همچنان زیر سیاهی دود خفه خواهد شد.
مسئولان بدانند: مازوت فقط سوخت ارزان نیست، قیمت آن را هر روز با جانمان میپردازیم.
به قلم: معصومه شکوهی
